تاملات پاسکالی حاوی تاملات یکی از مهمترین جامعهشناسان عصر ماست. این کتاب به رابطه فلسفه و جامعهشناسی میاندیشد، نقدهای مهمی بر دانشگاهیان و فیلسوفان مطرح میکند و جایگاه جامعهشناسی را تبیین میکند. این کتاب به آثار فراوانی ارجاع میدهد و حاوی جملاتی طولانیست که ویرگول و نقطهویرگولهای زیادی دارند. نثر بوردیو، مفصل و دقیق است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، محمدحسن ابوالحسنی نوشت: کتاب «تاملات پاسکالی» نوشته پیر بوردیو با ترجمه حسن خیاطی در ۴۰۷ صفحه توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. این کتاب تاملات وسیع و حرفهای بوردیو را درباره موضوعات گوناگون عرضه میکند. این تاملات بیشتر رنگوبویی فلسفی به خود گرفتهاند اما از آنجایی که حاصل فکر یک جامعهشناس برجستهاند همچنان معیارهای علمی را رعایت میکنند.

به هر صورت این کتاب آمیختهای از فلسفه و جامعهشناسی است و از قلم یکی از جامعهشناسان فرانسوی معاصر تراویده. پیر بوردیو در ایران چهرهای شناختهشده است و برخی کتب مهم او قبلاً به فارسی انتشار یافتهاند؛ از قبیل: «درباره دولت»، «انسان دانشگاهی»، «سلطه مذکر»، «تمایز» و..... بوردیو راجع به طیف وسیعی از موضوعات اجتماعی تحقیق کرد؛ او از مطالعات فلسفی به انسانشناسی و سپس جامعهشناسی روی آورد. اندیشههای فلسفی زمینه تفکر او را تشکیل میدهند اما به شکل انتقادی و تصحیحشده در جامعهشناسیاش به کار رفتهاند. بوردیو مدتی به تحقیقات انسانشناختی در الجزایر مشغول بوده، راجع به جامعهشناسی هنر تالیف دارد و همچنین راجع به جامعهشناسی طبقه نخبه و دانشگاهیان نیز آثار درخوری عرضه کرده. او واژگان و رویکرد جدیدی برای جامعهشناسان جوان به ارث گذاشته است. رویکرد بوردیو نسبت به روالها و هنجارهای موجود یک رویکرد انتقادی است و این رویکرد در کتاب تاملات پاسکالی نیز حاضر میباشد. این کتاب حاوی شش فصل با این عناوین است: ۱) نقد عقل مدرسی، ۲) سه شکل مغالطه مدرسی، ۳) تاریخمندی عقل، ۴) دانش بدنی، ۵) خشونت نمادین و کشمکشهای سیاسی، ۶) هستی اجتماعی، زمان و حس وجود.

تاملات پاسکالی یادآور کتاب اندیشهها ( Pensées) اثر بلز پاسکال است. اگرچه بسیاری پاسکال را به عنوان یک ریاضیدان میشناسند باید دانست که او در عرصه فلسفه نیز تاملات درخوری عرضه کرده به نحوی که کتاب اندیشهها از میراث ادبیات فرانسوی به شمار میرود. اندیشههای پاسکال مجموعهای از قطعات و گزینگویههای زیباست که درباره خدا، انسان و زندگی بشر نوشته شده. اندیشههای پاسکال آنچنان تاثیر ژرفی از خود به جا گذاشته که آلن بلوم در کتاب بسته شدن ذهن آمریکایی در این مورد مینویسد: «هر فرانسوی دکارتی یا پاسکالی به دنیا میآید یا لااقل در سالهای آغازین زندگی چنین گرایشی پیدا میکند؛ … دکارت و پاسکال نویسندگانی ملیاند و به مردم فرانسه میگویند چه راهی را باید انتخاب کنند و چشماندازی خاص و جامع از مسائل دائمی زندگی پیش چشم آنها میگذارند. آنها معمار روح مردم خوداند.» با این توصیف هیچ عجیب نیست که بوردیو خواسته باشد تعلق خود را به یکی از این دو گروه اعلام کند. تاملات پاسکالی بوردیو، شاید دنبالهای بر اندیشههای پاسکال باشد و ادای دین یک جامعهشناس به نوع تفکری که پاسکال پی افکنده.

