با فرا رسیدن رمضان، در بازخوانی اشعار محمدحسین شهریار، به تبیین حکمت روزه و صیقل روح در آینه ادبیات پرداخته ایم؛ دعوتی شاعرانه به صبر، عدالت و چشیدن میوه معرفت.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، با فرارسیدن ماه رمضان، دوباره فرصتی پیش میآید برای مکثی در هیاهوی زندگی؛ فرصتی برای بازگشت به خویشتن، برای سبکتر شدن و دیدن روشناییهای پنهانی که در روزمرگی گم میشوند.
در ادبیات فارسی، رمضان تنها یک آیین عبادی نیست؛ مجالی است برای تأمل، صبر و پالایش درون. بسیاری از شاعران ما این حال و هوا را در شعرهایشان بازتاب دادهاند.
در میان آنها، محمدحسین شهریار جایگاهی ویژه دارد؛ شاعری که با زبانی روان و صمیمی، مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی را به بیانی قابل لمس برای مخاطب امروز تبدیل کرد. شهریار هم در غزل فارسی و هم در شعر ترکی آذری درخشید و توانست پلی میان سنت و احساس معاصر بزند. نگاه او به رمضان، نگاهی پندآموز اما بیتکلف است؛ دعوتی آرام به صبر، خودسازی و قدر دانستن فرصتها.
در آستانه آغاز این ماه عزیز، این شعر از شهریار یادآور حکمت روزه و قدر لحظههای ناب آن است:
حکمت روزه داشتن بگذار
باز هم گفته و شنیده شود
صبرت آموزد و تسلط نفـس
و ز تو شیطان تو رمیده شود
هر که صبرش ستون ایمان بود
پشت شیطان ازو خمیده شود
آفتاب ریاضتی که ازو
میوه معرفت رسیده شود
چه جلایی دهد به جوهر روح
کادمی صافی و چکیده شود
بذل افطار سفره عدلی است
که در آفاق گستریده شود
فقر بر چیده دارد از خوانـی
که به پای فقیر چیده شود
شب قدرش هزار ماه خداست
گوش کن نکته پروریده شود
از یـکی میوه عمل که درو
کشته شد، سیهزار چیده شود
گر تکانی خوری در آن یک شب
نخـل عمر از گنـه تکیده شود
مفت مفروش کز بهای شبی
عمرها باز پس خریده شود
روز مهلت گذشت و بر سر کوه
پرتوی مانده تا پریده شود
تا دمی مانده سر بر آر از خواب
ور نه صور خدا دمیده شود
منبع:فارس