دکتر ارفعی در سال ۱۳۵۸ یا ۱۳۵۹ مازاد تشخیص داده شد. من اصلاً نمیخواهم بگویم چرا و به چه صورتی. آنچه میخواهم بگویم این است که خسارتی فرهنگی به پژوهش ایرانی وارد شد... چون از نزدیک شاهد بودم...
امیرحسین جعفری| خبرآنلاین: عبدالمجید ارفعی شهریور ۱۳۱۸ در گنوی بندرعباس به دنیا آمد. پدرش میرعبدالله اصالتاً اهل اوز فارس بود و خانواده بعدها به یزد و تهران کوچ کرد. وی در یزد تحصیل را شروع کرد اما مجددا به دبستان جاوید بندرعباس بازگشت. از کلاس ششم به بعد را در مدرسه منوچهری و البرز و دارالفنون تهران خواند و همدرس بهرام بیضایی شد.
اما نقطه عطف زندگیاش را باید در کتابخانه ملی جستوجو کرد. نوجوانی کنجکاو بود که با نوشتههای ابراهیم پورداوود آشنا شد. از استاد متینی الفبای فارسی باستان را یاد گرفت. بعد سراغ پهلوی رفت و از روی کتاب «کارنامه اردشیر بابکان» محمدجواد مشکور، این زبان را هم آموخت. اوستایی را هم با گاتهای پورداوود خواند. نکته قابل توجه اینجاست که تمامی این تجارب پیش از ورود او به دانشگاه است. (مستند زندگی مجید ارفعی)
او در جوانی به سنگنوردی و ورزش نیز علاقه زیادی داشت. مشخصا در سال ۱۳۳۹ برای ارفعی آغاز سنگنوردی در تهران بود.
در دانشگاه تهران زبان و ادبیات فارسی خواند. اما سرنوشت او را جای دیگری میخواست. پرویز ناتل خانلری، به او گفت: « اوستا و پهلوی را دیگران هم میخوانند و یاد میدهند. تو برو اکدی و آشوری را بخوان.» او پس از مشورت با استاد پورداوود، در مهر ۱۳۴۴ بود که راهی آمریکا شد. دو سال مقدمات اکدی را در پنسیلوانیا آموخت و بعد رفت به مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو؛ همان جایی که هزاران گلنبشته تختجمشید، به امانت نشسته بود.
اوزیر نظر ریچارد هلک، مشهورترین استاد خط و زبان ایلامی، کار را شروع کرد. هلک هر شب چند کتیبه خواندهشده را به او میداد تا از روی متن ترجمهشده، بخواند. بعد از مدتی، کتیبههای خواندهنشده را هم به ارفعی سپرد. این تمرین، بعدها کتاب «گلنبشتههای باروی تختجمشید» را ساخت. تیر ۱۳۵۳ از رساله دکترایش دفاع کرد با عنوان «زمینههای جغرافیایی فارس براساس گلنبشتههای تختجمشید». همان سال به ایران برگشت و نزدی خانلری برای پژوهش رفت.
مازاد تشخیص داده شد
انقلاب که شد، همه چیز تغییر کرد. کتایون مزداپور، استاد زبانهای باستانی، سالها بعد در مراسم بزرگداشت ارفعی گفت: «دکتر ارفعی در سال ۱۳۵۸ یا ۱۳۵۹ مازاد تشخیص داده شد. من اصلاً نمیخواهم بگویم چرا و به چه صورتی. آنچه میخواهم بگویم این است که خسارتی فرهنگی به پژوهش ایرانی وارد شد... چون از نزدیک شاهد بودم، باید بگویم هرگز این دانشمند پاکباز از کار خواندن الواح غفلت نکرد. اگرچه جایی نداشت، اما کار کرد و کار کرد. مدارک و نوشتههای تازه به دستش نرسید، اما او همچنان برترین پژوهنده در رشته خود ماند.» (صدوسیوششمین بخارا، شب عبدالمجید)
تنها ایرانی در میان ایلامشناسان جهان
ارفعی تنها ایرانیای بود که در رشته زبانهای ایلامی و اکدی تخصص داشت. شاید تنها کسی که میتوانست بقیه آن گلنبشتهها را بخواند و ترجمه کند. کتاب «گلنبشتههای باروی تختجمشید» حاصل سالها کار اوست. صد و پنجاه گلنبشته که مؤسسه شرقی دانشگاه شیکاگو سال ۱۳۲۷ به ایران پس فرستاده بود، به اضافه تعدادی از گلنبشتههای موزه ملی ایران. او اینها را بازخوانی کرد و با تصاویرشان منتشر ساخت. به عبارت ساده، ارفعی زندگی روزمره مردم عادی در دوره هخامنشی را روایت کرد، نه فقط پادشاهان و جنگها، که کارگران و زنان شیرده و مسافران گرسنه را.
لیست کتاب های ارفعی به شهر زیر است:
۱- گلنبشتههای باروی تختجمشید/ مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۷: مهمترین کتاب ارفعی. حاصل سالها کار روی ۱۵۰ گلنبشتهای که مؤسسه شرقی دانشگاه شیکاگو سال ۱۳۲۷ به ایران پس فرستاد، به اضافه تعدادی از گلنبشتههای موزه ملی ایران. اینها اسناد اداری و مالی سالهای سیزدهم تا بیستوهشتم پادشاهی داریوش بزرگ (۵۰۹ تا ۴۹۴ پیش از میلاد) هستند. ارفعـی در این کتاب نشان داد که این گلها چیزی جز حسابداری روزمره نیستند: حملونقل کالا، دریافت و پرداخت حقوق کارگران، جابجایی مسافران دولتی. اما همین حسابداری ساده، پنجرهای است به زندگی مردمان عادی که تاریخ از آنها چیزی ننوشته .این کتاب در هشتمین دوره جایزه کتاب فصل، در حوزه زبانهای باستانی به عنوان کتاب برتر شناخته شد.
