و باید اعتراف کنم که اضافه بر لاغری فوقالعاده زشت هم بودم. اکثر شبها، روی تختخوابم دراز میکشیدم، و در اثنای اینکه به سقف از باران لکشده اتاق خیره میشدم، در اطراف آینده تاریک و مبهم فکر میکردم. وقتی نه ساله شدم، جنگ درگرفته بود. و در سراسر ایتالیا روزی نبوده که چند بار سوت خطر هوایی به گوش نرسد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سوفیا لورن، متولد ۲۰ سپتامبر ۱۹۳۴ (۲۹ شهریور ۱۳۱۳)، از معدود ستارگان زندهمانده عصر طلایی سینماست؛ زنی که مسیر زندگیاش از فقر مطلق و وحشت جنگ جهانی دوم آغاز شد و به اوج شهرت جهانی در هالیوود انجامید. کودکی او در ناپل، در میان گرسنگی، لباسهای وصلهدار و صفهای طولانی نان گذشت. خودش بعدها بارها گفته بود که در کودکی «لاغر، زشت و گرسنه» بوده و تنها آرزویش خوردن یک وعده غذای سیر بوده است. خاطرات پناه گرفتن در تونلها هنگام بمباران، زخمهایی که هنوز نشانهشان بر چهرهاش مانده و صفهای جیرهبندی، بخشی جدانشدنی از هویت او شد.
اما همین گذشته تلخ، نیرویی برای پیش رفتن بود. سوفیا از نوجوانی دریافت که دیگر آن «خلالدندان» سابق نیست و زیباییاش به چشم میآید. شرکت در مسابقه زیبایی ناپل و سپس سفر به رم، نخستین گامها برای ورود به دنیای سینما بودند. او ابتدا بهعنوان سیاهیلشکر و مدل عکاسی کار کرد؛ تجربههایی سخت اما تعیینکننده که راه را برای نقشهای جدیتر باز کردند.
نقطه عطف زندگی حرفهایاش، همکاری با ویتوریو دسیکا و سپس ورود به سینمای آمریکا بود؛ مسیری که با حمایت و راهنمایی کارلو پونتی، تهیهکننده و همسر آیندهاش، هموار شد. لورن بهتدریج از یک بازیگر جوان ایتالیایی به ستارهای بینالمللی بدل شد، بیآنکه گذشتهاش را فراموش کند.
این روایتها برگرفته از خاطرات و گفتوگوهای سوفیا لورن با مجله ایتالیایی «اِپوکا» (Epoca) است؛ خاطراتی که او اندکی پس از ورودش به هالیوود و به دعوت دومنیکو مکولی، سردبیر این مجله، نوشت. این نوشتهها ابتدا به صورت پاورقی و سلسلهوار در «اپوکا» منتشر شد و سپس در رسانههای مختلف جهان، ازجمله مجله «سپید و سیاه» ایران (۲۴ بهمن ۱۳۳۷)، بازنشر یافت. بخش عمده این گفتهها به دوران کودکی و نوجوانی سوفیا لورن در ناپل و سالهای جنگ جهانی دوم بازمیگردد.
متن کامل این گفتوگو را از اینجا بخوانید.
۲۵۹