بنا بر گزارشها، سزار زمانی که در اسپانیا مستقر بود، با دیدن مجسمه اسکندر گریست. طبق منابع باستانی، این دیکتاتور آینده روم افسوس میخورد که اسکندر تا سن سیسالگی بخش بزرگی از جهان شناختهشده را فتح کرده بود، در حالی که خودش هنوز به چنین عظمت قابلمقایسهای دست نیافته بود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اسکندر مقدونی ردپایی فراموشنشدنی بر جهان باستان بر جای گذاشت. این تأثیر شاید بیش از هر جای دیگری در امپراتوری روم به چشم میخورد. از رهبران آن گرفته تا تاکتیکهای نظامیاش و حتی همان دنیایی که رومیان به ارث بردند، میراث این پادشاه مقدونی را میتوان در جایجای تاریخ روم مشاهده کرد. اگرچه روم در نهایت امپراتوری سابق اسکندر را فتح کرد، اما بسیاری از سنتهای سیاسی، فرهنگی و نظامیای را که او به گسترش آنها کمک کرده بود، جذب و با شرایط خود سازگار نمود. از بسیاری جهات، امپراتوری روم هم وارث و هم ادامهدهنده دنیای هلنیستیای شد که اسکندر بنا نهاده بود.

اسکندر دنیایی را خلق کرد که روم آن را به ارث برد
بدون درک دنیایی که روم در آن شکل گرفت، نمیتوان آن را شناخت. پس از مرگ اسکندر مقدونی در سال ۳۲۳ پیش از میلاد، امپراتوری او به چندین پادشاهی هلنیستی تقسیم شد که بزرگترین آنها شامل پادشاهی بطلمیوسی در مصر، امپراتوری سلوکی در ایران و خاور نزدیک، و پادشاهی آنتیگونی در مقدونیه و یونان بود. این قدرتها فرهنگ یونانیای را که اسکندر و جانشینانش معرفی کرده بودند، حفظ کردند.
هنگامی که جمهوری روم سرانجام این دولتها را فتح کرد، ناچار شد با میراث فرهنگی اسکندر دستوپنجه نرم کند. اگرچه لاتین زبان رسمی جمهوری و امپراتوری روم بود، اما در شرق مدیترانه زبان یونانی رواج بیشتری داشت. شهرهایی که توسط اسکندر پایهگذاری شدند، مانند اسکندریه در مصر، نیز به مراکز فرهنگی و اقتصادی تبدیل گشتند. سرانجام، علم، هنر، فرهنگ و مذهب یونانی به طور گستردهای در روم رواج یافت. به طور خلاصه، اگرچه روم امپراتوری سابق اسکندر را از نظر سیاسی فتح کرد، اما میراث فرهنگی اسکندر خودِ روم را دگرگون ساخت.

اسکندر الهامبخش ژولیوس سزار بود
بسیاری از رهبران روم از اسکندر مقدونی الهام گرفتند که شاید مشهورترین آنها ژولیوس سزار باشد. بنا بر گزارشها، سزار زمانی که در اسپانیا مستقر بود، با دیدن مجسمه اسکندر گریست. طبق منابع باستانی، این دیکتاتور آینده روم افسوس میخورد که اسکندر تا سن سیسالگی بخش بزرگی از جهان شناختهشده را فتح کرده بود، در حالی که خودش هنوز به چنین عظمت قابلمقایسهای دست نیافته بود.
سزار نبوغ نظامی اسکندر را تحسین میکرد و در طول لشکرکشیهای خود، بهویژه در دوران فتح گال (۵۸ تا ۵۰ پیش از میلاد)، به دنبال کسب افتخاری مشابه بود. سزار نیز همچون اسکندر بر سرعت، قاطعیت و غافلگیری در جنگ تأکید داشت که این امر به او اجازه میداد بر بسیاری از مخالفانش چیره شود. سزار از طریق جنگهای گالی، شهرتی به عنوان یک نابغه نظامی برای خود دستوپا کرد که با شهرت خودِ اسکندر برابری میکرد. قدرت و اعتبار روزافزون او بسیاری از اعضای نخبگان سیاسی روم را نگران کرد و به شعلهور شدن جنگ داخلی در سال ۴۹ پیش از میلاد انجامید. این درگیری درنهایت با دیکتاتور شدن سزار در روم پایان یافت.

اسکندر الهامبخش دیگر رهبران رومی بود
سایر رهبران رومی نیز از اسکندر آموختند. پومپه، رقیب سزار در جنگ داخلیِ پیشگفته، به تقلید از اسکندر، لقب «کبیر» (Great) را برای خود برگزید. رومیان نیز پس از لشکرکشیهای پومپه در آناتولی، بینالنهرین و شام، او را با پادشاه مقدونی مقایسه میکردند. آگوستوس، نخستین امپراتور روم، در تحسین خود از اسکندر کمتر آشکارا سخن میگفت، اما او نیز به شکلی مشابه، خود را به عنوان شخصیتی معرفی میکرد که برای دنیایی آشفته، نظم و ثبات به ارمغان میآورد؛ که این بازتابی از آرمانهای دیرینه پیوندخورده با میراث اسکندر بود. سرانجام، کاراکالا که از سال ۱۹۸ تا ۲۱۷ میلادی امپراتور بود، شیفته اسکندر بود. او همانند پادشاه مقدونی لباس میپوشید، آرایش پیادهنظام مشهور «فالانژ» مقدونیِ او را تقلید میکرد و مدعی خویشاوندی معنوی با او بود.

