فرید موسوی می گوید: هویت سیاسی این جریان در دوقطبیسازی و انحصار روایت تعریف شده و اقدامات آنها، عملاً ایستادن در برابر تصمیمات عقلانی حاکمیت و فرسایش سرمایه اجتماعی است.
خبرآنلاین: بعد از زیر سوال بردن مذاکره حالا نوبت به اینترنت رسید. به دنبال ابلاغ دستورالعملهای جدید وزارت ارتباطات و گشایشهای نسبی در اینترنت، بار دیگر آتش طیف سیاسی علیه این تصمیم شعلهور شده است؛ تا جایی که برخی نمایندگان، وزیر ارتباطات را به استیضاح در صحن علنی تهدید کردهاند. احمد راستینه از نمایندگان نزدیک به پایداری گفته اگر صحن مجلس به کار خود ادامه می داد وزیر ارتباطات جسارت نمی کرد با دستور رئیس جمهور که غیرقانونی است را ابلاغ کند.
آیا این تقابلها صرفاً ریشه در دغدغههای فنی و امنیتی دارد یا پای یک بازی قدرت بزرگتر در میان است؟
سید فرید موسوی، نماینده نماینده مراغه و عجب شیر، در گفتگو با خبرآنلاین با با اشاره به تناقض آشکار در رفتار فیلترخواهان میگوید: نمیشود آقایان از بستن اینترنت بگویند اما درگاههای مجازیشان در توییتر و تلگرام هر روز بهروز شود!
او معتقد است هویت سیاسی این جریان در دوقطبیسازی و انحصار روایت تعریف شده و اقدامات آنها، عملاً ایستادن در برابر تصمیمات عقلانی حاکمیت و فرسایش سرمایه اجتماعی است.
مشروح گفتوگوی خبرآنلاین با این نماینده مجلس را در ادامه بخوانید؛
****
* همانطور که مستحضر هستید بعضی از نمایندهها دنبال این هستند که وقتی صحن برقرار شد وزیر را استیضاح کنند؛ مثلاً آقای راستینه گفتهکه اگر مجلس باز بود و ما در صحن بودیم، وزیر ارتباطات چنین جسارتی را پیدا نمیکرد که این دستور غیرقانونی را ابلاغ کند. این موضوع را چطور ارزیابی می کنید؟
این بحثها و صحبتهایی را که در قالب استیضاح و اینها مطرح میشود، نشاندهنده فاصله جدی این راویان با واقعیتهای جامعه میدانم. وقتی درباره موضوعی مثل اینترنت و فیلترینگ صحبت میکنیم، با یک مسئله فنی و امنیتی صرف مواجه نیستیم؛ بلکه با زندگی روزمره میلیونها نفر، اقتصاد دیجیتال، آموزش و ارتباطات مردم طرف هستیم. متأسفانه هنوز در بخشی از بدنه مجلس و همکاران ما این درک وجود ندارد که محدودیتهای گسترده نه تنها مسئله را حل نمیکند، بلکه نارضایتی را گسترش میدهد، نیروهای متخصص را وادار به مهاجرت میکند و یک نوع بازارهای غیررسمی فیلترشکن را شکل میدهد. در این وضعیت، آن انرژی و توان نخبگان ما که باید صرف توسعه و پیشرفت کشور در حوزه اقتصاد دیجیتال شود، صرف پیدا کردن راههایی میشود که به هر حال این محدودیتها را دور بزنند.
آقایان از بستن اینترنت میگویند اما کانالهای تلگرام و توییترشان بهروز است!
استیضاح یا فشارهای سیاسی اگر بر پایه نگاه کارشناسی و منافع عمومی نباشد، بیشتر شبیه پاک کردن صورتمسئله است تا حل آن. امروز جامعه نیاز به تصمیمهای واقعبینانه دارد. من به این دوستان هم اکیداً توصیه میکنم که حتماً قول و فعلهایی داشته باشند که از واقعیت زندگی مردم در این شرایط خاص کشور فاصله نگیرند. اعتماد مردم بزرگترین سرمایه ما برای برونرفت از بحرانهای الان کشور است؛ ما باید این اعتماد را قدر بدانیم و سرمایه اجتماعیمان را حفظ کنیم و با یکسری حرفها و صحبتهای مختلف نباید در این حوزه مشکل ایجاد کنیم. این آقایان از بستن اینترنت صحبت میکنند، اما هر روز میبینیم درگاههای فضای مجازیشان در تلگرام، توییتر و بخشهای دیگر فعال است و بهروز میشود. مردم اینها را میبینند؛ این تناقضها به اعتماد مردم خدشه وارد میکند و بزرگترین سرمایه ما را با چالش مواجه میسازد. مقام معظم رهبری هم بارها در ادامه آن تذکرها و هشدارهایی که امام شهیدمان به ما میگفتند، همواره به همدلی و همراهی با مردم توصیه میکردند که امیدوارم این دوستان یک روزی به این توصیهها و رهنمودها احترام بگذارند.
راز مخالفت یک طیف خاص با «خیر عامه»
* باز بودن اینترنت چه مشکلی برای این طیف از نمایندهها ایجاد میکند که میخواهند با طرحهایی مثل استیضاح جلوی آن بایستند؟
مشکل ایجاد نمیکند؛ اینها به هر حال هویتشان در جنگ و این صحبتهاست. اینها ماهیت سیاسیشان را در محدود کردن آنچه جامعه برایش مهم است، تعریف کردهاند. یکی از همکارانمان مصاحبه کرده و گفته بود هر کجا که یک خیر عامهای به مردم میرسد، این طیف با آن مخالفت میکنند؛ موضوع اینترنت و اتفاقات اخیر هم مستثنی از این قضیه نیست.