۲- فرمان کوروش بزرگ (منشور کوروش)/ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۹ ارفعی نخستین مترجمی است که منشور کوروش را مستقیماً از زبان اصلی (بابلی نو) به فارسی ترجمه کرد. پیش از او ترجمههایی بود، اما همه از روی ترجمههای دیگر. ارفعی خودش رفت سراغ اصل منشور، با مولاژ کار کرد، نسخهبرداری تازه انجام داد و متن را مستقیماً از خط میخی بابلی بیرون کشید. در این کتاب، متن اصلی به خط میخی، آوانویسی، ترجمه تحتاللفظی و ترجمه روان در کنار هم آمده است.
۳- فرهنگ، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۹، نویسندگان: عبدالمجید ارفعی، مهدی مداینی
۴- پیشینه و تکرار نام رکان در گلنبشتههای تختجمشید؛ کتابی کوتاه که به بررسی یک نام خاص (رکان) در گلنبشتههای تختجمشید میپردازد. نسخه الکترونیک آن در برخی سایتها موجود است.
۵- ترجمه متنهای حقوقی بینالنهرین از روی کتیبهها، مجموعهای از ترجمههای ارفعی از متون حقوقی باستانی بینالنهرین. این متون شامل قراردادها، اسناد ملکی و قضایی هستند که از دل کاوشهای باستانشناسی به دست آمدهاند.
۶- رساله دکتری: زمینههای جغرافیایی فارس بر اساس گلنبشتههای تختجمشید/ دانشگاه شیکاگو، ۱۳۵۳؛ رساله دکترای ارفعی در دانشگاه شیکاگو که در تیر ۱۳۵۳ از آن دفاع کرد. هرگز به صورت کتاب منتشر نشد، اما منبع اصلی تمام کارهای بعدی او شد.
منشور کورش به فارسی امروزی
کار بزرگ دیگرش ترجمه منشور کورش بود. نخستین بار بود که یک ایرانی این متن را مستقیماً از زبان اصلی (بابلی نو) به فارسی ترجمه میکرد. قبلاً ترجمههایی بود، اما از روی ترجمههای دیگر. ارفعی خودش رفت سراغ اصل منشور، با مولاژ کار کرد، نسخهبرداری تازه کرد و ترجمهای مستقیم ارائه داد . این کتاب سال ۱۳۸۹ توسط مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی منتشر شد.
تالار کتیبهها با دستهای خودش
بین سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲، اتفاق دیگری افتاد. ارفعی و شاهرخ رزمجو، تالار کتیبهها را در موزه ملی ایران ساختند و آماده کردند. گفته میشود خودشان قفسهها را نصب کردند. خرید کتاب در آن سالها دشوار بود. برای تأمین کتاب، ارفعی رفت به پژوهشکده علوم انسانی تا از همان کتابهایی که بیست سال پیش خودش خریده بود، فتوکپی بگیرد .
شاگردانی که به آلمان رفتند
یکی از غمهای بزرگ ارفعی، نبود جایی برای تربیت شاگرد بود. کتایون مزداپور در همان مراسم بزرگداشت، درخواست کرد: «برای او جایی در سلسله مراتب دولتی فراهم کنید که بنا بر قانون رسمیت داشته باشد. در کنار او، شاگردانش، سه بانویی که مدرک دکترای خود را پس از تلمذ در حضور استاد ارفعی، در آلمان گرفتهاند، رسماً به کار دعوت شوند.»
شاگردان ایرانی استاد ارفعی، برای گرفتن مدرک دکترا رفته بودند آلمان. چون در ایران جایی برای این رشته نبود.
ژاله آموزگار، پژوهشگر زبانهای باستانی، درباره او گفت: «دکتر ارفعی هرگز آنچه را که داشته دریغ نکرده است. او شاگرد پرورانده و این مهم است. استادان ما دیگر جانشین ندارند و دکتر ارفعی یکی از محاسنش شاگردپروری است.»
خورشیدی که غروب کرد
خرداد ۱۴۰۱، کمیسیون ملی یونسکو در ایران و کمیته ملی موزهها، «نشان خورشید» را به او اهدا کردند. نشان ایکوم را هم دریافت کرد .پیش از آن، سال ۱۳۹۴، جایزه سرو ایرانی را گرفته بود برای یک عمر کوشش فرهنگی.
حجتالله ایوبی، دبیرکل وقت یونسکو در ایران، آن روز گفت: «ما بخشی از تاریخ پرفرازونشیب این روزگار را مدیون شما هستیم. فهم هویت امروزمان مرهون تلاش دکتر ارفعی است.»
میرجلالالدین کزازی نیز در اینباره گفته است: «دکتر ارفعی پژوهشگر راستین اکنون و آینده است. زبانهای کهن به نیاکان میمانند. کسی که در باستان ایران میپژوهَد، پژوهشگر راستین اکنون و آینده ایران است.»
پایان یک زبان شناس
ششم اسفند ۱۴۰۴، عبدالمجید ارفعی در ۸۶ سالگی از دنیا رفت. یادش گرامی
۲۵۹