بوردیو در این خصوص در مقدمه کتاب میگوید: «من بنا به درک خودم از پاسکال، همیشه سپاسگزار او بودهام: به خاطر دغدغه عاری از هرگونه سادهانگاری عامهپسندی که برای "مردم عادی" و نظرات معقول مردم داشت؛ و همچنین برای عزمش..... برای اینکه همیشه به دنبال "دلیل تاثیرات"، دلیل وجودِ بهظاهر غیرمنطقیترین یا تمسخرآمیزترین رفتارهای انسانی- مانند «گذراندن یک روز کامل در تعقیب خرگوش صحرایی» - باشد، نه آنکه مانند "افراد نیمهفاضل" مردم عادی را محکوم یا مسخره کند، افراد نیمهفاضلی که همیشه آمادهاند ادای فیلسوفها را دربیاورند.» بوردیو همچون پاسکال قصد دارد دلیل عجیبترین رفتارهای انسانی را بشناسد و برای این کار با بیطرفی یا حتی حسنظن به کارهای عادی مردم مینگرد. بوردیو با تحقیر تفاخرآلود رفتارهای مردم عادی همراهی نمیکند و سعی دارد در مقام جامعهشناس دلیل رفتارهای هر گروه اجتماعی خاص را دریابد. به همین دلیل، او ناچارا خود را در مقابل فیلسوفان و دانشگاهیانی مییابد که با نگاه تحقیرآمیز به مردم عادی مینگرند. او با این جمله پاسکال موافق است که میگوید: «فلسفۀ حقیقی، فلسفه را دست میاندازد.»
او معتقد است فراغت و آزادیای که برای دانشگاهیان و فیلسوفان فراهم شده به آنها ذهنیتی بخشیده که با ذهنیت مردم عادی متفاوت است. یک انسان دانشگاهی نسبت به یک انسان معمولی، مسائل را به شکل متفاوتی مینگرد، درواقع مسائل را به شکل آزمایشگاهی و حفاظتشده مینگرد. بنابراین کار دانشگاهی و فلسفی نیازمند مقداری جهل نسبت به آن چیزی است که در بطن جامعه در حال رخ دادن است. بوردیو بر این اساس موقعیت دانشگاهیان و فلاسفه را زیر سوال میبرد چون معتقد است آنان در محیط آماده و خاصی فعالیت میکنند که قواعد خاص خودش را دارد و از مابقی جامعه جداست.
بنابراین با وجود اینکه بوردیو خود یک دانشگاهی و اهل علم است میتوان تاملات پاسکالی را نقدی ژرف بر دانشگاهیان، فیلسوفان و نظرورزان دانست، یعنی کسانی که از فراغت لازم برای کار نظری برخوردارند؛ بوردیو این فراغت را اسکوله(skhole) نامیده به معنی آزادی از ضرورتهای جهان و زندگی. فراغت دانشورانه و فیلسوفانه سبب میشود تا ایشان گمان کنند مسبب تاثیری عظیم هستند و فقدانشان، ضایعهای بزرگ خواهد بود اما این انتساب تاثیر عظیم به فلسفه، نمونه همان چیزی است که شوپنهاور، «کمدی فضلفروشانه» نامیده بود.

فیلسوفان گمان میکنند قدرت و مهارت آنها برای خواندن متون و ارائه تفسیرهای ژرف و خلاقانه باعث میشود که واقعاً موثر باشند. بوردیو مهارت در خوانش و تفسیر متون را لکتور (lector) نامیده و میگوید:«لکتور معمولاً دچار چنین توهمی است، یعنی همان کسی که میتواند یک تفسیر دانشگاهی را کرداری سیاسی یا نقد متون را مقاومت بینگارد و احساسش از انقلاب در نظم کلمهها چونان انقلابی رادیکال در نظم اشیا باشد.» در تاثیرگذاری و اهمیت کلام فیلسوفان و دانشگاهیان نباید راه مبالغه پیمود و باید محدودیتهای این کلام را آشکار کرد. عقل آکادمیک که تحت عنوان عقل مدرسی از آن یاد شده پایبند چارچوب و قواعدی است که به شکلی آشکار یا پنهان بر دانشگاهیان/مدرسیان تحمیل میشود. کار مدرسی همچون یک بازی با قواعد مشخص است که فرد را وامیدارد آنها را رعایت کند حتی اگر آن قواعد به وضوح از قراردادهای عرفی دور باشند. بنابراین درگیری در کار مدرسی نیازمند مقدار قابل توجهی جدایی از جهان است، جدایی یعنی جهل نسبت به آنچه در جهان میگذرد و جهل نسبت به آنچه مردم بدان باور دارند.
