ولایتی نوشت: امروز نیز در ایران، حضرت امام خمینی رحمهالله علیه ـ بهعنوان یکی از بزرگترین و بصیرترین عالمان شیعه پس از عصر غیبت ـ ساختار جهان دوقطبی شکلگرفته پس از یالتا را دگرگون کرد. در آن دوران، هر کشوری که قصد مقابله با استعمار کهنه و نو را داشت، ناچار بود به یکی از دو قطب شرق یا غرب تکیه کند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی در نامهای به دبیرکل حزب الله لبنان، درگذشت پدر سیدحسن نصرالله را تسلیت گفت.
بنابر گزارش تسنیم، متن نامه علی اکبر ولایتی دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی خطاب به شیخ نعیم قاسم به شرح زیر است:
بسماللهالرحمنالرحیم
حضور محترم حضرت حجتالاسلام و المسلمین جناب آقای شیخ نعیم قاسم
دبیرکل محترم حزب الله لبنان
سلامٌ علیکم
با احترام، درگذشت مجاهد صبور، مرحوم سید عبدالکریم نصرالله، پدر گرانقدر شهید بزرگ مقاومت، سید حسن نصرالله ـ که از استوانههای ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی و مایه افتخار جهان اسلام، بهویژه جبهه مقاومت بود ـ موجب اندوه و تأثر گردید. این مصیبت را نخست به محضر مقام معظم رهبری (مدّظلّهالعالی) و سپس به کلیه بزرگان، علما، مجاهدان راه اسلام و خانواده معزز آن مرحوم تسلیت عرض مینمایم. همچنین بقای حضرتعالی را ـ بهعنوان یکی از همراهان صدیق آن شهید بزرگ و از شیوخ مورد احترام مردم لبنان، ایران و تمامی کشورهای جبهه مقاومت ـ و نیز بقای دیگر مجاهدان جبهه مقاومت اسلامی را از خداوند متعال مسئلت دارم.
در اینجا لازم میدانم با توجه به همکاری و انس نزدیک اینجانب با بزرگان حزبالله، از جمله شهید سیدعباس موسوی، شهید سید حسن نصرالله، حضرتعالی و دیگر پیشکسوتان حزبالله لبنان و با توجه به آگاهی اینجانب از چگونگی شکلگیری این حرکت الهی و تلاشهای مخلصانه این مجموعه پرافتخار، و نیز با عنایت به پیشینه تاریخی همدلی و همکاری شیعیان جبل عامل و ایران ـ بهویژه علمای بزرگ و مشعلداران راه اهلبیت علیهمالسلام ـ نکاتی را برای اطلاع کسانی که از این تاریخ مستحکم روابط دو طرف بیاطلاعاند، به عرض برسانم:
1- نخستین پیوند ثبتشده میان علمای جبل عامل و حکومت شیعی در ایراننخستین ارتباط ثبتشده میان علمای شیعه جبل عامل و یک حکومت شیعی در تاریخ، نامهای است که آخرین امیر سربداران، مؤیدالدین علی، طی آن در سال 786 هجری قمری از محمد بن مکی (شهید اول) ـ از علمای بزرگ جبل عامل ـ بهعنوان ولی فقیه دعوت کرد تا برای ساماندهی مسائل شرعی مردمان خراسان، سبزوار، بیهق و بخشهای وسیعی از مناطق تحت نفوذ سربداران، به آن دیار هجرت کند تا این مناطق بتوانند در چارچوب فقه شیعه اثنیعشری عمل نمایند.هنگامی که این نامه به شهید اول رسید، ایشان در زندان و در آستانه شهادت بهدست حکومت مصر بود. وی در مدت یک هفته و با در دست داشتن کتاب «المختصر النافع فی فقه الإمامیه» تألیف محقق حلی، کتاب «اللمعة الدمشقیه» را نگاشت و برای مؤیدالدین علی ارسال کرد و پس از آن، در همان سال 786 هجری قمری، به شهادت رسید.بخشی از نامه مؤیدالدین علی به شهید اول چنین است:«ما در میان خویش کسی را که به فتوایش عمل کنیم یا از لحاظ علمی بتوان به او اعتماد کرد و مردم بتوانند عقاید درست را از وی فراگیرند، نمییابیم. از خدای متعال مسئلت داریم که حضرتش به ما افتخار حضور بخشند تا از علمش پیروی کنیم و از راه و رسمش رفتار آموزیم.»
