ورزشی
در آغاز نبرد، اوضاع به‌هیچ‌وجه به زیان ناپلئون نبود. او دو روز پیش‌تر پروسی‌ها را در لینی شکست داده بود و گمان می‌کرد با فرستادن یک سپاه به فرماندهی مارشال گروشی در تعقیب آنان، تهدیدشان را خنثی کرده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ نبرد واترلو بیش از دویست سال است که موضوع بحث و مناقشه بوده است. در ۱۸ ژوئن ۱۸۱۵ [۲۷ خرداد ۱۱۹۴] در حدود سی کیلومتری بروکسل، ارتش ناپلئون با دوک ولینگتون و ارتش ائتلافیِ تحت رهبری بریتانیا روبه‌رو شد؛ ارتشی که در ادامه نبرد، با نیروهای پروسیِ بلوخر تقویت شد.

در آغاز نبرد، اوضاع به‌هیچ‌وجه به زیان ناپلئون نبود. او دو روز پیش‌تر پروسی‌ها را در لینی شکست داده بود و گمان می‌کرد با فرستادن یک سپاه به فرماندهی مارشال گروشی در تعقیب آنان، تهدیدشان را خنثی کرده است. بنابراین ناپلئون با بختی مناسب برای پیروزی وارد نبرد واترلو شد؛ او با حدود ۶۵ هزار نفر، تقریباً از نظر شمار نیرو با حریف خود برابری می‌کرد. با این حال، هیچ‌چیز آن‌گونه که او انتظار داشت پیش نرفت. در طول شب، توفانی شدید درگرفت و روز بعد ناچار شدند تا ساعت ۱۱ صبح صبر کنند تا زمینِ خیس از باران آن‌قدر خشک شود که ارتش فرانسه بتواند توپخانه خود را مستقر کند و از آن به‌ طور مؤثر بهره ببرد. بدتر از آن، ناپلئون بیمار بود ــ یا دچار بواسیر بود یا دشواری در ادرار کردن؛ هیچ‌کس با قطعیت نمی‌داند ــ و این بیماری بر هوشیاری و شفافیت ذهنی او اثر گذاشته بود؛ چیزی که در برابر ولینگتون، استاد جنگ دفاعی، به‌شدت به آن نیاز داشت.

طرح ناپلئون این بود که ابتدا نیرومندترین بخش نیروهای ولینگتون، یعنی جناح راست او را درگیر و زمین‌گیر کند و سپس از ضعیف‌ترین نقطه، یعنی جناح چپ، نیروهای او را دور بزند. به این ترتیب، می‌خواست ولینگتون را از میدان نبرد به سمت شمال‌غربی عقب براند و او را از نیروهای پروسی دور کند. اما در عمل، دفاع‌های فوق‌العاده حساب‌شده ولینگتون، همراه با ناکارآمدی توپخانه فرانسه و خطاهای فرماندهان سپاه‌های فرانسوی، اجرای این نقشه را ناممکن کرد. نبرد به رویارویی تمام‌عیار و مستقیم در جبهه‌ای کمتر از پنج کیلومتر تبدیل شد، و ازدحام و تراکم نیروها در میدان نبرد باعث شد مانور مورد نظر اجراشدنی نباشد.

اوایل بعدازظهر، ناپلئون نیروهای پروسی را از دور دید که به سوی میدان نبرد پیش می‌آمدند. این بار جناح راست ارتش فرانسه در خطر دور زده شدن قرار داشت. ناپلئون می‌دانست که باید پیش از رسیدن بلوخر، ولینگتون و نیروهایش را شکست دهد. در پی زنجیره‌ای از سوءتفاهم‌ها، تمام سواره‌نظام فرانسه دست به حمله زد و ناپلئون از متوقف کردن آن ناتوان بود. یورش‌های بی‌اثر آنان به شکلی ناامیدکننده به آرایش‌های دفاعیِ مربع‌شکل ولینگتون کوبیده شد و در برابر آن‌ها از پا افتاد. امپراتور همچنان نیروهای کمکی را به همان نقطه می‌فرستاد، اما این نیروها فقط می‌توانستند خط بریتانیایی‌ها و متحدان را اندکی عقب برانند، نه این‌که آن را درهم بشکنند. این بار فرانسوی‌ها بودند که زمین‌گیر شده بودند. سپس نیروهای پروسی از پشتِ مواضع فرانسوی‌ها سر رسیدند و خط فرانسه فروپاشید. پس از آن، شکستی آشفته، عظیم و مهارناپذیر آغاز شد. تا ساعت ۱۰ شب، همه‌چیز تمام شده بود؛ ۱۰۸۰۰ کشته ــ که ۶۸۰۰ نفرشان سرباز فرانسوی بودند ــ و حدود ۳۵ هزار زخمی ــ که دو سوم آنان فرانسوی بودند ــ در سراسر آن «دشت اندوه‌بار» پراکنده شده بودند.

هرچند نبرد پایان یافته بود، نبردی تازه ــ این بار کاملاً بر روی کاغذ ــ بی‌درنگ آغاز شد. از آن زمان تاکنون، بحث ادامه داشته است که آیا ناپلئون می‌توانست پیروز شود یا نه؛ آیا نِی با قربانی کردن سواره‌نظام ــ که خود شخصاً آن را به میدان برده بود ــ به او «خیانت» کرد یا نه؛ آیا گروشی باید پیش از بلوخر می‌رسید یا نه؛ یا این‌که آیا سولت فرمانده بدی برای ستاد بود ــ برتیه پیش از آغاز کارزار درگذشته بود ــ و مسائلی از این دست.

با این حال، یک چیز قطعی است: واترلو یکی از بزرگ‌ترین فجایع نظامی بود که یک ارتش فرانسوی تا پیش از سال ۱۸۷۰ تجربه کرد؛ نه فقط به دلیل آن‌چه در میدان نبرد رخ داد، بلکه به سبب پیامدهای سیاسی آن نیز. ناپلئون در ۲۲ ژوئن ۱۸۱۵ [۳۱ خرداد ۱۱۹۴] برای دومین بار از قدرت کناره‌گیری کرد.

منبع: napoleon.org

۲۵۹

منبع خبر: خبرآنلاین