حضرت رسول(ص) در روز غدیر با تاکید بر اینکه لقب «امیرالمؤمنین» جز برای علی(ع) مجاز نیست، فرمودند: بر روستایی و شهری، بر عجمی و عربی، بر آزاد و بنده، بر بزرگ و کوچک، بر سفید و سیاه اطاعت او واجب است و ... هر کس با او مخالف باشد ملعون است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، «دفتر خاطرات سرزمین غدیر» کتابی است به قلم محمدرضا انصاری که با روایتی متفاوت، خاطرههای سه روز اعلام ولایت دوازده امام(ع) در غدیر خم و ۱۴وقایع ۱۴۰۰ ساله آن تا به امروز را برای ما روایت میکند. کتابی که خواندن آن موجب میشود لذت در غدیر بودن را از عمق جانمان احساس کنیم و اگر در آنجا نبودهایم از شنیدن ماجراها و سرگذشت آن لذت ببریم.
بنابر روایت ایکنا، سرزمین غدیر، سرزمین نبوت و ولایت که ثمره زحمات ۱۲۴ هزار پیامبر در آنجا اعلام، بلندترین و مهمترین خطابه پیامبر خطاب به بشریت در آنجا بیان و بیعتی ۱۲۰ هزار نفری در آن رخ داده است، از آنچه دیده و شنیده برای ما روایت میکند؛ روایتهایی کوتاه و خواندنی که ایکنا تا روز عیدالله اکبر هر روز بخشهایی از آن را منتشر خواهد کرد.
عجیبترین سخنرانی دنیا
اکنون که خاطرات آن روز را مرور میکنم میفهمم چه اجتماع عظیمی در سرزمین من بوده است. از یک سو وجود پنج معصوم یعنی پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، و از سوی دیگر ۱۲۰ هزار مسلمان در کنار عدهای مشرک و منافق؛ سکوتی ابهتانگیز بیابان را فرا گرفته بود و فقط صدای زیبای پیامبر(ص) شنیده میشد که عظیمترین پیام الهی را با فصیحترین لسان بیان مینمود.
چقدر دلنشین بود کلام آغازین رسول خدا که با حمد پروردگار شروع شد: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیم الْحَمْدُ ِلهِ الَّذی علا فی تَوَحدِهِ وَ دَنَا فِی تَفَرُّدِهِ وَ جَلَّ فِی سُلْطَانِهِ وَ عَظُمَ فی اَرْکَانِهِ...
اولین بخش از سخنرانی حضرت با حمد و ثنای الهی شروع شد و زیباترین توصیف خداوند با الهام از آیات قرآن همه را مبهوت عظمت الهی نمود. حضرت بعد از حمد و ثنا تصریح نمود که باید فرمان مهمی درباره علی بن ابی طالب ابلاغ کنم و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را نرساندهام و از عذاب او ترس دارم و خدا حفظ از شر مردم را برای من ضمانت نموده است.
آنگاه آیه تبلیغ را شاهد آورد و فرمود: خداوند به من چنین وحی کرده است: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛ ای پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنی پیامش را نرسانده ای و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه می دارد آری خدا گروه کافران را هدایت نمی کند»(آیه ۶۷ سوره مائده).
سپس برای بیان نزول چنین آیه پر صلابتی درباره ابلاغ ولایت فرمود: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شده و از طرف خدا مرا مأمور کرده وصایت و خلافت علی را بر هر سیاه و سفیدی اعلام کنم. آنگاه سابقه اعلان ولایت را گوشزد کرد و آیه خاتم بخشی امیرالمومنین را تلاوت فرمود: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردهاند همان کسانی که نماز برپا می دارند و در حال رکوع زکات میدهند»(آیه ۵۵ سوره مائده).
سوالی برایم پیش آمده بود که چرا خدا جمله «وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» را به پیامبر گفته است؟ مگر امکان دارد حضرت در ابلاغ امر الهی کوتاهی کرده باشد؟ چرا خدا وعده حفظ و حراست به پیامبرش میدهد؟ ناگهان دیدم پیامبر پاسخ همین سؤال را مطرح کرد و فرمود: من در رساندن آنچه خدا بر من نازل کرده کوتاهی نکردهام و علت کلمه وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ در این آیه کارشکنیهای منافقین است که خدا ضمانت حفظ از شر آنان را داده است.
با این کلمات پیامبر فهمیدم که چه اندازه اوضاع بحرانی است و اگر خدا وعده حفظ از فتنههای آنان را نداده بود، انجام چنان مراسم عظیمی ممکن نبود. این ضمانت الهی آنقدر برای پیامبر(ص) شیرین بود که دوباره آیه را تلاوت فرمود و مردم را آماده پیام اصلی خطابه نمود.
اعلان امامت دوازده امام
مجلس سخنرانی پیامبر حال و هوای خاصی پیدا کرده بود. از یک سو مردم متوجه شرایط حساس شدند و از سوی دیگر منافقین دست و پای خود را جمع کردند. همه با تمام وجود پیگیر سخنان پیامبر(ص) بودند که دیدم حضرت نکتهای اساسی را مطرح نمود: «وجوب اطاعت از امام معصوم بر همه انسانها از هر صنف و گروه و قبیله و نژاد» شنیدم که میفرمود: بر روستایی و شهری، بر عجمی و عربی، بر آزاد و بنده، بر بزرگ و کوچک و بر سفید و سیاه اطاعت او واجب است و ... هر کس با او مخالف باشد ملعون است ... .
بعد از آن نکته مهم دیگری را مطرح کرد که امتداد صاحب اختیاری مردم از خدا به رسول و از رسول به امامان بود. سپس حضرت نتیجه گرفت که حلال و حرامی که آنان بگویند حکم خداست؛ همچنانکه دریای علم الهی را نزد جانشینان دوازده گانه خود دانست.
