عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی گفت: کتاب الغدیر علامه امینی با تکیه بر روش پژوهش مستند، مراجعه گسترده به منابع شیعه و اهل سنت و بهرهگیری از شیوهای روشمند در بررسی واقعه غدیر، الگویی ماندگار برای مطالعات اسلامی و گفتوگوی علمی میان مذاهب ارائه کرده است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجتالاسلام محمد عربشاهی، عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در گفتوگو با ایکنا بهمناسبت روز بزرگداشت علامه عبدالحسین امینی، صاحب اثر ماندگار الغدیر با بررسی جایگاه علمی این اثر اظهار کرد: کتاب «الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب» را باید یکی از برجستهترین آثار پژوهشی معاصر در حوزه مطالعات اسلامی، تاریخ صدر اسلام و اندیشه امامت دانست. این اثر صرفاً کتابی در دفاع از یک باور مذهبی نیست، بلکه پژوهشی جامع، مستند و روشمند است که با تکیه بر منابع اصیل اسلامی، به بازخوانی یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ اسلام، یعنی واقعه غدیر میپردازد.
وی افزود: وجه تمایز کتاب الغدیر با بسیاری از آثار پیشین، اتکا به روش تحقیق تاریخی، کتابشناختی و حدیثی است، بهگونهای که علامه عبدالحسین امینی با مراجعه مستقیم به کتابخانههای بزرگ جهان اسلام و بررسی هزاران منبع خطی و چاپی، مجموعهای کمنظیر از شواهد مربوط به حدیث غدیر را گردآوری و تحلیل کردهاند.
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با اشاره به اهمیت این اثر تصریح کرد: این اثر از آن نظر اهمیت دارد که واقعه غدیر را از محدوده یک روایت تاریخی خارج کرده و استمرار حضور آن را در آثار محدثان، مفسران، مورخان، رجالیان، ادیبان و شاعران مسلمان در طول قرون مختلف نشان داده است و این گستره وسیع منابع بیانگر آن است که غدیر نه یک گزارش محدود، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی تمدن اسلامی بوده است.
الغدیر؛ دایرةالمعارفی مستند درباره تاریخ اندیشه امامت
عربشاهی ادامه داد: از منظر روششناسی نیز الغدیر الگویی ممتاز در مطالعات اسلامی بهشمار میآید؛ زیرا نقل مستند، ارجاع دقیق، نقد اسناد، بررسی دیدگاههای مختلف و رعایت ترتیب تاریخی منابع، از ویژگیهای برجسته این اثر است و به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران، الغدیر را نه تنها اثری کلامی، بلکه دائرةالمعارفی مستند درباره حدیث غدیر و تاریخ اندیشه امامت ارزیابی کردهاند. ماندگاری این اثر نیز ناشی از همین ویژگیهاست، زیرا استدلالهای آن بیش از آنکه بر جدلهای کلامی استوار باشد بر شواهد تاریخی و منابع معتبر تکیه دارد و همین امر جایگاه آن را در میان آثار پژوهشی جهان اسلام ممتاز کرده است.
وی با اشاره به اهمیت روش پژوهشی علامه امینی در گفتوگوی علمی میان مذاهب اسلامی بیان کرد: یکی از مهمترین امتیازات علمی علامه امینی اتخاذ رویکردی مقارن در بهرهگیری از منابع شیعه و اهل سنت است. بخش قابل توجهی از استدلالهای الغدیر بر منابع معتبر اهل سنت استوار شده و در کنار آن منابع شیعی نیز مورد استفاده قرار گرفته است که این شیوه نشان میدهد هدف اصلی ارائه استدلالی مبتنی بر منابع مشترک و قابل ارزیابی برای همه پژوهشگران بوده است.
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی افزود: از منظر روششناسی پژوهش، استناد به منابع مورد قبول طرف مقابل، اعتبار علمی استدلال را افزایش میدهد و امکان نقد و بررسی بیطرفانه را فراهم میکند و چنین رویکردی، گفتوگو را از فضای جدالهای مذهبی خارج کرده و به عرصه پژوهش مستند و قابل داوری منتقل میکند، به همین دلیل الغدیر را میتوان نمونهای موفق از گفتوگوی علمی درونتمدنی دانست که بر اصول تحقیق، مستندسازی و نقد تاریخی استوار است.
عربشاهی افزود: مراجعه گسترده به منابع فریقین، ظرفیت مطالعات تطبیقی را نیز گسترش داده است. علامه امینی با کنار هم قرار دادن دیدگاههای محدثان، مورخان و مفسران مذاهب مختلف، امکان شناخت دقیقتر نقاط اشتراک و اختلاف را فراهم کرده است که این شیوه نه تنها به فهم عمیقتر تاریخ اسلام کمک میکند، بلکه زمینه شکلگیری ادبیات علمی مشترک میان پژوهشگران مذاهب اسلامی را نیز تقویت میکند.
