سارا طالبی، پژوهشگر با اشاره به اینکه ملاصدرا معتقد است که مواجهه با متون و پیامها در انسان ادراکی ایجاد میکند، گفت: این ادراک در مواجهه با قوای درونی انسانها و معناهای درون وی، معنای جدیدی ایجاد میکند. ملاصدرا عقل را معنابخش جهان میداند که به نفس ناطقه یا فاعلی، فیض عطا میکند و نفس ناطقه یا زبانمند(دارای کلام و اندیشه) بین این معناها و زبان رابطه برقرار میکند و معنا را به سوی زبان هدایت مینماید، همان که قلب فرهنگ و ارتباطات است.
گروه اندیشه: گزارش حاضر با تکیه بر پروژهها و نشستهای پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، به بازخوانی کارکردی و تمدنی اندیشه ملاصدرا در جامعه امروز میپردازد. محور اصلی مطلب، عبور از فلسفه انتزاعی و تجلی «حکمت متعالیه» بهمثابه یک روش زندگی است؛ امری که از طریق بنای الگوی گفتوگوی میانفرهنگی با هایدگر، تبیین ریشههای فلسفی معماری صفوی، مواجهه با بحرانهای فرهنگی جهان اسلام و در نهایت، پردازش مدل اختصاصی «ارتباطات صدرایی» و فرانظریهورزی تطبیقی برای مهار ضد ارتباطها صورت میگیرد. این پژوهشگاه در مقدمه گزارش خود آورده است:«ملاصدرا (محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی ملقب به صدرالمتألهین ) صدرالدین محمد (متولد ۹۸۰ هجری قمری) در علوم متعارف زمانه خویش بهویژه در فلسفه اشراق، مکتب مشاء، کلام، عرفان و تفسیر قرآن دارای مهارت بود و او توانست آثار فلسفی متفکرانی چون سقراط و فلاسفهی دیگر همچون افلاطون، ارسطو و شاگردانش و نیز دانشمندانی چون ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی را بررسی دقیق کند و موارد ضعف آنها را بازشناسد. امروز مهمترین کتاب برجای مانده از ملاصدرا «حکمت متعالیه» است که در کنار دیگر آثارش برای علاقهمندان به مطالعه در حوزه فلسفه و علوم انسانی، خواندنی و در دسترس است.پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات (فها) نیز بهواسطه وسعت فکر و نگاه عمیقی که ملاصدرا در طول زندگانی بیش از ۷ دههای خود داشت، همواره در آثار و نشستهای مختلف بهشکل مستقیم و غیرمستقیم به ایشان پرداخته است. در گزارش پیشرو نگاهی انداختیم به بعضی از آثاری و نشستها که در پژوهشگاه فها بهطور مستقیم به نظریات ملاصدرا مربوط هستند.» در ادامه این گزارش را می خوانید:
نگاهی به «زمان» در اندیشه ملاصدرا
«زمان در اندیشه ملاصدرا و هایدگر؛ گامی در راه تحقق پولی لوگ» اثر پژوهشی از رضا دهقانی است که سال ۱۳۹۶ روانه بازار نشر شد. این نوشتار نخستین کتابی است که به یکی از مهمترین مسائل تاریخ اندیشه، یعنی مسئلۀ «زمان»، نزد ملاصدرا و هایدگر، دو متفکر برجسته از دو سنت متفاوت، میپردازد و مسئلۀ اصلی آن این است که چگونه میتوان با بررسی اندیشۀ فلسفی این دو فیلسوف مؤسس، گامی در جهت تحقق گفتوگو بین این دو فیلسوف در وهلۀ نخست، و بین دو سنت اندیشۀ معاصر غربی و اندیشۀ اسلامیشیعی برداشت («گفتوگوی چندجانبۀ فرهنگی» یا «پولیلوگ»(Polylog)). این کتاب در ۴۳۴ صفحه همچنین نخستین پژوهشی است که افق فلسفۀ میانفرهنگی را برای خود طرح و الگوی پولیلوگ را در روش خود در تحقیق استفاده میکند.