عقل و قانون تاریخمند هستند
بوردیو در فصلی از کتاب بر سرشت تاریخی عقل تاکید کرده. او معتقد است صریحترین گزارههایی که از جانب عقل صادر شده و ادعای دائمی و جاودانه بودن دارند باز هم در چارچوب تاریخی خاصی ممکن شدهاند و برای مشروعیت بخشیدن به خود و غلبه بر دیگر گزارهها، ادعای دائمی و طبیعی بودن کردهاند. تاریخی کردن به معنای نسبی کردن است، به همین دلیل، تاریخی کردن امور یکی از موثرترین سلاحها علیه تاریکاندیشی و مطلقباوری است. یکی از بزرگترین محصولات عقل که مدعی دائمی بودن است قانون میباشد. انسانها هربار که قانونی را پایهگذاری میکنند تصور میکنند که تا ابد میپاید. اما بوردیو اظهار میکند که حتی قانون نیز سرشتی تاریخی دارد؛ سرشت قانون، خودسری است؛ خودسری یعنی غصب و خشونت بدون توجیه. قانون سرشتی خشونتآلود و حتی دهشتناک دارد اما بسیاری تلاش میکنند تا آن سرشت را مخفی کرده و بدان چهرهای عقلانی و موجه ببخشند. بوردیو معتقد است که این خودسرانگی قانون حتی در عرف و هنجار حاکم بر میدانهای علمی و هنری نیز رویتپذیر است. میدان هنری واجد قانونی خودسر است که آن را از هر حوزه فعالیت دیگری منفک میسازد. بوردیو برای توصیف این قانون از واژه نوموس بهره میگیرد که به قانون ترجمه میشود اما بهتر است به تاسیس(constitution) ترجمه شود. نوموس میدان هنری، در عبارت «هنر برای هنر» بیان شده و در مقابل نوموس میدان اقتصادی قرار میگیرد که به این شکل تعریف میشود: «اول باید به مسائل مالی پرداخت.» این تفاوت در نوموس یا قانون هر میدان باعث میشود که شاغلان به هریک از آنها، متوجه دغدغههای دیگری نشوند. «مثلا، جاهطلبیهای شغلی کارمند ارشد دولتی میتواند نزد محقق بیمعنی باشد، و سرمایهگذاریهای بیباکانه هنرمند، یا تقلای روزنامهنگار برای نوشتن در صفحه اول روزنامه، برای یک بانکدار تقریباً درکناپذیر است و همچنین برای همه افراد خارج از میدان، که غالباً یعنی ناظران سطحینگر.»
دانش بدنمند و موقعیتمند است
برخی جامعهشناسان برای اینکه جوامع انسانی را مطالعه کنند، انسان را به ابژه بدل میسازند یعنی او را کمابیش به شئای تبدیل میکنند که اختیار و آزادی ندارد، یا اختیار و آزادیاش نادیده گرفته میشود. همانطور که یک شیمیدان، عناصر شیمیایی را به موضوع مطالعه خودش بدل کرده، جامعهشناس نیز انسان را به موضوع یا ابژه مطالعه بدل میکند. این برخورد، اعتراض برخی منتقدان جامعهشناسی را سبب شده، بخصوص فیلسوفان، فیلسوفانی که هنگام مطالعه انسان به گرایشهای تفهمی و هرمنوتیکی میل دارند که حدی از آزادی و اختیار را برای انسان فرض میکند. اما بوردیو ما را دعوت میکند از این دوگانهسازیها بپرهیزیم. او میگوید انسان نه یک ابژه دستوپابسته است نه یک سوژه آزاد و منفک. انسان محصور در شرایط فیزیکی و اجتماعی است که او را احاطه کردهاند و تحت این شرایط، ناچارا به اعمال و گفتار خاصی مبادرت میورزد. پاسکال میگوید: «جهان با فضا من را میفهمد و چونان اتمی میبلعد؛ من جهان را با فکر میفهمم.» یعنی دیگران وقتی به یک فرد مینگرند او را محصور در شرایطی میبینند که وی را فرا گرفته اما آن فرد به روی هستی و امکانات آن گشوده است. بوردیو تاکید میکند که نباید فرد انسانی را به عنوان موجودی بیزمان و بیمکان (آتوپوس) پنداشت. ما موجودی شناور و رها از ریشه نیستیم و به لحاظ مکانشناختی در یک سامان خاص قرار گرفتهایم و رتبه و جایگاه خاصی را در آن سامان اشغال میکنیم. فرد تا حدی از آزادی برخوردار است اما پیشاپیش توسط محدودیتهای اطراف، مشروط میشود. «بدن، با داشتن خاصیت گشودگی به روی جهان، و در نتیجه، قرار داشتن در معرض جهان، و بدین ترتیب، برخورداری از ظرفیت مشروط شدن از سوی جهان، که با شرایط مادی و فرهنگی هستیای شکل گرفته است که از ابتدا خود در آن قرار دارد، تابع فرایندی از جامعهپذیری است که خودِ فردیت محصول آن است، و تکینگیِ «خود» نیز در روابط اجتماعی و به واسطه آن شکل میگیرد.»
سخن پایانی
تاملات پاسکالی حاوی تاملات یکی از مهمترین جامعهشناسان عصر ماست. این کتاب به رابطه فلسفه و جامعهشناسی میاندیشد، نقدهای مهمی بر دانشگاهیان و فیلسوفان مطرح میکند و جایگاه جامعهشناسی را تبیین میکند. این کتاب به آثار فراوانی ارجاع میدهد و حاوی جملاتی طولانیست که ویرگول و نقطهویرگولهای زیادی دارند. نثر بوردیو، مفصل و دقیق است. مطالعه این کتاب برای تمامی علاقهمندان علوم انسانی مفید خواهد بود.
۲۱۶۲۱۶