اسکندر بر تاکتیکهای نظامی روم تأثیر گذاشت
همانطور که پیشتر ذکر شد، اسکندر تأثیر عمیقی بر تاکتیکهای نظامی روم داشت. لشکرکشیهای او به عنوان الگوهایی برای پیروی عمل میکردند و سرعت، خشونت و قاطعیت از اجزای اصلی استراتژی نظامی روم بودند. اسکندر همچنین نشان داده بود که ارتشهای بزرگ میتوانند بهسرعت در فواصل بسیار دور حرکت کنند. رومیان نحوه انجام این کار توسط او را مطالعه کردند و ارتشهایشان به دلیل راهسازی، خطوط تدارکاتی سازمانیافته و راهپیماییهای سریع شهرت یافتند.
در دوران اواخر جمهوری و اوایل امپراتوری، روم همچنین به سمت یک ارتش حرفهایتر گام برداشت و سیستم قدیمیترِ سربازگیری موقت از شهروندان را جایگزین کرد. این تحول پیش از تأسیس امپراتوری در سال ۲۷ پیش از میلاد آغاز شد و تحت نظر امپراتوران شکل رسمیتری به خود گرفت. سربازان حرفهای آموزشهای استاندارد، حقوق منظم و تعهدات خدماتی بلندمدت دریافت میکردند که باعث شد لژیونهای رومی در زمره مؤثرترین نیروهای جنگی جهان باستان قرار گیرند. این اصلاحات به روم کمک کرد تا ضمن حفظ کنترل بر قلمروهای وسیع خود، به مناطقی همچون بریتانیا و بینالنهرین گسترش یابد.

اعتبار تصویر: وینچنزو کاموچینی از طریق ویکیمدیا کامنز
روم (در ابتدا) بخشهایی از الگوی اسکندر را رد کرد
برخلاف آنچه ممکن است تاکنون برداشت شده باشد، رابطه روم با اسکندر، حداقل در ابتدا، بهشدت متناقض و پر از کشمکش بود. رومیان به نظام پادشاهی بدبین بودند، زیرا سنتهای سیاسی آنها بر این باور بود که قرون اولیه تاریخ روم توسط پادشاهان مستبدی شکل گرفته که از قدرت خود سوءاستفاده میکردند. از این رو، جمهوری روم در سال ۵۰۹ پیش از میلاد تأسیس شد تا از تمرکز قدرت در دستان یک فرد جلوگیری کند. اسکندر با کیش شخصیت، قدرت مطلق و لشکرکشیهای بیرحمانهاش (مانند ویرانی تبس و محاصرههای صور و غزه)، تجسم بسیاری از ویژگیهایی بود که جمهوری ادعای مخالفت با آنها را داشت.
با این حال، با گسترش روم، نظام سیاسی جمهوری برای اداره مؤثر یک امپراتوری پهناور مدیترانهای دچار مشکل شد. بسیاری شروع به باور این نکته کردند که برای حفظ ثبات، وجود رهبری قاطع با اقتدار مطلق، همچون اسکندر، ضروری است. این شخصیت در وجود ژولیوس سزار نمود یافت؛ کسی که پس از پیروزی در یک رشته جنگهای داخلی، در سال ۴۴ پیش از میلاد خود را دیکتاتور مادامالعمر خواند. حتی در این مقطع نیز رومیان در برابر الگوی اسکندر مقاومت کردند و سزار کمی بعد ترور شد. با وجود این، پس از جنگ داخلی دیگری، آگوستوس در سال ۲۷ پیش از میلاد امپراتوری روم را بنیان نهاد. اگرچه آگوستوس از اینکه علناً خود را پادشاه معرفی کند پرهیز میکرد، اما امپراتوران روم از آن نقطه به بعد، سطحی از قدرت متمرکز را در اختیار داشتند که با پادشاهان بزرگ هلنیستی، ازجمله خودِ اسکندر، قابلمقایسه بود.

تأثیر و میراث
اسکندر مقدونی دنیای روم را به طور عمیقی شکل داد، اگرچه روم درنهایت امپراتوری او را فتح کرد. پادشاهیهای هلنیستی فرهنگ یونانی را حفظ کردند و این فرهنگ تأثیری ژرف بر زبان، آموزش، مذهب و اندیشه سیاسی رومیان گذاشت. رهبران روم، از سزار تا کاراکالا، اسکندر را تحسین میکردند و میکوشیدند نبوغ نظامی و اقتدار شخصی او را الگوی خود قرار دهند. با این حال، رابطه روم با اسکندر همچنان متناقض باقی ماند، چراکه الگوی حکومت مطلقه او، آرمانهای دیرینه جمهوری را به چالش میکشید. با این همه، امپراتوری روم درنهایت به پادشاهیهای هلنیستیای شباهت پیدا کرد که اسکندر در ایجاد آنها نقش داشت؛ امری که گویای قدرت پایدار میراث اوست.
منبع: www.worldatlas.com
۲۵۹