سردار جوانی با اشاره به سردار سلامی نوشت: در جلسات آخر منتهی به جنگ، ایشان در چند نوبت با استناد به دادههای اطلاعاتی، تصریح داشتند که رویارویی نظامی اجتنابناپذیر است. ایشان بر این باور بود که نظام سلطه، ایران اسلامی مستقل، قدرتمند، روبه پیشرفت و دارای آرمان تمدنسازی را، هرگز تحمل نخواهد کرد؛ بنابراین جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان را قطعی میدانست.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران در هفته نامه صبح صادق نوشت:
«سپهبد شهید حاج حسین سلامی»، اولین فرمانده سپاه بود که در جایگاه فرماندهی سپاه در همان لحظه آغاز جنگ ۱۲ روزه، در ۲۳ خرداد سال ۱۴۰۴ در دفتر کار خود به شهادت رسید.
شهید سلامی در نگاه تیزبین همه آنانی که از او شناختی داشتند، فردی برخوردار از مجموعه فضیلتهای نشئت گرفته از تفکر و جهانبینی توحیدی بود.
دانشمندی فاضل، ادیبی سخنور، مأنوس با قرآن؛ از حافظ کل بودن تا زیست قرآنی از جمیع جهات، فرماندهی به سبک رهبری و نفوذ در قلوب، تا خادمی برای مردم و سربازی برای ولایت، از جمله فضیلتهای این سردار شهید است.
شهید سلامی به معنای دقیق کلمه، مصداق «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» بود.
نقطه هدف در این نوشتار با مقدمات پیش گفته، اشاره کوتاه به نگاه توحیدی این شهید والامقام نسبت به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران و نتایج، آثار و پیامدهای این جنگ است.
در جلسات هفتگی یا دو هفته یک بار که توفیق حضور در محضرشان حاصل میشد، اولاً به موقع و سر ساعت اعلامی در جلسه حاضر میشد و با تلاوت آیاتی از قرآن جلسه را شروع میکرد. ثانیاً در بیشتر جلسات، تحلیلی از شرایط و برآوردی از وضعیت رویارویی جبهه انقلاب اسلامی و جبهه استکبار جهانی در سطوح سهگانه داخلی، منطقهای و بینالمللی، به همراه تدابیر و توصیههای راهبردی از منظر رسالت سپاه در پاسداری از انقلاب اسلامی ارائه میکرد.
روح حاکم بر تحلیلهای شهید سلامی از محیط داخلی و خارجی از یک سو و ابلاغ تدابیر و توصیههای راهبردی به فرماندهان و مسئولان سپاه و بسیج از دیگر سو، برگرفته از همان نگاه توحیدی و آموزههای قرآنی و منظومه فکری امامین انقلاب اسلامی بود.
در خصوص جنگی که در ابتدایش به شهادت رسید، دو نکته زیر همواره در ذهن نگارنده مرور میشود و از یاد نمیرود:
در جلسات آخر منتهی به جنگ، ایشان در چند نوبت با استناد به دادههای اطلاعاتی، تصریح داشتند که رویارویی نظامی اجتنابناپذیر است. ایشان بر این باور بود که نظام سلطه، ایران اسلامی مستقل، قدرتمند، روبه پیشرفت و دارای آرمان تمدنسازی را، هرگز تحمل نخواهد کرد؛ بنابراین جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان را قطعی میدانست.
شهید سلامی نتیجه جنگ تحمیلی و اجتنابناپذیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را، برخلاف محاسبات دشمنان که در رؤیای غلبه برقآسا بر کشورمان بودند، با نگاه توحیدیاش بر اساس سنتهای الهی، به گونهای توصیف میکرد که واقعاً به مخاطب کلامش، آرامشی توأم با اطمینان از آینده درخشان ایران اسلامی میداد.