نویسنده همچنین با بیان اینکه گفتوگو مهمترین منش فلسفی مورد نیاز زمانه است، پولیلوگ را در نسبت مستقیم با گفتوگو یا دیالوگ معرفی و تأکید میکند که این کتاب در حکم تمهیدی برای گفتوگوی چندجانبه یا پولیلوگ است؛ الگویی که همۀ متفکران و نیز پژوهشگران را از همۀ سنتهای موجود فرامیخواند تا همگی به تعامل بپردازند و هدف واحدی را معرفی میکند که هدفی تنظیمی است و آن مراوده و ارتباط دوجانبۀ قوی میان تمام فرهنگهاست. (لینک)
حکمت، معماری، ملاصدرا
«حکمت ایرانی در معماری اسلامی؛ از آغاز تا پایان عصر صفوی» اثر فرزانه فرشیدنیک، استادیار پژوهشگاه فها است که در سال ۱۳۹۸ برای علاقهمندان به مباحث فلسفی و اندیشهورزی روانه بازار نشر شد. بررسی زیربنای فکری تغییرات معماری ایرانی-اسلامی و جستجوی ریشههای آن در جهانبینی و نظریههای فلسفی حاکم بر جامعه، در دورههای مختلف پس از اسلام تا پایان عصر صفوی هدف این کتاب است.

اثر تلاش میکند تا گوشهای از تأثیر حکمت و اندیشه بر معماری اسلامیِ ایران بهویژه در عصر صفوی را بررسی کند. کتاب در ۲۰۲ صفحه در قالب دو فصل تنظیم شده است: در فصل اول، مبانی فکری و فلسفی در ایران پس از اسلام تا پایان دورۀ مغول (در چهار دوره شامل سدههای نخست، قرن سوم و چهارم، قرون پنجم و ششم و دوران ایلخانان و تیموریان) معرفی و سپس تعدادی از بناهای شاخص مربوط به هر دوره بررسی شده تا چگونگی ارتباط میان اندیشۀ اسلامی با ساختار معماری و شهرسازی در هریک از این دورهها آشکار شود.
فصل دوم نیز به بررسی بازتاب مکتب فلسفی اصفهان در معماری و شهرسازی عصر صفوی اختصاص یافته است. در این فصل، با توجه به اوج تعالی اندیشۀ شیعی در عصر صفوی، نخست تأثیر تشیع بر شکلگیری مکتب فلسفی اصفهان بررسی شده است و سپس با بررسی مشروح اندیشه در عصر صفوی و شناخت شاخصههای فلسفی در این دوره، ویژگیهای مکتب فلسفی اصفهان و جایگاه ویژۀ اندیشمندان عصر صفوی و بهویژه شیخ بهایی، میرداماد و ملاصدرا در مبانی اندیشۀ عصر صفوی معرفی شده است. پس از آن ویژگیهای شاخص معماری و معیارهای شهرسازیِ سبک اصفهان بررسی شده تا انطباق ساختار معماری و شهرسازی عصر صفویه با هستیشناسی آن عصر آشکار گردد.(لینک)
فلسفه را با فرهنگ درآمیزیم!
علاوه بر کتابهای یاد شده که هرکدام بهشکلی به زندگی و افکار ملاصدرا میپردازد، در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات طرحی پژوهشی باعنوان «فلسفه فرهنگی اسلامی بهمثابه روش زندگی» نیز توسط سید امیررضا مزاری، پژوهشگر فلسفه دین در حال اجراست. این طرح تلاشی عمیق و تحلیلی برای بازخوانی و ارائه الگوی جدیدی از فلسفه فرهنگی اسلامی بر مبنای فلسفه بهمثابه روش زندگی است. هدف اصلی این پژوهش، ایجاد زمینه فکری و فلسفی مناسب برای مواجهه با بحرانهای فکری و فرهنگی در جهان اسلام است.

