سایه انتقاد از پخش برنامهای چون «هویت» (۱۳۷۵)، «چراغ» (۱۳۷۷) و «کنفرانس برلین ( ۱۳۷۹)» اگرچه هیچگاه از سر دوران مدیریت ۱۰ ساله علی لاریجانی در صداوسیما ـ علیرغم توضیحاتش در سالهای بعد ـ کوتاه نشد اما نمیتوان فراموش کرد که تغییر و تحولات ایجادشده از سوی او از همان سال نخست حضورش در ساختمان شیشهای (۱۳۷۳) با چه انتقادات عجیبی مواجه بود. انتقاداتی از این دست که: «چرا آقای شجریان در هنگام تحویل سال در شبکه یک حاضر شده، برنامه اجرا کرده و از او تجلیل به عمل آمده است و چرا یک پدر شهید یا یک بسیجی را به برنامه نیاوردند تا دعای تحویل سال را بخواند؟!» یا اتهامِ «گوگوریمگوری»کردن تلویزیون با برنامههایی مانند «ساعت خوش»!
نرگس کیانی: «حرکت سازندهای در تلویزیون آغاز شده و انصافا تولیدات افزایش یافته است. آقایانِ معترض اما به این که چهطور یکساله به اندازه ۵ سال کار شده نقد دارند! اما خودشان هم میدانند حرف آقای (احمد) پورنجاتی (معاونت وقت سیما) غلط نیست.» اشاره علی لاریجانی، دبیر فقید شورای عالی امنیت ملی در این روایت، به اتفاقاتی است که در نخستین سال از یک دهه حضورش در ساختمان شیشهای (بهمن ۱۳۷۲ تا بهمن ۱۳۷۳) بر صداوسیما گذشت. اتفاقاتی که در کتابِ هماینک ناموجودِ «هوای تازه» (خاطرات ۱۰ ساله مدیریت صداوسیما؛ جلد اول سال ۱۳۷۳) با عدد و رقم به آنها اشاره میکند. او که پس از طرح موضوع لزوم ترک وزارت ارشاد و نشستن بهجای محمد هاشمی (رئیس وقت صداوسیما) از جانب رهبری فقید (۲۱ دی ۱۳۷۲)، برای غلبه بر تردیدهای اخلاقی خود یکماه زمان صرف کرد در بخشی از روزنوشتهایش از آن دوران، آورده است: «در آن سال (۱۳۷۳)، تولید برنامههای تلویزیونی مجموعا ۸۰ درصد و تولید برنامههای رادیویی مجموعا ۵۵ درصد افزایش پیدا کرد. در حوزه اخبار و تفاسیر سیاسی در شبکههای تلویزیونی، خبر حدودا ۳ برابر و تفسیر حدودا ۲ برابر شد. در رادیو، شبکه اول صدا ۸۳.۳ درصد، شبکه دوم صدا ۷۰ درصد و شبکه اف.ام ۷۵ درصد کل کشور را پوشش میداد و در تلویزیون، شبکه اول ۹۱.۴ درصد، شبکه دوم ۸۴.۶ درصد و شبکه سوم ۳۵.۹ درصد جمعیت کشور را زیر پوشش داشت و قرار بود در برنامه دوم توسعه پوشش شبکه دو به ۹۱ درصد برسد. شاخص رضایت مردم از برنامهها در سال ۱۳۷۳ از ۶۹ درصد به ۷۲ درصد رسید و براساس تحقیقات مرکز پژوهش و مطالعات ۶۰ درصد اوقات فراغت مردم را صداوسیما پر میکرد.»
