در حالی که گروهی از نمایندگان پارلمان بریتانیا خواستار ممنوعیت انیمیشن «ماشا و خرس» به اتهام ترویج تبلیغات روسیه شدهاند، مرور تاریخ نشان میدهد کارتونها بیش از یک قرن است که از جنگهای جهانی و جنگ سرد تا داعش و هوش مصنوعی، به ابزاری برای تبلیغات سیاسی، جنگ روانی و جهتدهی به افکار عمومی، بهویژه کودکان، تبدیل شدهاند.
زینب کاظمخواه: از باگز بانی نژادپرست تا خرسی که نمایندگان پارلمان خواستار ممنوعیتش هستند؛ کارتونها چگونه بیش از یک قرن ابزار تبلیغات سیاسی بودهاند؟ سیاستمداران بریتانیایی مدعیاند یک انیمیشن محبوب نتفلیکس، بخشی از تبلیغات روسیه برای «نظامیسازی کودکان» است؛ اما استفاده از کارتون برای جهتدهی به افکار کودکان، سابقهای بیش از صد سال دارد و حتی سازمان سیا نیز زمانی در تولید آثار کودکانه نقش داشته است.
اوایل همین ماه، تام گوردون، نماینده حزب لیبرال دموکرات در پارلمان بریتانیا، هنگام سخن گفتن از «نظامیسازی کودکان» منظورش کودکانی نبود که اسلحه به دست گرفته باشند؛ بلکه درباره یک خرس کارتونی صحبت میکرد.
گوردون به همراه بیش از ۵۰ نماینده از احزاب مختلف، با ارسال نامهای به پارلمان خواستار ممنوعیت پخش انیمیشن «ماشا و خرس» شدند و مدعی شدند این مجموعه، ابزاری برای تبلیغات سیاسی روسیه است.
«ماشا و خرس» که برای کودکان پیشدبستانی ساخته شده، یکی از پربینندهترین مجموعههای یوتیوب است و در بریتانیا نیز از طریق نتفلیکس و آیتیویایکس در دسترس قرار دارد. این انیمیشن ماجراهای دختربچهای به نام ماشا و خرس قهوهای همراهش را در جنگلی دورافتاده روایت میکند.
با این حال، برخی نمایندگان پارلمان بریتانیا، همچنین مرکز مقابله با اطلاعات نادرست اوکراین و وزیر خارجه استونی، استفاده ماشا از لباسهای نظامی دوران شوروی را نمونهای از اعمال «قدرت نرم» روسیه میدانند.

سابقهای صدساله
به گفته دیوید ولش، استاد بازنشسته تاریخ مدرن دانشگاه کنت، استفاده از کارتون بهعنوان ابزار تبلیغات سیاسی به جنگ جهانی اول بازمیگردد.
او میگوید: «تمام کشورهای درگیر جنگ از این ابزار استفاده میکردند.»
در بریتانیا، لنسلات اسپید با طراحی کاریکاتورهایی از ویلهلم دوم، امپراتور آلمان، که او را به شکلی مضحک و تحقیرآمیز به تصویر میکشید، محبوبیت زیادی میان تماشاگران سینما پیدا کرد.
اما دوران طلایی این نوع تبلیغات در جنگ جهانی دوم رقم خورد.
وقتی باگز بانی و دونالد داک وارد جنگ شدند
در دهه ۱۹۴۰، شخصیتهای کارتونی به ابزاری برای تبلیغات جنگی تبدیل شدند. استودیوی برادران وارنر انیمیشن «مرغابیهای دیکتاتور» را ساخت که در آن هیتلر، موسولینی و توجو به شکل اردکهایی مضحک تصویر میشدند.
در انیمیشن «دافی کماندو» نیز اردک دافی هنگام سخنرانی هیتلر، با پتکی بر سر او میکوبد.
دیزنی نیز به بازوی تبلیغاتی دولت آمریکا تبدیل شد و انیمیشن مشهور «چهره پیشوا» را تولید کرد؛ اثری که برنده اسکار شد و در آن دونالد داک کابوس زندگی در آلمان نازی را میبیند.
اما بسیاری از این آثار، امروز به دلیل تصاویر و توهینهای نژادپرستانه قابل نمایش نیستند. برای نمونه، انیمیشن «باگز بانی ژاپنیها را گوشمالی میدهد»که اکنون ممنوع شده، از الفاظ توهینآمیز علیه ژاپنیها استفاده میکرد.