طرح به بررسی ارتباط بنیادین فلسفه و فرهنگ میپردازد و فلسفه فرهنگی را بهعنوان روندی از زندگی و فرهنگ مدنظر قرار میدهد، نه صرفاً به عنوان دانش نظری و انتزاعی؛ به زعم پژوهشگر این طرح، ریشه عدم ارتباط فلسفۀ اسلامی با فرهنگ امروز، در نگرشهای منفصل به فرهنگ است؛ درحالیکه در میان فلاسفه مسلمانی همچون رندی، فارابی، ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا، فلسفه نه تنها دانشی نظری بلکه روشی برای زندگی محسوب میشده است. تلاش پژوهش حاضر این است که براساس مدل فلسفۀ فرهنگی، تقریری از فلسفه فرهنگی اسلامی ارائه کند. درواقع پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که با تلقی فلسفه به مثابه روش زندگی نزد متفکران مسلمان، فلسفه فرهنگی اسلامی چیست و چه ویژگیهایی دارد؟ چه تفاوتی میان فلسفههای فرهنگ و فلسفه فرهنگی وجود دارد؟
براساس طرحنامه این پژوهش، هیچ فلسفهای فراتر از واقعیت، فرهنگ، تجربهها، تاریخ یا بیانهای خاص زمانۀ خود قرار ندارد. به بیان دیگر، فلسفۀ محضی که جدا از فرهنگ باشد، وجود ندارد. فلسفه از فرهنگ پدید میآید، زیرا فرهنگ است که در نهایت امکان خودپرسشی و خودانتقادی را فراهم میکند. بنابراین، خودِ فلسفه یک پدیدۀ فرهنگی است که مانند سایر پدیدههای فرهنگی، موضوع پرسش و نقد قرار میگیرد.(لینک)
ملاصدرا، عامل اوجگیری تمدن اسلامی
پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات بهعنوان قوه عاقله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، همواره تلاش کرده تا از اندیشهی متفکران ایرانی بهره بگیرد و بهعنوان نهادی علمی- فرهنگی میزبانی چهرههای علمی معاصر را برای طرح دیدگاههایشان در پیش بگیرد. برگزاری نشستهای تخصصی متعدد بخشی از انجام این رسالت است.
نشست «فرهنگ، آینده و تمدن نوین اسلامی» در سال ۱۳۹۶ از جمله همین موارد است که در آن علیرضا کیقبادی، استاد دانشگاه و پژوهشگر در صداوسیما موضوعی درباره ملاصدرا طرح کرد.
این پژوهشگر با بیان اینکه از دیدگاه عموم مسلمانان، نخستین و عالیترین نمونه آرمان از دولت اسلامی، دولت حضرت محمد (ص) است و انسان در چهار محور نفس و خویشتن، خانواده، اجتماع و دولت باید پرورش یابد به طرح این موضوع پرداخت که در مجموع نظام تمدنی از دیدگاه اسلام، برخاسته از وحی و احکام الهی است که در راستای اصول لایتغیر وحیانی و عقل بشری به کار گرفته میشود.

او با تاکید بر اینکه عوامل تهدیدکننده تمدن اسلامی ایرانی و امنیت پایدار ملی عبارتند از دخالت عوامل بیگانه، موقعیت مرزی اقوام و نبود انسجام اسلامی و وحدت ملی درباره مجموعه عوامل اوجگیری تمدن اسلام نیز مواردی همچون نقش نخبگان جامعه مانن ابن سینا، ملاصدرا را با اهمیت دانست.(لینک)
پژوهشگاه بهدنبال مدل ارتباطات صدرایی...
علاوه بر نشست یادشده، پژوهشکده ارتباطات پژوهشگاه فها در دوران ریاست حسن حجسته بهطور خاص بر مدل «ارتباطات صدرایی» کار کرد که هدفش الگوگیری برای مدلهای ارتباطات و نظریهپردازی براساس فلسفه ملاصدرا بود. در این خصوص نیز نشستهای تخصصی متعددی برگزار شد که از جمله آنها میتوان سلسله نشستهای ارتباطات صدرایی با عنوان «رهیافتهای ممکن به پردازش فلسفه ارتباطات انسانی از منظر ملاصدرا» اشاره کرد.