2- فشار عثمانیان بر شیعیان و شهادت شهید ثانی
شهید ثانی، شیخ زینالدین نورالدین بن علی، در سال 966 هجری قمری به شهادت رسید. در دوران سلطان سلیمان قانونی ـ مقتدرترین پادشاه عثمانی که بهطور غاصبانه خود را خلیفه مسلمین میدانست ـ با فتوای علمای وابسته به دربار، حکم تکفیر شیعیان صادر شد؛ حکمی مشابه آنچه در دوران بنیامیه و بنیعباس رایج بود.در زمان سلطان سلیم و سلطان سلیمان و پس از آنان، بسیاری از شیعیان در قلمرو عثمانی تحت فشار شدید قرار گرفتند؛ گروهی به شهادت رسیدند، گروهی تبعید شدند و گروهی از سر ترس ناچار به تظاهر به مسیحیت گردیدند. برخی بعدها به تشیع بازگشتند و برخی نیز بر همان دین باقی ماندند.بهعنوان نمونه، میشل عون، رئیسجمهور پیشین لبنان، در دیدار با اینجانب تصریح کرد که اجداد آنان شیعه بودهاند و بخشی از آنان به سبب فشار عثمانیها به مسیحیت گرویدهاند.
3- نقش شیخ صفیالدین اردبیلی و شکلگیری طریقت صفویه در ایران
شیخ صفیالدین اردبیلی ـ که در قرون هفتم و هشتم هجری میزیست ـ ابتدا شاگرد شیخ زاهد گیلانی بود؛ عارفی برجسته و شیعه اثنیعشری. شیخ صفیالدین نیز خود از عرفا و علمای شیعه بود و طریقت صفویه را در اردبیل بنیان نهاد و در این شهر مرکز «دارالارشاد» را تأسیس کرد.بهتدریج، جمع زیادی از مردم آذربایجان، قفقاز، ارزروم و دیاربکر به مریدان شیخ صفیالدین پیوستند و هر روز بر تعداد آنان افزوده شد.
4- استمرار دارالارشاد و زمینههای قدرتیابی صفویه
فرزندان شیخ صفیالدین دارالارشاد را ادامه دادند و بهتدریج بر شمار پیروان افزوده شد. نخستین جانشین شیخ صفیالدین، فرزندش صدرالدین موسی بود و پس از او خواجه علی سیاهپوش، شیخ ابراهیم، شیخ جنید، شیخ حیدر و سپس شاه اسماعیل قرار گرفتند.در این فاصله، قدرت اجتماعی، معنوی و سیاسی آنان روزبهروز افزایش یافت و هیچ داعیهای جز ارشاد و دعوت به اسلام و اهلبیت علیهمالسلام نداشتند. شیخ صفیالدین از سادات موسوی، یعنی از فرزندان امام موسی بن جعفر علیهالسلام بود؛ ازاینرو، سیادت و تقوای ایشان موجب جذب گسترده مردم ایران و آناتولی شد.این نفوذ فزاینده موجب نگرانی حکومتهای محلی مدعی، از جمله قراقویونلوها، آققویونلوها و شروانشاهان گردید.
5- نبرد ملازگرد و گسترش قلمرو ایران در آسیای صغیر
در ابتدای ظهور اسلام، جنگ مسلمانان با روم شرقی با نبردهایی چون تبوک و موته آغاز شد. این جنگها بیشتر مربوط به مناطق عربنشین تحت حمایت روم، از جمله آل غسان بود.
پس از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، در زمان خلفای نخستین این روند ادامه یافت، اما پس از شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام و استقرار حکومت معاویه و بنیامیه و سپس بنیعباس، بهتدریج سازشهایی با روم شکل گرفت.از سال چهلم هجری تا سال 463 هجری قمری، یعنی بیش از چهارصد سال، مسلمانان پیشرفت چشمگیری در جهت تصرف روم شرقی ـ که بخش اصلی فتنهها علیه مسلمانان بود ـ نداشتند.اما در سال 463 هجری قمری، در زمان حکومت آلبارسلان سلجوقی و صدارت خواجه نظامالملک، لشکر ایران در نبرد ملازگرد رومیان را شکست داد و بخش عظیمی از آسیای صغیر به دست ایران افتاد؛ بهگونهای که در زمان ملکشاه سلجوقی و صدارت خواجه نظامالملک طوسی، قلمرو ایران از کاشغر تا حلب گسترش یافت.