با وجود این رشد کمی و همچنین پایهگذاری موسساتی چون «سیمافیلم» برای ایجاد زمینه همکاری هنرمندان خارج از سازمان با صداوسیما و «صبا» با کارویژه تولید انیمیشن در همان سال نخست، برای علی لاریجانی در ساختمان شیشهای انتشار مقالات انتقادی در روزنامههایی چون کیهان، جمهوری اسلامی و سلام امری معمول بود. مقالاتی که رئیسِ وقت صداوسیما با اشاره به برخی از آنها در کتاب خاطرات خود آورده است: «روزنامه جمهوری اسلامی در مقالهای به نقد برنامههای نوروزی رادیو و تلویزیون پرداخته است. در این مقاله از این که آقای شجریان در هنگام تحویل سال در شبکه یک حاضر شده، برنامه اجرا کرده و از او تجلیل به عمل آمده، انتقاد و ابراز تاسف شده است که چرا یک پدر شهید یا یک بسیجی را به برنامه نیاوردند تا دعای تحویل سال را بخواند؟ البته حضور یک پدر شهید یا یک جانباز در برنامه تحویل سال، قطعا مناسب چنین لحظاتی خواهد بود ولی این دلیل نمیشود که از یک هنرمند شهیر و خواننده خوشصدا استفاده نشود.» یا در جایی دیگر از کتاب «هوای تازه» نوشته است: «روزنامه جمهوری اسلامی در انتقاد از برنامه «ساعت خوش» در مقالهای تحت عنوان «تلویزیون گوگوریمگوری شده!» با ابراز تعجب از این که صداوسیما چگونه این تیپ سازندگان و بازیگران را به کار گرفته معتقد است این گونه برنامههای مبتذل و بیریشه، صداوسیما را گوگوریمگوری میکند! ظاهرا در کشور ما عدهای اصولا برنامه فکاهی را بیفایده و بیریشه میدانند. البته این برنامه در زمره برنامههای عالی طنز نیست ولی میتواند آغازی برای کارهای بهتر باشد و حداقل بیریشه و مبتذل نیست.» و درنهایت در پاسخ منتقدان چنین میاندیشید: «تصور من این است که عدهای زندگی اجتماعی را در جمهوری اسلامی طوری تعریف میکنند که در هر لحظه آن باید یک حقیقت علوی تبلور پیدا کند. چراکه ظاهرا در زندگی متعارف خودمان چنین لحظاتی (اوقات فراغت) زیاد رخ نمیدهد. آدمیزاده عبادت میکند، کار میکند، استراحت دارد و اوقات فراغت به معنای این که کار جدی نداشته باشد و حتی سرگرمی صرف داشته باشد.»

سایه انتقاد از پخش برنامهای چون «هویت» (۱۳۷۵)، «چراغ» (۱۳۷۷) و «کنفرانس ایران پس از انتخابات» (مشهور به کنفرانس برلین- ۱۳۷۹) اگرچه هیچگاه از سر دوران ۱۰ ساله مدیریت علی لاریجانی در صداوسیما ـ علیرغم توضیحات او در سالهای بعد ـ کوتاه نشد اما نمیتوان نادیده گرفت که او این سازمان را با سه شبکه تلویزیونی تحویل گرفت و با هفت شبکه تلویزیونی، هشت شبکه رادیویی، ۳۰ شبکه رادیویی استانی، چهار شبکه تلویزیونی استانی و هفت شبکه تلویزیونی جهانی تحویل داد. همچنین نمیتوان از یاد برد درشرایطی که نمایندگان مجلس به دنبال تصویب طرح ممنوعیت استفاده از ماهواره بودند او عقیده داشت: «باید قبول کرد که تکنولوژی، امکان دسترسی هرچه بیشتر به اطلاعات را در اختیار همه قرار میدهد. امروز ممکن است بتوان به این نحو با آن مقابله کرد، اما در آینده راههای دسترسی آسانتر خواهد بود و این روش جواب نمیدهد. راهحل اصولی و درازمدت، اقدامات فرهنگی و ایجابی است. یعنی باید امکانات تولید فرهنگی و هنری بومی را افزایش داد تا دسترسی به آثار مطلوب متناسب برای سلائق و اندیشه طبقات مختلف، فراهم شود.»
