محل اداره روزنامه خیابان ناصری (ناصرخسرو) کتابخانه تربیت و قیمت روزنامه ۴ شاهی بوده است. شمارگان عادی روزنامه حدود پنج هزار نسخه بود و پارهای از شمارهها تجدید چاپ نیز میشدند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، در میان انبوه نشریاتی که در تبوتاب مشروطه منتشر میشدند، «صوراسرافیل» خیلی زود به چهرهای شاخص بدل و صدای تازهای در هیاهوی مشروطه شد. تلفیق بیباکی جهانگیرخان در نقد حکومت قاجار و فساد اداری، با قلم منحصربهفرد دهخدا، روزنامهای ساخت که همزمان هم سیاسی بود، هم ادبی و هم مردمی. این هفتهنامه در طول عمر کوتاه خود ۳۲ شماره منتشر کرد و در تمام این مدت، پیوسته از مجلس و آرمانهای مشروطه دفاع میکرد.
این روزنامه در هشت صفحه، به قطع وزیری و با چاپ سربی در چاپخانه سنگی پارسیان به طبع میرسید. سرلوحه روزنامه به خط نسخ درشت نوشته میشد و بالاتر از سرلوحه، تصویر فرشته آزادی بود که در صور میدمید و گروهی او را به یکدیگر نشان میدادند و در بالا و پایین آن هم دو آیه از قرآن کریم از سوره یس و مومنون نوشته شده بود.
محل اداره روزنامه خیابان ناصری (ناصرخسرو) کتابخانه تربیت و قیمت روزنامه ۴ شاهی بوده است. شمارگان عادی روزنامه حدود پنج هزار نسخه بود و پارهای از شمارهها تجدید چاپ نیز میشدند، تا آنجا که عبدالله مستوفی شمارگانش را تا بیستوچهار هزار نسخه نیز نوشته است.

جایی که کوچه به سیاست رسید
شهرت فراگیر صوراسرافیل اما بیش از هر چیز مدیون ستونی به نام «چرند و پرند» بود. دهخدا که این ستون را با امضای رمزآلود «دخو» مینوشت، جسورانه زبان رسمی و سنگین روزنامههای عصر قاجار را کنار گذاشت و به جای آن، نثر شیرین و گزنده کوچه و بازار را به خدمت طنز سیاسی گرفت.
به همین سادگی باعث شد مردم عادی هم نوشتهها را بفهمند و با آن ارتباط بگیرند، چیزی که در روزنامهنگاری آن زمان خیلی تازه بود.
از شوخیهای رندانه تا نامههای خیالی و تلگرافهای جعلی
ضربالمثلهای عامیانه، شوخیهای رندانه، نامههای خیالی، تلگرافهای جعلی و گفتوگوهای ساختگی، همگی تبدیل به قالبی برای کالبدشکافی استبداد، رشوه، خرافات و نادانی اجتماعی شدند. همین زبان ساده و همهفهم بود که باعث میشد نوشتههای «دخو» دهانبهدهان میان مردم عادی بچرخد و نفوذی بیسابقه پیدا کند.

تیپهایی که از دل طنز تاریخ را نقد میکردند
یکی از رازهای ماندگاری «چرند و پرند»، شخصیتهای تکرارشوندهای بود که دهخدا خلق کرد؛ تیپهایی آشنا از متن جامعه ایران که هرکدام نماد یک خصلت بودند.
«سگ حسن دله»، مظهر چاپلوسی و تملق در برابر قدرت. «خرمگس»، نماینده فضولی و ایجاد فتنه. «نخود هر آش»، نماد دخالتهای بیجای عوام و آزادخان، نماد صدای آزادیخواهی و بیداری بود.
این شخصیتها آنقدر برای مخاطبان واقعی و ملموس بودند که «چرند و پرند» را به آغاز طنز سیاسی مدرن فارسی بدل کردند.
سرانجام صوراسرافیل و روزنامهاش
اما عمر این فریادگر چندان نپایید. با به توپ بستن مجلس و سرکوب مشروطهخواهان، میرزا جهانگیرخان شیرازی دستگیر و اعدام شد. دهخدا نیز به ناچار ایران را ترک کرد و تنها چند شماره دیگر از روزنامه را در غربت منتشر کرد. عمر روزنامه بیش از سه شماره نمیپاید.
با این حال، روح صوراسرافیل نمرد. امروز، پژوهشگران این روزنامه را نهفقط یک سند سیاسی، که سرآغاز تحولی بزرگ در زبان و طنز فارسی و آغاز طنز سیاسی میدانند.
۲۵۹