در بخشی از چهارمین نشست از این سلسله نشستها سارا طالبی، پژوهشگر با اشاره به اینکه ملاصدرا معتقد است که مواجهه با متون و پیامها در انسان ادراکی ایجاد میکند، گفت: این ادراک در مواجهه با قوای درونی انسانها و معناهای درون وی، معنای جدیدی ایجاد میکند. ملاصدرا عقل را معنابخش جهان میداند که به نفس ناطقه یا فاعلی، فیض عطا میکند و نفس ناطقه یا زبانمند(دارای کلام و اندیشه) بین این معناها و زبان رابطه برقرار میکند و معنا را به سوی زبان هدایت مینماید، همان که قلب فرهنگ و ارتباطات است.
وی ادامه داد: معنا در نگرش ملاصدرا تحت تاثیر قوای درونی انسان است، ولی در نظریات مکتب مبادله، تولید و مبادله معنا اغلب تحت تاثیر عوامل اجتماعی است. انسان در نگرش ملاصدرا، تحت تاثیر کیفیت ارتباطش با خالق یکتا و نیز تحت تاثیر اعمالش، مشمول وساوس شیطانی یا الهامات ملائک خواهد بود. (لینک)
۵ رهیافت ارتباطی با استفاده از نظریات ملاصدرا
در بخشی از پنجمین نشست از مجموعه یادشده محسن بدره، کارشناس ارتباطات با پیشنهاد ۵ رهیافت گفت: روش فلسفی هر فیلسوف، خود مبنای پردازش ارتباط درونفردی و آنگاه میانفردی با حقیقت است؛ مثلا برای افلاطون روش مکالمه و گفتگو نه تنها روش ارتباط است، بلکه شاید به گونهای بتوان آن را غایت ارتباط نیز دانست.
وی یکی از رهیافتهای خود را پردازش نظری و استفاده از مفهوم سنت پردازشهای ارتباطی دانست که نمونه آن را در کتاب Theorizing Communication، اثر رابرت کریگ میتوان سراغ گرفت و افزود: سنتهای کریگ که به ساحتهای نمادین و فرهنگ انسانیِ ارتباطات میپردازند، عبارتند از: سنتهای بلاغی، نشانهشناختی، پدیدارشناختی، سیبرنتیک، اجتماعی- فرهنگی، انتقادی و اجتماعی- روانشناختی.
در ادامه هم نویسنده کتاب تخته پارهها، به رهیافت سوم، تاریخ ایده ارتباط انسانی، اشاره کرد و گفت: تاریخ ایده ارتباط انسانی باید در سنتهای معرفتیِ منجر به صدرا مانند گونههای حکمت، منطقه، کلام، تفسیر، ادبیات و ... بررسی و پردازشهای جدید او مشخص شود.
بدره رهیافت چهارم را به فراگفتمان و فرانظریه ارتباطی در پردازش فلسفه ارتباطات اختصاص داد و در رهیافت پنجم نیز به «فرانظریه ورزیهای تطبیقی» تاکید کرد.
این محقق در این جلسه سه پیشنهاد مطرح کرد:
تألیف کتابی که در آن، گزینش متون، تنها از آثار ملاصدرا در حوزههای حکمت، عرفان، شعر، موعظه، تفسیر، کلام و ... صورت گیرد، سپس پروژه هایی برای فرانظریه ورزی و نظریه ورزی ارتباطات پیشنهاد شود.
تهیه مدل یا متامدل ارتباطی ملاصدرا (ارتباط شناسی صدرایی)
تشخیص ضد ارتباطها از منظر صدرا تا ارتباط اصیل و ضد ارتباط از منظر صدرا مشخص شود.(لینک)
۲۱۶۲۱۶