آنگاه فضایل علی را برشمرد و با یادآوری اینکه امامت یک امر الهی است، انکار آن را گناهی غیرقابل بخشش اعلام فرمود و شک در آن را با آتش مساوی دانست گذشته از آنکه مخالفت با علی به را حسرت روز قیامت بیان فرمود.

علی(ع) بر فراز دستان پیامبر
اکنون خطبه به اوج خود نزدیک میشد و همه منتظر بودند که حضرت چگونه امیرالمومنین(ع) را معرفی میکند و چرا او از اول خطبه تا آن لحظه بر پله دوم منبر ایستاده است. پیامبر با سفارش به درک معانی قرآن قسم یاد کرد و فرمود: باطن و تفسیر قرآن را بیان نمیکند مگر این کسی که میخواهم دست او را بگیرم و او را بالا ببرم و بازوی او را بگیرم و با دستانم او را بلند کنم و به شما بفهمانم که هر کس من صاحب اختیار او بودهام، این علی صاحب اختیار اوست و ولایت او از طرف خدا نازل شده است.
از این جملات فهمیدم که پیامبر قصد دارد کار خاصی بر فراز منبر انجام دهد. از نگاههای متعجب مردم هم پیدا بود که منتظر اتفاقی غیر عادی هستند. چگونه میخواهد بازوان علی را بگیرد و او را بلند کند؟ اصلاً منظورش از این کار چیست؟ آنگاه رسول خدا ثقلین را تفسیر کرد که یکی قرآن و دیگری امامان معصوماند و هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند. سپس تصریح فرمود که لقب «امیر المؤمنین» اختصاص به علی(ع) دارد و برای احدی غیر از او مجاز نیست.
سکوت مطلق بر جمعیت حکمفرما بود و ۱۲۰ هزار نفر چشم بر لبان پیامبر دوخته بودند حضرت در آن حساسترین لحظات با دستانش بازوان رشید امیرالمؤمنین را گرفت و در یک لحظه او را تا آنجا بلند کرد که کف پای علی(ع) به زانوان پیامبر رسید. چشمهای بهتزده نظارهگر بودند. این چه منظرهای بود؟ برای اولین بار میدیدند. حضرت همانطور که علی(ع) را بر سر دست نگه داشته بود. سؤالی کوتاه و جملهای پر معنی پرسید؛ گفتید چه کسی بر شما اولی به نفس است؟ مردم پاسخ دادند خدا و رسولش. فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلاَهُ اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ اُنْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ. آگاه باشید که هرکس من صاحب اختیار و اولی به نفس او بودهام، این علی صاحب اختیار و اولی به نفس اوست. خدایا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد و یاری کن هر کس علی را یاری کند و خوار کن هر کس علی را خوار کند.
پیامبر با پایان این سخن امیرالمومنین را از فراز دست بر منبر فرود آورد و سخنرانی را ادامه داد. واقعاً کار فوقالعادهای بود و ابلاغ این پیام الهی را به گونهای در خاطرهها حک نمود که حتی کسانی که خبرش را میشنوند نتوانند آن را فراموش کنند.
حضرت در ادامه سخن مردم را متوجه این نکته نمود که علی امین خدا بر قرآن و عالم به مفاهیم آن و دعوت کننده به اوامر و نواهی آن است. او علم آن را دارد و به قرآن دعوت میکند. در اینجا از پیامبر شنیدم که علی(ع) را به عنوان قاتل ناکئین و قاسطین و مارقین نام برد و پیدا بود که سه گروه خاص را در نظر دارد که امیرالمؤمنین به جنگ آنان خواهد رفت.
نزول آیه اکمال دین
ابهت یک ابلاغ عظیم به امر «یا أَیُّهَا الرَّسُول» همه جا را فرا گرفته بود. ناگهان پیامبر کلامی بر زبان جاری کرد که خبر از اشراف مستقیم الهی بر این واقعه داشت. حضرت فرمود: پروردگارا تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودنت علی را در این روز این آیه را درباره او نازل کردی: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا» امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم.
معلوم شد در اثناء خطابه و دقیقاً هنگامی که علی را بر سر دست به جهانیان معرفی کرده جبرئیل نازل شده و آیه قرآن را به عنوان امضای الهی بر اعلام ولایت آورده است.
بار دیگر آیه را مرور کردم و دیدم عجب پیغام پر محتوایی که ولایت امامان را با ابدیت مقرون ساخته و خداوند کمال دین را با ولایت اعلام کرده است. او که این همه نعمت به بندگانش عنایت فرموده درجه تمام نعمت را ولایت دانسته و رضایت خود را از دین اسلام با شرط ولایت اعلام فرموده است.
درباره «رضیتُ لَکُمُ الإِسلام دینا» فکر میکردم که دیدم پیامبر دو آیه دیگر را ضمیمه کلام کرد یکی آیه «إِنَّ الدینَ عِنْدَ الله الإسلام» که دین همه پیامبران را اسلام اعلام میکرد و دیگری « وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ و هر که جز اسلام دینی [دیگر] جوید هرگز از وی پذیرفته نشود و وی در آخرت از زیانکاران است».
در یک جمعبندی نتیجه گرفتم که دین فقط اسلام است و جز آن پذیرفته نیست و آن هم بدون ولایت مورد قبول پروردگار نخواهد بود. اما گویا آیه اکمال دین اهمیت ویژهای داشت چراکه دیدم هنوز پیامبر(ص) این موضوع را رها نمیکند و در بیان آن میفرماید: خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود و انکار امامت دوازده امام معصوم را باعث سقوط اعمال و ماندگاری ابدی در جهنم اعلام فرمود.