هراس از تغییر توازن قدرت در ساختار سیاسی
* میخواهند با دولت وارد منازعه شوند یا با جامعه؟
میشود گفت هر دو. به هر حال اینها، همانطور که عرض کردم، فارغ از این بحثها هویت سیاسیشان در این جنجالها تعریف شده است. هرچه ابزارهای اطلاعرسانی بازتر باشد، وزن افکار عمومی در تصمیمسازیها بیشتر میشود و انحصار روایت از دست این دوستان خارج میگردد. در چنین شرایطی طبیعی است که این عزیزان تلاش کنند مدیریت فضای رسانهای محدودتر شود؛ چرا که اگر فضا بازتر باشد، این بزرگواران احساس میکنند قدرت مانورشان کاهش پیدا میکند.
همانطور که گفتم، باز بودن اینترنت یک بحث فنی-امنیتی صرف نیست، اما اینها پشت این موضوعات قایم شدهاند. نمیشود که ما بگوییم اینترنت مشکل امنیتی دارد اما حالا دو میلیون تومان پول بده و با پروکسی برو، دیگر امنیت حل میشود! نگرانی این دوستان از تغییر توازن قدرت در داخل ساختار سیاسی است.
وقتی دسترسی مردم به اطلاعات و شبکههای اجتماعی بیشتر شود، نهادهای رسمی مجبور میشوند پاسخگوتر باشند و این با ماهیت برخی جریانهای سیاسی در تضاد است. تنشهایی که مثل استیضاح یا موارد مرتبط مطرح میکنند، یک رقابت دروغساختاری بر سر کنترل روایت و افکار عمومی است که اینترنت را میدان این رقابت تعریف کردهاند. هرچند پاسخگویی به مردم لقلقه زبانشان است، اما رفتارشان چیز دیگری را نشان میدهد.
رمزگشایی از حمله تندروها به قالیباف
شما به میدان کنش اشاره کردید که روی اینترنت است؛ ما از همین طیف میبینیم که با مذاکره هم مخالفت میکنند و دنبال مانعتراشیاند. این چه سودی برای آنها دارد که حتی وقتی کسی مثل آقای قالیباف که رئیس مجلس است و از طیف جریان اصولگرا محسوب میشود وارد مذاکره میشود، با ایشان هم مخالفت میکنند و حتی اصل مذاکره را زیر سوال میبرند؟
یک بخشی برمیگردد به اینکه این جریانها به جای پذیرش قواعد گفتگوی سیاسی و رقابت در فضای باز، به دنبال محدودسازیاند. آنها در موضوعات کلانی مثل مذاکره و سیاست خارجی که هر کسی میتواند دربارهاش اختلاف نظر داشته باشد، میخواهند نگاه خودشان را اصل بدانند و به انحای مختلف چالش ایجاد کنند تا آن موضوع به نتیجه نرسد. به هر حال این رویهشان بوده و اگر ساکت بنشینند، هویتشان معنایی نخواهد داشت.
فرسایش شدید اعتماد عمومی
موضوع مذاکره از آن دست موضوعاتی است که در سطح کلان حاکمیت درباره آن تصمیمگیری میشود. حالا شما میدان توازن قوا را مطرح کردید، اما به نوعی به نظر میرسد که اینجا حتی اینها دارند در برابر نظام میایستند؛ با اینکه مدعیاند تابع نظرات نظام، رهبری و نهادهای فرادستی هستند. این به نوعی مقابله نیست؟ مقابله چیست؟
این را خودشان هم بهتر از هر کسی میدانند. در موضوعات کلان کشور از جمله مذاکره و سیاست خارجی، چارچوبهای تصمیمگیری مشخص است و در سطح عالی حاکمیت تعیین میشود. طبیعی است که شاید با نگاه جناحی، یکسری اختلافهای سیاسی وجود داشته باشد، اما تبدیل این اختلاف نظرها به تقابلسازی و دوقطبی قطعا به منافع ملی ما کمک نمیکند. برخی از جریانهای سیاسی به جای رقابت در چارچوب منافع کشور، هر نوع تفاوت دیدگاه را به تقابل سیاسی یا حتی امنیتی تعبیر میکنند. این رویکرد نه تنها فضای گفتگو را محدود میکند، بلکه امکان تصمیمگیری عقلانی در مسائل مهم کشور را هم با چالش مواجه میسازد.
در بسیاری از موارد، همانطور که عرض کردم، همین جریانها به جای تمرکز بر بهبود وضعیت معیشت و رفاه مردم، انرژی خودشان را صرف منازعات سیاسی بیهوده میکنند؛ در حالی که امروز جامعه ما بیش از هر چیزی نیازمند آرامش، ثبات و تصمیمگیریهای کارشناسی است. خود این دوستان هم اطلاع دارند که در سطح عالی کشور چه موضوعاتی و با چه سازوکاری در حال پیگیری است. انتقاد سیاسی طبیعی است و بارها به این عزیزان گفتهایم، اما این بزرگواران دوست دارند به جای انتقاد، تخریب کنند، برچسبزنی کنند و فضای دوقطبی دائمی در کشور ایجاد نمایند.
نتیجه آن هم همین وضعیتی است که در اعتماد عمومی میبینیم؛ اعتماد عمومی دچار فرسایش شدید شده و انسجام اجتماعی ما با چالش مواجه شده است. رهبر شهیدمان بارها به این نکته توجه داشتند و پیامهای اخیری هم که حضرت آقا به مجلس دادند و پیامهای مختلف دیگر، روی انسجام اجتماعی تاکید داشتند. به بعضی از این دوستان میگوییم عزیزان، رقابت سیاسی باید در خدمت حل مسائل به نفع مردم باشد، نه تشدید تنشهای بیهوده در کشور.
۳۱۲۱۱