چنانچه در دوران کوتاه حضور در وزارت ارشاد، ضمن تاکید بر لزوم آزادسازی ویدئو، تذکر میداد: «در عالم سیاست چیزی بدتر از نامعقول بودن تصمیمات حاکمان نزد مردم نیست.» و شاهد مثالش این بود که: «(با ممنوعیت خرید و فروش و ورود دوربین و دستگاههای ضبط و پخش ویدئو) مردم عملا حتی اگر میخواستند از خود و خانوادهشان فیلمبرداری کنند نمیتوانستد یا دوربین و نوارهای حجاجی که به سفر حج می رفتند و از حضور خود در مکه و مدینه فیلمبرداری میکردند، قابل ورود به کشور نبود! و این همه از ترس این بود که ممکن است فیلمهای غیراخلاقی با دستگاه ضبط و پخش ویدئو، مورد رویت قرار گیرد و این ترس باعث تصمیماتی نامعقولی شده و موجب شده بود که مردم از مواهب چنین تجهیزاتی بهرهمند نشوند.»

مردی که تا رضایت همسرش را نگرفت، رضایت به پذیرش پست تازه نداد
علی لاریجانی (۲۶ اسفند ۱۴۰۴- ۱۳ خرداد ۱۳۳۶)، پیش از آن که در ۲۱ دی ۱۳۷۲ با این سوال رهبری فقید مواجه شود که: «آیا آماده است تا از وزارت ارشاد به صداوسیما برود؟» نیز سابقه حضور در این سازمان را داشت. سابقهای که خود در موردش چنین نوشته است: «اسفند سال ۱۳۵۷ با توصیه دوستان وارد صداوسیما شدم و در پخش رادیو کار میکردم. بعد از مدتی، مسئولیت برونمرزی (رادیوهای زبان خارجی) را به عهده گرفتم و بعد مدیریت دفتر مرکزی خبر را پذیرفتم. قانون صداوسیما که در مجلس به تصویب رسید، شورای سرپرستی تشکیل شد. آقایان دکتر (حسن) روحانی، علی جنتی و حسین غفاری عضو شورای سرپرستی بودند و مرا به عنوان مدیرعامل انتخاب کردند. در آن زمان، بنیصدر رئیسجمهور بود و شرایط کشور بسیار سخت که ذکر خاطراتش خود حدیثی مفصل است.»
با وجود این تجربه اما علی لاریجانی برای پذیرفتن این پیشنهاد از چند جهت دچار تردید بود: «از طرفی نگران وضع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستم، چون زمان زیادی در آنجا نبودم و اخیرا ایشان (رهبری فقید) دستورات مهم و جدیدی داده بودند. از طرف دیگر آقای محمد هاشمی، رئیس سازمان صداوسیما برادر رئیسجمهور است و با او رفاقت دارم. ضمن اینکه من برای آقای هاشمی رفسنجانی (رئیسجمهورِ وقت) ارزش والایی قائل هستم و نمیخواهم ذهنیتی پیدا کنند.» جدا از این همسرش؛ فریده مطهری با این تصمیم موافق نبود: «اصرار ایشان بر این بود که به هر نحو شده، مقام معظم رهبری را از این تصمیم منصرف کنم. نمیدانم چرا اینقدر از پذیرفتن مدیریت صداوسیما توسط من، مکدر است. واقعا کار برایم مشکل شده است. میدانم که اگر بار سنگین مسئولیت صداوسیما را بپذیرم و همسرم نیز اینقدر مخالف باشد، مشکلات جدی برایم پیش میآید. با این حساب، کاغذ و قلم را حاضر کردم و آقایان دکتر حداد عادل، دکتر جواد لاریجانی و مهندس (میرحسین) موسوی را در نظر گرفتم و با تجزیه و تحلیل محاسن و معایب و اولویتبندی، طی نامهای نتایج را احصاشده آماده کردم.» با این حال ۵ بهمن ۱۳۷۲ از رهبری فقید مستقیم میشنود که: «من تصمیم گرفتهام شما به صداوسیما بروید و در این زمینه با آقای هاشمی (رئیسجمهور وقت) هم مذاکره کردهام و ظرف مدت یک هفته جایگزین شما در وزارت فرهنگ مشخص میشود.»
