احکام زیادی دبیر فرستاده بود، مُهر کردم. عرفانچی همهجا روزنامه میخواند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ناصرالدینشاه قاجار در خاطرات روز دوشنبه ۲۹ ذیقعهده ۱۲۸۷ (۱ اسفند ۱۲۴۹) نوشت: به حضرت عبدالعظیم(ع) باید رفت. صبح سوار کالسکه شده راندیم. راه قدری سربالا پایین بود. همه بودند در رکاب. هوا صاف بود. ببریخان [گربه ناصرالدینشاه] و دو بچه او را صبح بشیرخان به کالسکه گذاشته، با کنیز زبیده و ملیجک، یکسر بردند طهران. ناهار در صحرا خورده، بعد راندیم. احکام زیادی دبیر فرستاده بود، مُهر کردم. عرفانچی همهجا روزنامه میخواند. زن عرفانچی در قم مانده است، ناخوشی او عود کرده است.
خلاصه نایبالسلطنه، میرزا کاظم حکیم رشتی، لَلهباشی آمدند. ماشاءالله نایبالسلطنه چاق و خوب شده بود. محمدتقیمیرزایی پیدا شد، بسیار بسیار فربه شده است، به طوری که هیچ حرکت نمیتواند بکند. اغلب کسان مردم آمده بودند و غیره، و بچههای اهل اردو را جلو آورده بودند، عباسمیرزا پسر فخرالملوک هم آمده بود.
خلاصه وارد حضرت عبدالعظیم شدیم. زنها باز شِکوه از گرانی داشتند. رفتم زیارت، شکر خدا کرده. آمدیم باغ شاهزاده اعتضاد. علیرضاخان دیروز آمده بود، چادر زده بودند به قاعده. یحییخان از شهر آمده بود. حاجی محمدحسنبیک، میرزا مهدی، نظامالعلما، امیرآخور، اللهقلیخان، آقا محسن، میرزا طاهر، اسحاق میرزا، میرآخور ولیعهد. کاظمخان فراشباشی احوالش بهتر شده آمده بود. با امیرآخور زیاد صحبت شد؛ خیلی خنده داشت. آقا موچول پسرش هم بود. حکم و دستخط امیرآخوری باز به امیرآخور داده شد با خلعت شمسهدار. باباپیره اندرون آمده بود، در کمال خوبی مانده است.
خلاصه عصری زنانه شد، زنها آمدند تماشای فوار دیوانه شاهزاده را کردند. شب بعد از شام خوابیدیم. نوشآفرین...
منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدینشاه قاجار از ربیعالاول ۱۲۸۷ تا شوال ۱۲۸۸ ق به انضمام سفرنامه کربلا و نجف، به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ اول، زمستان ۱۳۹۸، ص ۲۹۳
۲۵۹