ورزشی
از نظر عجم اوغلو هوش مصنوعی می‌تواند نابرابری را تشدید کند. او تأکید می‌کند: کاهش دستمزدها معمولاً همراه با کاهش مشارکت در بازار کار است.بنابراین نابرابری فقط به درآمد محدود نمی‌شود، بلکه به کاهش فرصت‌های اشتغال نیز منجر می‌شود. به بیان دیگر، گروه‌هایی که دستمزدشان کاهش یابد، احتمال بیشتری دارد که به‌تدریج از بازار کار کنار گذاشته شوند.

گروه اندیشه:علی صادقی همدانی، در کانال تلگرامی خود به خلاصه ای از مصاحبه گلدمن ساکس در ژوئیه ۲۰۲۶ با دارون عجم‌اوغلو درباره تأثیر هوش مصنوعی بر آینده بازار کار را منتشر کرده است. عجم اوغلو ضمن رد فرضیه آخرالزمان شغلی، پیش‌بینی می‌کند که در پنج سال آینده، اثر خالص هوش مصنوعی بر اشتغال منفی اما محدود به حدود ۲ تا ۴ درصد خواهد بود و بیشترین آسیب متوجه مشاغل شناختی تکراری مانند خدمات مشتریان و امور دفتری می‌شود. هسته اصلی استدلال عجم‌اوغلو بر این ایده استوار است که آینده بازار کار را خود فناوری تعیین نمی‌کند، بلکه جهت‌گیری سرمایه‌گذاری‌ها روی آن مشخص می‌سازد. او با نقد رویکرد کنونی غول‌های فناوری که عمدتاً مسیر جایگزینی انسان به جای مکمل بودن را دنبال می‌کنند، هشدار می‌دهد که هیچ قانون اقتصادی مبنی بر خلق خودکار مشاغل جدید وجود ندارد. به باور وی، تمرکز صرف بر کاهش هزینه‌ها، نابرابری را تشدید کرده و به خروج نیروها از بازار کار منجر می‌شود، در حالی که مسیر دوم رشد اشتغال را متبلور می کند. گزارش این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

****

مصاحبه جدید دارون عجم‌اوغلو درباره با گلدمن ساکس (ژوئیه ۲۰۲۶) درباره اثر هوش مصنوعی بر بازار کار، در امتداد همان دیدگاه‌هایی است که او در کتاب Power and Progress و مقالات اخیرش مطرح کرده است، اما با برآوردهای مشخص‌تر درباره چند سال آینده. عجم‌اوغلو وقوع «آخرالزمان شغلی» را رد می‌کند، اما خوش‌بین هم نیست.

او معتقد است که برخلاف برخی پیش‌بینی‌های سیلیکون‌ولی، هوش مصنوعی در پنج سال آینده قرار نیست میلیون‌ها شغل را نابود کند. برآورد او این است که اثر خالص بر اشتغال، منفی اما محدود خواهد بود؛ در مقیاس کمتر از حدود ۲ تا ۴ درصد بازار کار.

از نظر عجم اوغلو اولین قربانیان، مشاغل شناختیِ تکراری هستند. به اعتقاد او، بیشترین آسیب متوجه فعالیت‌هایی است که شناختی هستند؛ ماهیت تکراری دارند؛ به قضاوت انسانی عمیق نیاز ندارند؛ خلاقیت یا تعامل اجتماعی گسترده در آن‌ها کم است. نمونه‌ها کارکنان خدمات مشتری فعالیت‌های اداری (Back Office) بسیاری از امور دفتری و پردازش اطلاعات هستند.او تخمین می‌زند تنها همین گروه‌ها حدود ۸ تا ۹ میلیون شغل در آمریکا را شامل شوند.از نظر عجم اوغلو مشکل اصلی، جهت سرمایه‌گذاری در AI است.

مهم‌ترین پیام مصاحبه این است: آینده بازار کار را خود فناوری تعیین نمی‌کند؛ بلکه نوع سرمایه‌گذاری روی فناوری تعیین می‌کند. عجم‌اوغلو دو مسیر را از هم تفکیک می‌کند:

مسیر اول: AI جایگزین انسان شود. حذف وظایف انسانی ، کاهش تقاضا برای نیروی کار، و فشار بر دستمزدها و افزایش نابرابری پیامد مسیر اول است.
مسیر دوم: AI مکمل انسان باشد. افزایش توانایی کارکنان ، خلق وظایف جدید، افزایش بهره‌وری و رشد اشتغال با کیفیت بالاتر پیامد مسیر دوم است.

