بخش قابل توجهی از نگرانیها و تنشهای وکلا زمانی شکل میگیرد که موکل، نتیجهای فراتر از ظرفیتهای قانونی پرونده یا خارج از اختیارات وکیل را انتظار داشته باشد.
پیرو یادداشت «پیامکهای استرسزا و رنج پنهان وکالت» و استقبال همکاران ارجمند از طرح این موضوع، شاید بتوان یکی از مهمترین عوامل ایجاد فشارهای روانی در حرفه وکالت را شکاف میان «انتظار موکل» و «نتیجه واقعی پرونده» دانست؛ شکافی که در بسیاری از موارد نه از ضعف عملکرد وکیل، بلکه از نبود شفافیت کافی در ابتدای رابطه حرفهای میان وکیل و موکل ناشی میشود.
بدیهی است شناسایی علل استرسهای شغلی و ارائه راهکارهای علمی برای کنترل و کاهش آنها، نیازمند بهرهگیری از دانش روانشناسی، رفتارشناسی و سایر علوم مرتبط است. با این حال، تجربه عملی بسیاری از وکلا نشان میدهد که بخشی از این فشارها را میتوان با رعایت اصولی ساده اما بنیادین کاهش داد؛ اصولی که در رأس آنها صداقت، شفافیت و مدیریت صحیح انتظارات موکل قرار دارد.
واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از نگرانیها و تنشهای وکلا زمانی شکل میگیرد که موکل، نتیجهای فراتر از ظرفیتهای قانونی پرونده یا خارج از اختیارات وکیل را انتظار داشته باشد. هنگامی که در ابتدای همکاری، درباره موضوعاتی همچون عدم امکان پیشبینی قطعی آرای قضایی، زمان رسیدگی و تعیین اوقات دادرسی، احتمال تجدید جلسات، مدتزمان لازم برای مختومه شدن پرونده، حدود تأثیرگذاری اقدامات حقوقی و حتی محدودیتهای قانونی موجود، توضیحات کافی ارائه نشود، زمینه برای شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه فراهم خواهد شد.
یکی از مهمترین وظایف وکیل در نخستین جلسه مشاوره، ترسیم تصویری واقعبینانه از مسیر پرونده و نتایج احتمالی آن است. این امر مستلزم آن است که وکیل گفتوگو با موکل را با این فرض آغاز کند که مراجعهکننده آشنایی تخصصی با مفاهیم حقوقی و سازوکارهای قضایی ندارد و بسیاری از برداشتهای او مبتنی بر شنیدهها، تجربیات دیگران یا تصورات شخصی است.
برای روشنتر شدن موضوع، فرض کنید شخصی به دلیل فحاشی یا توهین دیگری به دفتر وکالت مراجعه کرده و خواهان طرح شکایت کیفری است. در چنین شرایطی لازم است پیش از هر اقدامی، به زبانی ساده و قابل فهم، ارکان قانونی جرم، شرایط اثبات آن و مجازات پیشبینیشده در قانون برای وی تشریح شود.
برای مثال باید صریحاً توضیح داده شود که حتی در صورت پذیرش شکایت، اثبات اتهام و صدور حکم محکومیت، نتیجه الزاماً به معنای دریافت وجه یا جبران خسارت مالی برای شاکی نخواهد بود. ممکن است مجازات مرتکب صرفاً پرداخت جزای نقدی یا تحمل مجازات دیگری باشد که اجرای آن در راستای اعمال حاکمیت عمومی صورت میگیرد و منافع مالی مستقیمی برای شاکی ایجاد نمیکند. اگر موکل از همان ابتدا نسبت به این موضوع آگاه شود، احتمال احساس ناکامی یا تصور بینتیجه بودن اقدامات وکیل در مراحل بعدی به میزان قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
همچنین باید برای موکل روشن شود که موفقیت هر پرونده تابع عوامل متعددی از جمله کیفیت ادله، وجود یا فقدان شهود، اسناد و مدارک موجود، دفاعیات طرف مقابل و در نهایت تشخیص مرجع قضایی است و هیچ وکیلی نمیتواند نتیجه قطعی یک دعوا را تضمین کند. وکیل متعهد است دانش، تجربه و تلاش حرفهای خود را در مسیر دفاع از حقوق موکل به کار گیرد، اما نتیجه نهایی همواره در اختیار او نیست.
تجربه نشان داده است هرچه این واقعیتها در ابتدای مسیر با صداقت بیشتری بیان شوند، رضایت موکل در پایان پرونده نیز بیشتر خواهد بود؛ حتی در مواردی که نتیجه نهایی کاملاً مطابق خواسته اولیه او نباشد. در مقابل، ایجاد امیدهای غیرواقعی، وعدههای غیرقابل تحقق یا پرهیز از بیان محدودیتهای قانونی، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت موجب جلب اعتماد ظاهری موکل شود، اما در بلندمدت زمینهساز نارضایتی، بیاعتمادی و بروز اختلاف میان وکیل و موکل خواهد شد.
اعتماد، ارزشمندترین سرمایه رابطه حرفهای میان وکیل و موکل است؛ سرمایهای که نه با وعدههای بزرگ، بلکه با صداقت در بیان واقعیتها شکل میگیرد و تداوم مییابد.
شاید نتوان تمامی استرسها و فشارهای حرفه وکالت را از میان برداشت، اما بیتردید میتوان با شفافسازی، آموزش حقوقی به موکل و مدیریت صحیح انتظارات او، بخش مهمی از این فشارهای پنهان را کاهش داد و رابطهای مبتنی بر اعتماد، احترام متقابل و درک واقعبینانه از فرآیند دادرسی ایجاد کرد.
وکیل دادگستری_شیراز