دستِ آخر «هرچند عالم خواب برای انسان حجت عقلی و شرعی ندارد اما عالم رویا، عالم عجیبی است.» و با اتکاء به همین عالم عجیب است که رضایت فریده مطهری جلب میشود. اتفاقی که علی لاریجانی اینطور شرحش میدهد: «...صبح برای نماز بیدار شدم و وضع روحی همسرم دگرگون شده بود. با شرایطی کاملا عجیب، خوابی را که دیده بود، نقل کرد. او گفت: دیشب با ناراحتی زیاد به خواب رفتم. در عالم رویا دیدم من و شما و فرزندان در بیابانی بیآب و علف هستیم. شما گفتید من باید برای آبادی این صحرا بروم و من اصرار کردم چگونه ما را تنها میگذارید و میروید؟ در همین حال احساس کردم شما از ما دور میشوید و من مضطربتر میشدم. ناگهان از پشت سر صدای پدرم را شنیدم که مرا به نام میخواند. بازگشتم و دیدم پدرم در حالی که لباس منزل پوشیده، دو گلدان پر از گل در دست دارد و به سمت من میآید. او مرا نوازش کرد و گفت: ناراحت نباش، من این گلدانها را برای کمک به همسرت و آبادی این بیابان آوردهام. فقط هم من نیستم، آن دورها را ببین، نگاه کن علامه طباطبایی هم مشغول گلکاری است!»

سازمانی با ۳۲۱،۱۲ کارمند و ۱۵۰،۴۰۰میلیارد تومان بودجه
علی لاریجانی در بخشی دیگر از روزنوشتهایش در مورد وضعیت تعداد کارکنان و بودجه صداوسیما، هنگام پذیرش مسئولیت ریاست این سازمان، مینویسد: «تعداد کارکنان سازمان ۳۲۱،۱۲ نفر با این ترکیب است: زیر دیپلم ۴۵۰۸ نفر، دیپلم ۴۵۴۴ نفر، فوق دیپلم ۱۰۷۵ نفر، لیسانس ۱۱۸۶ نفر، فوق لیسانس ۳۱۰ نفر، دکتری ۲۱ نفر. برای من تعجبآور بود که از این تعداد، بیش از ۱۰ هزار نفر زیر لیسانس هستند! نمیخواهم بگویم مدرک آنقدر مهم است ولی نمایی از کار را ارائه میدهد و یکی از علامتهایی که این آمار به من داد فکر کردن درباره نحوه ورود نیروهای جدید سازمان بود. در بخش بودجه و منابع مالی، گزارشی که همکاران دادند حکایت از این داشت که بودجه سال ۱۳۷۲ سازمان ۱۵۰،۴۰۰میلیارد تومان؛ حدود ۸۱ ده هزارم بودجه کل کشور. از آنها درباره درآمدهای اختصاصی سازمان پرسیدم. چون این سوال همیشه برایم مطرح بود که وقتی بسیاری از رادیو و تلویزیونهای دنیا از نظر مالی روی پای خود ایستادهاند چرا در ایران اینگونه نیست؟ کلا منابع درآمدی سازمان دو بخش است: یکی درآمد آگهیها که حدود ۵۰۰ میلیون تومان است و دیگری، درآمد حاصل از عوارض تلویزیون (تلویزیونهای خانگی) که حدود ۶۰۰ میلیون تومان است و مجموعا یک میلیارد و یکصد میلیون تومان کل درآمد صداوسیماست؛ حدود یک چهاردهم کل بودجه سازمان. این هم نکته دیگری بود که ذهن مرا به خود جلب کرد که باید راهی برای بهبود آن پیدا میکردم.... مسئله این بود که تولید در صداوسیما با مدیریت مالی دولتی انجام میشد و فاصله قیمت کار تولیدی در خارج صداوسیما با سیستم داخلی، بسیار متفاوت بود و همین موضوع، در کارمندان بیعلاقگی ایجاد کرده بود. از طرفی اینگونه کار در صداوسیما حجم نیروی انسانی را زیاد کرده بود و بازدهی کار را کم.»
