در شرایطی که بعضی از ما با شوکها یا تکانههای مالی روبهرو هستیم، چگونه از کمک نزدیکان، بستگان یا دوستان بهرهمند شویم؟ آیا در صورت پذیرفتن این کمکها بدهکارشان میشویم و زیر دین آنها قرار میگیریم؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ممکن است بعضی از ما این روزها با مشکلاتی روبهرو شویم که در اصطلاح «شوکهای مالی» یا «تکانههای مالی» نامیده میشوند.
این تکانهها میتوانند درآمدی باشند؛ مانند اینکه شغل خود را از دست بدهیم یا کاهش جدی در درآمدهایمان داشته باشیم. یا ممکن است از جنس هزینه باشند؛ مثلاً خدایناکرده دچار آسیبی شویم که نیاز به درمان داشته باشد، یا منزل و خودرویمان آسیب ببیند و هزینههایی به ما تحمیل شود، یا حتی مجبور شویم بهدلیل شرایط پیشآمده محل زندگی خود را جابهجا کنیم و به خانهٔ یکی از بستگان یا نزدیکان برویم تا از حمایت آنها بهرهمند شویم.
بنابر روایت فارس، در چنین شرایطی چگونه مسائل مالی را مدیریت کنیم؟ دکتر کمیل رودی دکترای مدیریت دانشگاه تهران و مربی مالی، این پرسش را منطبق بر فرهنگ غنی ایرانیاسلامی پاسخ میدهد.
شبکهٔ «حامی»؛ جانپناه شرایط سخت
در شرایط دشوار و تنگناهای مالی، یکی از مهمترین عوامل کمککننده برای عبور از این وضعیت، «شبکهٔ اجتماعی حامی» است.
از نگاه فلسفی، انسان موجودی اجتماعی است و از کمک کردن به دیگران لذت میبرد؛ بهویژه در فرهنگ ما ایرانیها که پیوندهای عاطفی و عرق و حس تعهد نسبت به یکدیگر بسیار پررنگ است. این شبکهٔ اجتماعی حامی، یعنی دوستان، خانواده و آشنایان، نقش بسیار مؤثری در عبور از بحران دارد.
«یکی از اصول مهم در آموزشهای سواد مالی این است که در مواجهه با تنگناها، باید از این شبکهٔ حمایتی استفاده کنیم. این موضوع نهتنها اشکالی ندارد، بلکه کاملاً طبیعی و ضروری است.»
در واقع، به اعتقاد این مربی مالی، اگر به خانهٔ کسی میرویم یا فردی به ما محبت میکند، چه در قالب قرض و چه حتی کمک بلاعوض، باید این فرصت را به او بدهیم که این محبت را ابراز کند و از آن دریغ نکنیم. همانطور که اگر خود را در جایگاه مقابل تصور کنیم، ما هم تمایل داریم به دیگران کمک کنیم، چه کم و چه زیاد.
ما در جامعهٔ خودمان، ارتباطات قوی خانوادگی و اجتماعی داریم و این پیوندها را با قدرت حفظ کردهایم. نمونهٔ آن حمایت خانوادهها از فرزندان حتی تا سنین بالا است. این نشان میدهد که این ظرفیت حمایتی وجود دارد و نباید این فرصت را از همدیگر دریغ کنیم.
با کمک «حامی»ها آیا بدهکارشان میشویم؟
پاسخ رودی به این پرسش این است که «نه الزاماً.» او توضیح میدهد «اگر کمکی در قالب قرض باشد، طبیعتاً بازپرداخت میشود. اما اگر کمک بهصورت محبت یا بلاعوض باشد، لزوماً نباید خود را مقید بدانیم که همان میزان کمک را به همان شخص بازگردانیم. بلکه میتوانیم خود را در جایگاه “کمککننده” قرار دهیم و این محبت را در جای دیگری در این چرخهٔ انسانی در نظام هستی جبران کنیم.»
چگونه دریافت چنین کمکی را مدیریت کنیم؟
در چنین شرایطی، مهم است که ذهن خود را نسبت به دریافت کمک آرام کنیم. این مربی مالی میگوید «شرایط دشوار است، بهویژه برای افرادی که آسیبهای جدی میبینند؛ مثلاً خانهٔ خود را از دست میدهند یا محل سکونتشان غیرقابل استفاده میشود. در این مواقع، صرفاً با مدیریت مالی نمیتوان مشکل را حل کرد و کمکهای اجتماعی نقش حیاتی پیدا میکند. خوشبختانه بسیاری از افراد هم با میل و بدون منت این کمک را ارائه میدهند.»
بنابراین «اگر با احساس بدهکاری یا تعهد ذهنی مواجه هستیم، میتوانیم این نگرش را داشته باشیم که هر زمان توانستیم، به دیگران در هر جایگاهی کمک خواهیم کرد. لازم نیست حتماً همان فردی که به ما کمک کرده، طرف جبران ما باشد.»
بپذیریم و چرخهٔ حمایت را ادامه دهیم
به طور کلی رودی توصیه میکند «در شرایطی که ممکن است از نظر مالی یا حتی عاطفی دچار آسیب شویم، در مورد خانه یا خودرو یا سلامت، بهتر است با روی باز و بدون احساس شرمندگی، کمک دیگران را بپذیریم. این یک سازوکار طبیعی برای عبور از بحران است. در عین حال، آگاه باشیم که ما هم در آینده میتوانیم در جایگاه کمککننده قرار بگیریم و باید این چرخهٔ حمایت را ادامه دهیم.»