ورزشی
زندگی پیامبر اکرم(ص) پر از لحظات پربرکت و آموزنده است، اما برخی از سخنان ایشان، همچون چراغی جاودانه، مسیر هدایت انسان‌ها را روشن می‌کند. یکی از این فرازهای ماندگار، توصیه‌ای است که پیامبر(ص) به‌عنوان یادگاری ارزشمند برای امت خویش به جای گذاشت: «إنی تارک فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی». این وصیت، نه تنها تأکیدی بر اهمیت قرآن و عترت است، بلکه نشان می‌دهد که سعادت و نجات انسان‌ها در تمسک همزمان به این دو سرمایه الهی نهفته است. درک عمیق این حقیقت، ما را قادر می‌سازد تا مسیر هدایت را بدون انحراف طی کنیم و از برکات همراهی قرآن و عترت بهره‌مند گردیم.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سلسله درس‌گفتار رمضانی با عنوان پای سخن رسول(ص)، با بیان عبدالحسین طالعی، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده تهیه شده است تا در قالبی کوتاه و منظم، نکاتی از سیره، اخلاق و درس‌های زندگی پیامبر اکرم(ص) را مرور کند، آنچه در این مجال تقدیم می‌شود به اهمیت جاودانه «ثقلین» پرداخته و روشن می‌سازد که تمسک هم‌زمان به قرآن و عترت، راهنمای قطعی نجات و هدایت بشر است. آنچه در پی می‌آید، تأملی است بر این میراث گران‌بها و درس‌های زندگی که پیامبر(ص) برای امت خویش به یادگار گذاشتند.

بنابر روایت ایکنا، در ادامه بخش پنجم این درس‌گفتار را می‌خوانیم و می‌بینیم:

«السلام علیک یا رسول‌الله»

یکی از فرازهای فوق‌العاده شامخ و سترگ زندگی رسول خدا(ص)، کلامی است که آن پیامبر رحمت به‌عنوان یادگاری ارزشمند برای امت خود منتقل کرد؛ وصیتی جاودانه که تا ابد مسیر نجات و هدایت را روشن می‌کند. آن کلام این است: «إنی تارک فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی». با این بیان ماندگار، پیامبر(ص) دست خود را در دست عترت گذاشت و به ما فرمود که اگر به این دو تمسک کنید، پس از من، هرگز گمراه نخواهید شد. به عبارتی، برای اینکه بعد از پیامبر(ص) به هیچ وجه گمراه نشوید، باید همزمان به این دو رشته الهی تمسک کنید.

تمسک به قرآن و عترت به صورت همزمان، به این معناست که این دو جدا از هم نیستند. تصور نکنیم که اگر کسی تنها به قرآن تمسک کرد، نصف دین را دارد یا اگر تنها به عترت تمسک کرد، نیمی دیگر را دارد. خیر، این دو مثل تار و پود یک فرش هستند؛ اگر تار یا پود جدا شود، دیگر فرش باقی نمی‌ماند. یا مثل دو روی یک سکه‌اند؛ اگر یک روی سکه ساییده شود، دیگر سکه کامل نیست و ارزش آن نصف نمی‌شود، بلکه اعتبار آن زیر سؤال می‌رود.

می‌توان مثال دیگری را بیان کرد: اعتبار یک اسکناس به نخ امنیتی وسط آن وابسته است. اگر آن نخ نباشد، حتی اگر اسکناس به ظاهر سالم باشد، اسکناس جعلی است. به همین صورت، قرآنی که بدون عترت باشد، می‌تواند وسیله سوءاستفاده گروه‌های منحرف شود، همانند خوارج یا داعش و سایر گروه‌ها در طول تاریخ. اما قرآن در کنار عترت، راه هدایت را به نسل‌ها منتقل می‌کند و سبک زندگی صحیح و سالمی ارائه می‌دهد.

لازم نیست نگاه ما صرفاً حدیثی باشد؛ حتی اگر حدیث ثقلین را هم در نظر نگیریم و صرفاً به‌عنوان یک واقعیت تاریخی بدانیم، تاریخ و تحلیل قضایای تاریخی به ما نشان می‌دهد که قرآن بدون عترت می‌تواند دست حاکمان ظالم یا عالمانی که قصد گمراهی دارند، ابزار سوء استفاده شود. در حالی که قرآنی که همراه عترت باشد، هدایت و زندگی صحیح را ارائه می‌کند.

این همراهی تا روز ظهور امام عصر(سلام الله علیه)، ادامه دارد؛ ایشان به‌عنوان خاتم عترت، قرآن را به طور کامل و صحیح اقامه خواهند کرد، بدون افراط و تفریط، بدون سوء استفاده و کجی. امیدواریم آن روز زیبا را نظاره کنیم و از برکات آن بهره‌مند شویم بمنه و کرمه.

منبع خبر: خبرآنلاین