در ایران، مرخصی زایمان نسبت به بسیاری از کشورهای دنیا طولانیتر است، اما مشکلاتی مثل نبود نظارت دقیق بر پرداخت حقوق و اجرای ناقص قوانین حمایتی، مادران شاغل را با چالشهای زیادی روبهرو کرده است. نیاز به اصلاح و تقویت این سیاستها برای حمایت واقعی از خانوادهها بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در بسیاری از کشورهای جهان، سیاستهای حمایتی از مادران شاغل بهعنوان یک ضرورت اجتماعی شناخته میشود. در ایران هم مرخصی زایمان طولانیتری نسبت به بسیاری از کشورها در نظر گرفته شده است. با این حال، مشکلاتی که مادران شاغل در اجرای این قوانین و بهرهمندی از حقوق خود دارند، گاهی حلنشده باقی میماند.
از جملهٔ این مشکلات میتوان به ضعف در نظارت بر پرداخت حقوق، کمبود مهدکودکهای مناسب، و نبود سیاستهای کار منعطف اشاره کرد. این مسائل نهتنها باعث افزایش فشار بر مادران، بلکه بر سلامت روان کودکان و آینده اجتماعی جامعه تأثیرات منفی میگذارد.
بنابر روایت فارس، بررسی این چالشها و نیازهای ضروری برای ارتقای وضعیت مادران شاغل در ایران پرداخته میشود.با «زهرا شاهمحمدی» مشاور و رواندرمانگر دربارهٔ این موضوع به گفتوگو نشستهایم.
خلأهای قانونی و اجتماعی را دریابیم
در بسیاری از کشورها، سیاستهای خانوادهمحور شامل مرخصیهای طولانیتر، کار نیمهوقت حمایتی و کمکهزینهٔ نگهداری کودک اجرا میشود؛ اما در ایران این حمایتها یا محدود است یا ضمانت اجرایی کافی ندارد.
در نتیجه چالشهایی جدی مثل کوتاه بودن مدت مرخصی زایمان نسبت به نیازهای واقعی کودک، نبود اجرای گستردهٔ قانون ایجاد مهد کودک در محل کار، نبود نظام نظارتی یکپارچه و شفاف بر کیفیت مهدها، نبود سیاستهای کار منعطف (دورکاری، ساعات شناور و...)، کمبود حمایتهای مالی هدفمند برای خانوادههای دارای کودک خردسال در این حوزه پررنگ است.این در حالی است که نادیده گرفتن این مسائل صرفاً یک دغدغهٔ فردی نیست. به گفتهٔ این روانشناس «اگر فشار بر مادران و ناامنی عاطفی در کودکان تداوم پیدا کند، پیامدهای آن میتواند در سالهای بعد به شکل مشکلات رفتاری، افت تحصیلی و حتی کاهش تمایل خانوادهها به فرزندآوری نمایان شود.»
در واقع، امروزه مسئلهٔ «مادر شاغل و کودک مهدرو» دیگر یک موضوع شخصی نیست؛ بلکه یک مسئلهٔ جمعیتی و اجتماعی است.
گونههای حمایت شغلی از مادران در دنیا
اگرچه بنا بر گزارش OECD (بانک اطلاعات سیاستهای خانوادگیِ سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی) میانگین جهانی مرخصی زایمان پرداختشده در کشورهای توسعهیافته حدود ۱۹ هفته است.
این میزان در سوئد تا حدود ۴۸۰ روز مرخصی خانوادگی (parental leave) است که میتواند بین والدین تقسیم شود؛ البته بخش مشخصی برای هر والد جداگانه محفوظ است.
در فرانسه مرخصی زایمان معمولاً تا حدود ۱۶ هفته با پرداخت حقوق است و مرخصی پدرانه، معمولاً حدود ۲۸ روز جداگانه محسوب میشود.
در اسپانیا هم مرخصی زایمان ۱۶ هفته است که میتواند بین والدین تقسیم شود.اما در ایالات متحدهٔ آمریکا بهطور فدرال مرخصی زایمان با حقوق تضمینشده وجود ندارد؛ حداقل استاندارد فقط ۱۲ هفته مرخصی بدون حقوق با حمایت شغلی است و پرداخت حقوق بهطور ملی تضمینشده نیست.
علاوه بر مرخصی زایمان، بعضی کشورها مزایای دیگری برای شاغلانی که بچهدار میشوند در نظر میگیرند. مثلاً کانادا برای کودکان زیر ۱۸ سال کمکهزینهای به صورت ماهیانه به خانوادههایی با درآمد کم و متوسط پرداخت میکند.
در ژاپن علاوه بر کمکهزینهٔ ماهیانه برای خانوادههای فرزند، کارفرمایان موظفند تسهیلاتی برای کمک به توازن کار و زندگی والدین فراهم کنند؛ مثل انعطافپذیری ساعات کار.
در سوئد والدین میتوانند از مزایای ساعت کاری شناور بهرهمند شوند تا از فرزند خود مراقبت کنند. این امکان برای والدین دارای فرزندان زیر ۸ سال فراهم است. بسیاری از شرکتها هم به والدین امکان دورکاری را میدهند.
اشتغال مادر با سلامت روان کودک ضدیت ندارد
در انتها باید گفت «اشتغال زنان» و «سلامت روان کودکان» دو هدف متضاد نیستند؛ اما تحقق همزمان آنها نیازمند سیاستگذاری هوشمندانه و حمایت واقعی در سطوح گستردهٔ جامعه است.
شاهمحمدی برای کاهش چالشهای موجود در این حوزه اقداماتی چندسطحی را پیشنهاد میکند که عبارتند از «اصلاح و تقویت قوانین حمایتی، افزایش مدت مرخصی زایمان مؤثر، اجرای جدی الزام ایجاد مهد در محل کارهای سازمانی، توسعهٔ سیاستهای کار منعطف و دورکار، ارتقای کیفیت مهدکودکها، نظارت تخصصی روانشناختی بر مهدهای کودک، کاهش نسبت تعداد کودک به مربی، آموزش حرفهای مربیان در حوزهٔ دلبستگی و رشد هیجان و نظارت جدی بر این موضوع، اجرای طرح مراقبت خویشاندی، قانونی کردن طرح مراقبت خویشاوندی برای کاهش فشار بر مادران شاغل و حضور کودک در محیط عاطفی غنی، پرداخت کمکهزینه یا حقوق مشخصی به پدربزرگ یا مادربزرگها بابت مسئولیت نگهداری از کودک، حمایت اقتصادی، یارانهٔ هدفمند برای خانوادههای دارای کودک زیر سنین دبستان، مشوقهای مالیاتی برا کارفرمایان حامی حوزهٔ خانواده، فرهنگسازی، کاهش قضاوت اجتماعی نسبت به مادران شاغل، و ترویج مشارکت بیشتر پدران در مراقبت از کودک.»