نیروی فنی و سفرهای خارجی برای خرید تجهیزات
زمانی که علی لاریجانی بر صندلی ریاست صداوسیما تکیه زد، طبق گفته خودش، «امکانات فنی استودیوها نسبتا خوب بود اما سیستم همگی آنها آنالوگ بود. نیروی انسانی سازمان، خبره بود اما به دلیل شکل دولتی کار، انگیزه کم بود و به لحاظ تکنولوژیک هرچه زودتر باید جهشهایی شکل میگرفت تا از دنیای رسانه که با دیجیتالیشدن تحولات جدی را در پیش گرفته بود، عقب نمیماندیم.»
او در این مورد مینویسد: «مجموع نیروهای فنی سازمان حدود ۳۵۰۰ نفر است که در بخشهای مختلف خدمت میکنند و وضع متوسطی دارند. تعداد مهندسان نسبت به افراد دیپلم و زیر دیپلم کم است، مخصوصا با توجه به این که تعداد زیادی از مهندسان در حال بازنشستهشدن هستند. نکته قابل توجه در این معاونت هم نظیر معاونت طرح و توسعه فنی، تکیه صرف بر واردات تجهیزات است و حتی در مورد قطعات مکانیکی هم تلاش نشده بود تا در داخل ساخته شود. فقط شرکت تکتا وابسته به صداوسیما در حد پایینی فرستنده کمقدرت میسازد. از نکاتی که باید قطعا دنبال کنم تغییر این رویکرد در بخش فنی است.» آنطور که معاون فنی صداوسیما در طرح و توسعه به علی لاریجانی گزارش میدهد تعداد فرستندههای سازمان در کل ۱۰۳۴ عدد، تعداد استودیوهای پخش تلویزیون در مرکز و استانها ۲۴ عدد و تعداد استودیوهای تولید نیز ۲۴ عدد هستند و سیستم همگی آنها آنالوگ است. در بازدید رئیسِ وقت صداوسیما از این تجهیزات مشخص میشود تقریبا تمامی آنها از خارج خریداری میشود و همین موجب میشود که او متذکر شود: «با توجه به ظرفیت و توانمندی علمی کشور ما قطعا بسیاری از نیازهای سازمان در بخش الکترونیک، در داخل قابل ساخت است.»
علی لاریجانی، ۲۷ شهریور ۱۳۷۳ از نمایشگاه تجهیزات جدید شرکتهای فنی در هلند بازدید میکند و در شرح آن میآورد: «بازدید از این نمایشگاه برای من فرصت خوبی بود تا آخرین تکنولوژیهای رسانهای را که در سطح دنیا مطرح است، از نزدیک مشاهده کنم که برای طراحی حرکت فنی سازمان لازم بود.» او در بخش دیگری از گزارشش از این بازدید، میگوید: «رادیو و تلویزیون هلند ویژگیهای جالبی داشت. اولا مجموع نیروی انسانی آن حدود ۲۵۰۰ نفر بود البته ۷۰ درصد تولید توسط بخش خصوصی صورت میگرفت. این همان چیزی است که من از ابتدای ورود به سازمان دریافتم که باید با خصوصیسازی بخشهای مختلف سازمان، از حجم نیروی انسانی آن کاست. ثانیا شکل حقوقی سازمان، بهظاهر خصوصی بود ولی درواقع خصوصی نبود. ثالثا بودجه اصلی آن از طریق آبونمان خانوار تامین میشد که ما در ایران نداریم. آبونمان رقم قابل توجهی بود؛ هر ماه حدود ۱۰ دلار و ضمنا درآمد آگهی هم داشتند.»