شهید سلامی با بیان تجربههای تاریخی و تأکید بر سنن الهی، قریب با این مضمون میگفت: «جامعه اسلامی بر اساس سنت الهی برای بالا رفتن و قدرتمند شدن، باید از میان برق شمشیرها که با هم تلاقی میکنند؛ عبور نماید.»
منظور سردار سلامی این بود که ایران برای تبدیل شدن به یک قدرت جهانی تأثیرگذار و تعیینکننده در مقیاس جهانی، باید از جنگ با ابرقدرت مادیگرای آمریکا عبور کند. این شهید والامقام، نتیجه این جنگ را، با اطمینان پیروزی ملت ایران و سپاه اسلام و سر برآوردن ایران به عنوان یک قدرت برتر به اذن الهی ارزیابی میکرد.
حال این جنگ در دو مرحله ۱۲ روزه و ۴۰ روزه اتفاق افتاد. آمریکاییها و صهیونیستها، به ویژه در جنگ ۴۰ روزه، از تمام توان خود برای تحقق اهداف راهبردی اعلامی شامل فروپاشی قدرت دفاعی ایران و براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه کشورمان با هدف بلعیدن این سرزمین کهن استفاده کردند؛ اما برخلاف محاسبات ترامپ و نتانیاهو و تیم جنگطلب آمریکایی، نتیجه این جنگ به اعتراف بسیاری از کارشناسان و متخصصان امور راهبردی در جهان، سر برآوردن ایران به منزله چهارمین مرکز قدرت جهان از دل این جنگ ارزیابی میشود.
ایران در این جنگ، نه تنها دچار فروپاشی نشد و مؤلفههای قدرتش را از دست نداد و ضعیف نشد، بلکه بر مؤلفههای قدرتش از جمله بعثت مردم از سوی خداوند متعال و تقویت اتحاد مقدس با ارادههای پولادین، و تسلط بر تنگه هرمز به گونهای افزوده شد، که اکنون دنیا باید به منزله چهارمین قدرت جهان به او نگاه کند.
از دیگر پیشبینیهای شهید سلامی، نوع نگاه به جوانان ایران زمین در هنگامه جنگ و پدیدایی خطر برای کشور بود.
شهید سلامی در زمان اغتشاشات سال ۱۴۰۱، و در زمانی که دشمن روی جوانان ایرانی برای مقابله با جمهوری اسلامی با هدف براندازی حساب ویژهای باز کرده بود، با صراحت در یکی از سخنرانیهایش اعلام کرد که با همین جوانان به جنگ با شما آمده و بر صورتتان سیلی میزنیم!
این پیشبینیهای شهید سلامی و آنچه اتفاق افتاد؛ از بعثت مردم و به صحنه آمدن اقشار گوناگون جامعه و خصوصاً جوانان تا نتایج جنگ، همگی از ایمان قوی و معنویت عمیق و ژرف اندیشی مبتنی بر توحیدمحوری این شهید والامقام دلالت دارد.
هرچند در میانه جنگ و در دوره سکوت میدان قرار داریم و با وجود یک آتشبس ناپایدار، هر لحظه ممکن است با خطای محاسباتی دشمن، با جنگ دیگری مواجه شویم؛ اما همه کارشناسان معتقدند هر چند جنگ دیگر برای طرفین خسارتبار خواهد بود؛ اما آمریکا با حمله نظامی مجدد، هرگز قادر به تغییر معادله جنگ و جبران شکستها و ناکامیهایش نخواهد بود.
آری، آنچه در این جنگ رخ نمود، همان چیزی است که در نگاه توحیدی شهید سلامی، قبل از جنگ مبتنی بر نگاه به آینده پس از جنگ تشریح و بر آن تأکید میکرد.
شهید سلامی با تمام وجود جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را، جنگ حق و باطل، جنگ اسلام و کفر میدانست و به نصرت الهی در یاری رساندن به سپاه اسلام باور داشت که:
«وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم»
۲۹۲۱۵