وی تأکید کرد: ارزش روش پژوهشی علامه امینی صرفاً در دفاع از اندیشه امامت خلاصه نمیشود، بلکه در ارائه الگویی از پژوهش مستند، منصفانه و مبتنی بر منابع اصیل است؛ الگویی که همچنان میتواند مبنای گفتوگوهای علمی و مطالعات تطبیقی در جهان اسلام باشد.
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با اشاره به تأثیر «الغدیر» بر مطالعات شیعی معاصر بیان کرد: الغدیر را میتوان نقطه عطفی در تحول مطالعات شیعی معاصر دانست. پیش از انتشار این اثر، بسیاری از آثار مربوط به امامت عمدتاً رنگ و بوی کلامی یا حدیثی داشتند، اما علامه امینی با تلفیق روشهای تاریخنگاری، کتابشناسی، رجال، حدیث و ادبیات، الگوی جدیدی از پژوهش در حوزه امامت ارائه کرد که از معیارهای پژوهش دانشگاهی نیز برخوردار بود.
عربشاهی افزود: این اثر موجب شد پژوهش درباره امامت از نقل صرف روایات فراتر رود و به عرصه تحلیل اسناد، نقد تاریخی و بررسی تطبیقی منابع وارد شود. همچنین الغدیر نشان داد که دفاع از آموزههای اعتقادی، زمانی ماندگار و اثرگذار خواهد بود که بر مستندات قابل ارزیابی و روش علمی استوار باشد، از همینرو بسیاری از پژوهشهای معاصر درباره غدیر، امامت و تاریخ تشیع بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از روش تحقیق این اثر الهام گرفتهاند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر الغدیر نقش مهمی در احیای میراث مکتوب اسلامی ایفا کرد. معرفی صدها کتاب، شخصیت علمی و منابع کمتر شناختهشده، افقهای جدیدی را در مطالعات کتابشناسی، نسخهشناسی و تاریخ اندیشه اسلامی گشود و پژوهشگران را به بازخوانی منابع اصیل ترغیب کرد. به همین دلیل، این اثر را میتوان پروژهای تمدنی برای بازسازی حافظه تاریخی مسلمانان درباره واقعه غدیر و جایگاه امیرالمؤمنین(ع) دانست.
امانتداری علمی؛ مهمترین درس روش تحقیق علامه امینی
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با اشاره به درسهای میراث علمی و روش تحقیق علامه امینی برای پژوهشگران جوان و گفتوگوی علمی میان مذاهب گفت: امروز که جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری به گفتوگوی علمی، همافزایی پژوهشی و پرهیز از منازعات غیرعلمی نیاز دارد، روش تحقیق علامه امینی همچنان میتواند الگویی الهامبخش باشد. نخستین درس این میراث، مراجعه مستقیم به منابع اصیل و پرهیز از نقلهای واسطهای و غیرمستند است. علامه امینی بخش عمدهای از عمر علمی خویش را صرف بررسی نسخهها، کتابخانهها و منابع اولیه کردند و همین امر استحکام علمی الغدیر را تضمین کرده است.
عربشاهی افزود: دومین درس، امانتداری علمی و انصاف در نقل دیدگاههای دیگران است. در الغدیر دیدگاههای موافق و مخالف با استناد دقیق نقل شده و سپس مورد تحلیل قرار گرفتهاند که این شیوه زمینه نقد علمی را فراهم میآورد و از تبدیل اختلافات علمی به منازعات احساسی جلوگیری میکند، همچنین سومین درس، اهمیت مطالعات بینرشتهای است. علامه امینی نشان داد که فهم یک مسئله تاریخی یا اعتقادی، بدون بهرهگیری همزمان از تاریخ، حدیث، رجال، تفسیر، ادبیات، کتابشناسی و نسخهشناسی امکانپذیر نیست. این نگاه جامع، امروز نیز یکی از مهمترین الزامات پژوهشهای پیشرفته در علوم اسلامی است.
وی اظهار کرد: سرانجام، میراث علمی علامه امینی بیانگر آن است که تقریب و گفتوگوی علمی به معنای نادیده گرفتن اختلافات اعتقادی نیست، بلکه به معنای بررسی اختلافها در فضایی مبتنی بر احترام متقابل، استدلال، مستندسازی و رعایت اخلاق پژوهش است که چنین رویکردی میتواند ضمن حفظ هویتهای مذهبی، به ارتقای فهم مشترک از میراث اسلامی و تقویت تعامل علمی میان اندیشمندان مذاهب مختلف بینجامد؛ هدفی که برای جهان اسلام معاصر، ضرورتی علمی و تمدنی بهشمار میآید.