همهٔ مردانِ آقای رئیس؛ از احمد پورنجاتی تا تقی آزادارمکی
با تغییر ریاست صداوسیما، مدیریت شبکهها نیز دچار تغییراتی شد. طبق اطلاعات ارائهشده به ریاستِ وقتِ سازمان، شبکه سه که با کمک شبکه یک راهاندازی شده بود روزانه ۳ ساعت، شبکه یک روزانه ۸ ساعت و شبکه دو روزانه ۷ ساعت برنامه داشتند. تولیدات تلویزیونی سالانه ۲۶۹۸ ساعت، برنامههای نمایشی تلویزیون سالانه ۲۷۴ ساعت و تولید انیمیشن نزدیک به صفر بود. به طور متوسط در هفته فقط یک شب سریال پخش میشد و یک فیلم سینمایی در بعدازظهر جمعه که در بیش از نیمی از سال تکراری بود. براساس گزارش گروه فیلم و سریال، اکثر قریب به اتفاق برنامههای نمایشی مضامینی اجتماعی داشت و برنامه کودک تلویزیون یک ساعت در روز بود که در آن انیمیشن داخلی دیده نمیشد اما گاهی تولیدات عروسکی داخلی روی آنتن میرفت که به عقیده علی لاریجانی «پیشرفت نسبتا خوبی محسوب میشد.» ضمن اینکه زمان استفاده مردم از رادیو و تلویزیون، به طور متوسط، ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه در روز بود.
علی لاریجانی بخشی از تغییرات مدیریتی ایجادشده را اینطور شرح میدهد: «با آقای (احمد) پورنجاتی مذاکره نهایی به عنوان معاون سیما انجام شد. حکم آقای مهندس حسین محمدی را به عنوان معاون سیاسی سازمان صادر و با بعضی از افراد که نامزد مسئولیتهای جدید بودند، مذاکره کردم؛ از جمله با آقایان (محمد) پیشگاهیفرد برای معاونت امور استانها، (علی) کردان برای معاونت اداری و مالی، (محسن) مهاجرانی برای معاونت صدا، (سردار) غفور (درجزی دولق) برای ادارهکل حراست سازمان و دکتر (تقی) آزادارمکی برای ریاست مرکز تحقیقات صداوسیما. آقای (علی) عبداللهیان قائممقام آقای (مصطفی) میرسلیم، وزیر ارشاد پیشنهاد کرد آقای (مهدی) فریدزاده که مدیر شبکه یک است، معاون سینمایی وزارت ارشاد شود و صداوسیما با این ماموریت موافقت کند. مخالفتی نکردم چون از وقتی آقای پورنجاتی معاونت سیما را پذیرفته بود ایشان علاقهای به همکاری به عنوان مدیر شبکه یک نداشت. آقای مهدی کلهر هم به سمت مدیرکلی مرکز موسیقی و سرود سازمان منصوب شد.»
لاریجانی مشخصا در مورد تقی آزادارمکی مینویسد: «او از اساتید خوشفکر است که مدتی است مسئولیت مرکز تحقیقات صداوسیما را پذیرفته است و در نظر دارد آرایش جدیدی به کار تحقیقاتی در صداوسیما بدهد. ضمنا ایشان یافتههای آخرین بررسیهای میدانی را در مورد میزان تماشای تلویزیون در کشور ارائه نموده و بر این اساس، میانگین تماشای تلویزیون روزانه حدود ۲ ساعت است. به ایشان گفتهام این موضوع را مرتبا در هر فصل کنترل نماید. چراکه باتوجه به گسترش برنامههای صداوسیما، این ارزیابی میتواند به کار ما جهتدهی دهد.»

علاقهمندیهای فرهنگیِ مدیری دانشآموخته فلسفه
ازجمله دیگر نکات جالب توجه در روزنوشتهای علی لاریجانی از سال اول حضور در سازمان صداوسیما، علاقهمندیهای فرهنگی و هنری این دانشآموخته دکتری فلسفه دانشگاه تهران است. به عنوان مثال مواردی که طبق گفته خودش، دوم اسفند ۱۳۷۲ ابلاغ کرد: «۱- آگهی فیلمهای سینمایی، کتاب و مطبوعات در بخش اداره بازرگانی با تخفیف ۷۰ درصد محاسبه شود تا کالاهای فرهنگی به خوبی به جامعه معرفی گردد و اقتصاد حوزه فرهنگی کشور از گردش مطلوب برخوردار شود. ۲- در تلویزیون، برنامهای تحت عنوان «بررسی مطبوعات» ایجاد شود تا مردم بتوانند هر روز از دریچه تلویزیون، نگاهی به مطبوعات داشته باشند.» او همچنین یکم شهریور ۱۳۷۳ نخستین جلسه شورای عالی ویرایش سازمان صداوسیما را تشکیل داد و در این مورد نوشت: «آقای (مهدی) فیروزان دبیر این شورا هستند. فیروزان به مسائل اولی علاقه زیادی دارد و دارای روحیه باذوقی است. اعضای جلسه نیز همگی از بزرگان و اساتید هستند؛ آقایان اسماعیل سعادت، ابوالحسن نجفی، رضا سیدحسینی، موسی اسوار، احمد سمیعی و علیاشرف صادقی. در این جلسه درباره روشهایی که باید در حوزههای برنامهسازی ساری و جاری شود تا زبان و ادبیات فارسی صیانت گردد بحث شد.»