تبلیغات در سوی دیگر جنگ
کشورهای محور نیز از انیمیشن برای تبلیغات استفاده میکردند. ایتالیای فاشیست در سال ۱۹۴۱ انیمیشن «دکتر چرکیل» را ساخت که در آن وینستون چرچیل به هیولایی شبیه «دکتر جکیل و آقای هاید» تبدیل شده بود.
در فرانسه ویشی نیز انیمیشن «نیمبوس آزاد شده» با دستور آلمان نازی ساخته شد و در آن شخصیتهایی مانند میکی ماوس، فلیکس گربه و ملوان زبل در حال بمباران یک خانواده نشان داده میشدند.
سیا و «مزرعه حیوانات»
با آغاز جنگ سرد، تبلیغات کارتونی رنگ و بوی ایدئولوژیک گرفت. نخستین فیلم بلند انیمیشن بریتانیا، یعنی «مزرعه حیوانات» (۱۹۵۴)، سالها بعد مشخص شد با حمایت مالی سازمان سیا ساخته شده است. در این نسخه، پایان داستان جورج اورول تغییر کرده و حیوانات موفق میشوند علیه خوکها شورش کنند؛ تغییری که بهعنوان کنایهای در حمایت از سرنگونی حکومتهای کمونیستی تعبیر شد.
از داعش تا میمهای اینترنتی
با گسترش نرمافزارهای دیجیتال در دهه ۲۰۰۰، دیگر فقط دولتها تولیدکننده انیمیشنهای تبلیغاتی نبودند. پس از حملات ۱۱ سپتامبر، اینترنت پر شد از انیمیشنهای سادهای که اسامه بنلادن را هدف تمسخر قرار میدادند. در مقابل، گروه داعش نیز مدتی از انیمیشنهای کودکانه برای تبلیغات خود در یوتیوب و تلگرام استفاده کرد. همزمان، فرهنگ میمهای اینترنتی نیز با انیمیشنهای سیاسی درهم آمیخت. نمونهای از آن مجموعه کارتونی راست افراطی «مرداک مرداک» است که از سال ۲۰۱۵ با استفاده از میمهای اینترنتی، نژادپرستی، زنستیزی و ایدئولوژی نازی را تبلیغ میکند.
جنگ اوکراین و انیمیشنهای هوش مصنوعی
در سالهای اخیر، جنگ روسیه و اوکراین نیز به عرصه رقابت انیمیشنهای تبلیغاتی تبدیل شده است. به گفته کریستیان فولدش، پژوهشگر دانشگاه چارلز پراگ، هر دو طرف از روایتهای کارتونی برای پاسخ به تبلیغات طرف مقابل استفاده کردهاند.
پس از آغاز جنگ ایران و اسرائیل نیز شرکت رسانهای ایرانی رسانه انفجاری با استفاده از هوش مصنوعی مولد انیمیشنهایی شبیه فیلمهای لگو تولید کرد که در حمایت از ایران در شبکههای اجتماعی منتشر شدند.

«تبلیغات زبالهای»
این دسته از آثار، امروز در ادبیات دانشگاهی با عنوان «اسلاپاگاندا» (Slopaganda) شناخته میشوند؛ اصطلاحی که به محتوای تبلیغاتی تولیدشده با هوش مصنوعی اشاره دارد.
میخال کلینچویچ، پژوهشگر دانشگاه تیلبورگ، معتقد است: «قدرت کارتونها در انتقال احساسات است، نه الزاماً واقعیتها.»
آیا «ماشا و خرس» واقعاً تبلیغات روسیه است؟
فولدش میگوید هنوز نمیتوان با قطعیت درباره این مجموعه قضاوت کرد.
او توضیح میدهد: «نمادهای مشخصی در این مجموعه وجود دارد؛ برای مثال خرس بهوضوح نمادی از روسیه است. اما در مقایسه با انیمیشنهایی که ما بهعنوان آثار تبلیغاتی بررسی کردهایم، عناصر تبلیغاتی در "ماشا و خرس" تنها بهصورت مقطعی دیده میشوند.» هنوز مشخص نیست این انیمیشن در بریتانیا ممنوع خواهد شد یا نه.
اما به باور پژوهشگران، بعید است استفاده از کارتون بهعنوان ابزار تبلیغات سیاسی به این زودی پایان یابد. کلینچویچ میگوید: «هدف این است که پیام در قالبی آشنا، کمتهدیدتر و احساسیتر منتقل شود. به همین دلیل فکر نمیکنم نقش کارتونها در تبلیغات سیاسی به این زودی از بین برود.»
منبع: گاردین
۵۹۵۹