از دید او تاکنون شرکت‌های فناوری عمدتاً مسیر اول را دنبال کرده‌اند. امروز هنوز استفاده‌های «مکمل انسان» محدود است. به گفته او، اکنون بیشتر کارکنان از AI برای کارهای کوچکی مثل ویرایش متن، جستجوی اطلاعات و بررسی منابع استفاده می‌کنند. این کاربردها اگرچه مفیدند، اما هنوز تحول اساسی در بهره‌وری ایجاد نکرده‌اند. تنها در برخی حوزه‌های تخصصی مانند تحقیقات زیستی و شیمی، AI واقعاً نقش مکمل مؤثری پیدا کرده است.

او می افزاید که اقتصاد هیچ قانونی ندارد که بگوید هر شغل از دست‌رفته، جایگزین خواهد شد. یکی از مهم‌ترین نکات نظری مصاحبه همین است. عجم‌اوغلو می‌گوید بسیاری تصور می‌کنند هر موج فناوری در نهایت شغل‌های جدید ایجاد می‌کند. اما از نظر اقتصاد چنین قانونی وجود ندارد.

او یادآوری می‌کند که بین دهه‌های ۱۹۵۰ تا اوایل ۱۹۷۰، خلق مشاغل جدید از نابودی مشاغل بیشتر بود و همین موجب رشد سریع دستمزدها شد. اما از اواخر دهه ۱۹۷۰، در بسیاری از بخش‌ها روند برعکس شده است؛ تخریب مشاغل از خلق مشاغل پیشی گرفته، به‌ویژه برای کارگران کم‌تحصیل.

از نظر عجم اوغلو هوش مصنوعی می‌تواند نابرابری را تشدید کند. او تأکید می‌کند: کاهش دستمزدها معمولاً همراه با کاهش مشارکت در بازار کار است.بنابراین نابرابری فقط به درآمد محدود نمی‌شود، بلکه به کاهش فرصت‌های اشتغال نیز منجر می‌شود. به بیان دیگر، گروه‌هایی که دستمزدشان کاهش یابد، احتمال بیشتری دارد که به‌تدریج از بازار کار کنار گذاشته شوند.

از نظر او آینده ۱۰ تا ۱۵ ساله هنوز نامعلوم است. عجم‌اوغلو تصریح می‌کند که پیش‌بینی بلندمدت تقریباً غیرممکن است. اگر سرمایه‌گذاری‌ها به سمت فناوری‌های مکمل انسان بروند، AI می‌تواند رشد اقتصادی و اشتغال ایجاد کند. اما اگر سرمایه‌ها عمدتاً صرف جایگزینی نیروی انسانی شوند، آثار منفی بازار کار بسیار گسترده‌تر خواهد بود.

جمع‌بندی

هسته اصلی استدلال عجم‌اوغلو را می‌توان در سه گزاره خلاصه کرد:

-هوش مصنوعی ذاتاً نه اشتغال‌زا است و نه اشتغال‌زدا.
-نهادها، سیاست‌ها و جهت سرمایه‌گذاری تعیین می‌کنند که AI مکمل انسان باشد یا جایگزین او.
-اگر انگیزه‌های اقتصادی فقط بر کاهش هزینه نیروی کار متمرکز شوند، AI احتمالاً نابرابری را افزایش خواهد داد؛ اما اگر بر توانمندسازی نیروی انسانی متمرکز شوند، می‌تواند به رشد بهره‌وری و خلق مشاغل جدید بینجامد.

این دیدگاه با چارچوب فکری شناخته‌شده عجم‌اوغلو درباره «فناوریِ جهت‌دار» (Directed Technological Change) و تمایز میان فناوری‌های جانشین نیروی کار (automation) و فناوری‌های مکمل نیروی کار (augmentation) کاملاً سازگار است.

216216

منبع خبر: خبرآنلاین