همچنین مطالعه مستمر کتاب به زبان اصلی و کوهنوردی، دو علاقهمندی علی لاریجانی است که علیرغم مشغلههایش در سازمان صداوسیما، ردپای پررنگی در روزنوشتهایش دارد و عباراتی از این دست به کرات در خاطراتش دیده میشود: «امشب کتابی را به نام Me dieval philosophy نوشته آقای Armand.A.Maurer در زمینه فلسفه قرون وسطی که اخیرا خریداری کردهام مطالعه کردم. فلسفه ریاضیات از نظر کانت است (Kant's philosophy of Mathematics) و دتیورش کارلی پوزی و ناشرش انتشارات کلوور است... بالاخره شب هنگام در منزل فرصت مطالعهای دست داد و کتاب «فلسفه هنر» نوشته پیترکیو(Philosophies of Arts By: peter Kivy) از انتشارات دانشگاه کمبریج را مطالعه کردم... یکی از دوستان کتابی برایم ارسال کرده بود به نام Political philosophy at The Closure of Metaphysics ؛ کتاب جدیدی است یعنی مربوط به چند سال اخیر است و آراء چند فیلسوف را مورد بررسی قرار داده که مسائل متافیزیکی مبنای فلسفه سیاسیشان است نظیر مارکس، هابرماس و مرلوپونتی. مقالهای درباره Foucault دارد تحت عنوان «متافیزیک قدرت» که بسیار خواندنی است. خواندن آرا فوکو حوصله میخواهد و باید در منظومه افکارش دقیق شد تا حرف او را درست فهمید.»
او که زمانی در پاسخ به منتقدان پخش برنامهای در تجلیل از مهدی بازرگان پس از انتشار خبر درگذشت او از صداوسیما (۳۰ دی ۱۳۷۳) گفته بود: «در نصوص دینی آمده است «اذکروا امواتاکم بالخیر»؛ وقتی شخصیتی از دنیا میرود هرچند انتقاداتی به او وارد باشد توصیه این است که به لسان خیر از وی یاد کنید و مرحوم بازرگان فرد مبارز و متدینی بود، اگرچه به افکارش انتقاداتی وارد است و به رفتار سیاسی نهضت آزادی انتقاداتی بیشتر، اما این امر باعث نمیشود نکات مثبت وی دیده نشود.» نخستین سال حضور در ریاست صداوسیما را اینطور جمعبندی میکند: «سال ۱۳۷۳، سالی پرکار برای من بود؛ ساماندهی صداوسیما و پیدا کردن یک استراتژی درست برای آینده. همزمان حرکت سریع برای ایجاد شبکههای نوین که بتواند در دنیای پر از صداوتصویر، جایی برای ایران ایجاد کند. قطعا مقدار زیادی از مشکلات بر دوش همسر عزیزم بود که در مورد شرایط منزل و ایجاد فضای آرام و رسیدگی به وضع فرزندان تلاش وافر داشت. از او تشکر میکنم هرچند همسرم میگوید ظاهرا پس از پیروزی انقلاب همهٔ سالها برای شما، همین بوده است، ببینم سال آینده چه میشود! و این هم متلکی از جانب ایشان بود در آغاز سال جدید!»
۵۹۲۴۲