. نگاه تمدنی خواجه نظامالملک و تأسیس مدارس نظامیه
یکی از سرنوشتسازترین گفتوگوهای تاریخی میان خواجه نظامالملک و سلطان ملکشاه سلجوقی، مربوط به ضرورت آبادانی، توسعه علمی و عدالت اداری است.در یکی از روزها، نظامالملک به ملکشاه پیشنهاد کرد برای تثبیت حکومت، گسترش عدالت و تربیت کارگزاران دولتی، مدارسی با بودجه دولتی در سراسر قلمرو سلجوقی تأسیس شود. وی استدلال کرد که با آموزش عالمان و مدیران معتقد، پایههای حکمرانی استوار خواهد شد.
ملکشاه پرسید: این طرح چه هزینهای دارد؟
نظامالملک پاسخ داد: هزینه آن بسیار است، اما نتیجه آن امنیت، عدالت و آبادانی مملکت است و در برابر آن هزینهها هیچ به شمار میآید.
این گفتوگو در نهایت منجر به تأسیس مدارس نظامیه در شهرهای بزرگ قلمرو سلجوقی شد؛ از جمله نیشابور، اصفهان، بغداد، بلخ، هرات، بصره، موصل، آمل، مرو، غزنین، استخر.
6-قزلباشان؛
مکتب صفویه به هیچ وجه طالب جنگ نبود و غرض بنیانگذار آن، مرحوم شیخ صفیالدین اردبیلی ـ همانگونه که از نام مرکز تأسیسشده در اردبیل با عنوان «دارالارشاد» پیداست ـ چیزی جز دعوت، ارشاد و ترویج معارف اهلبیت علیهمالسلام نبود.اما به دلیل هجوم دشمنان و حسودان و کشتار دهها هزار نفر از مردم بیگناه و غیرمسلح، بهویژه در مناطق ارزروم و دیاربکر و آناتولی، شرایط به جایی رسید که جان رؤسای روحانی دارالارشاد به خطر افتاد. حتی شیخ جنید و شیخ حیدر، پدر و جد شاه اسماعیل، به دست شروانشاهان کشته شدند و هر دو در راه اعتلای تشیع به شهادت رسیدند.در نتیجه، گروهی از جانبرکفان صفویه ـ مشابه بسیجیان امروز ـ شمشیر به دست گرفتند تا بتوانند از جان، مال و وطن خود دفاع کنند.قزلباشان هفت ایل ترکزبان بودند که پیرو مکتب صفویه محسوب میشدند و شامل ایلهای شاملو، استاجلو، تکلو، ذوالقدر، افشار، قاجار و روملو بودند. آنان کلاهی سرخرنگ بر سر داشتند که دارای دوازده ترک بود و نام دوازده امام علیهمالسلام بر آن نقش بسته بود.
7-شاه طهماسب،
در عصر صفوی پس از وفات شاه اسماعیل، شاه طهماسب از سال 930 تا 984 هجری قمری، یعنی حدود پنجاهوچهار سال، حکومت کرد و از مهمترین و مقتدرترین پادشاهان صفوی به شمار میآید.شاه طهماسب رسماً اعلام کرد که تابع ولیفقیه است. در همین دوره پایتخت ایران به دلیل خطر سقوط به دست عثمانی ها از تبریز به قزوین منتقل شد و ولیفقیه وقت، محقق کرکی ـ معروف به محقق ثانی ـ بود که از بزرگترین فقهای شیعه بهشمار میرفت و به دلیل فشار عثمانیان از جبل عامل به ایران هجرت کرده بود.وی عملاً ولیفقیه سراسر ایران شد و حکم پادشاهی شاه طهماسب صفوی را تنفیذ کرد. شاه طهماسب بزرگترین افتخار خود را مشروعیت حکومتش میدانست؛ مشروعیتی که با تنفیذ آن عالم بزرگ تحقق یافت.در دوران شاه طهماسب، جنگهای متعدد با عثمانیان رخ داد و با وجود امکانات تسلیحاتی جدید عثمانیها، ایران توانست مقاومت کند و در نهایت، قرارداد آماسیه میان شاه طهماسب و سلطان سلیمان امضا شد؛ قراردادی که مبنای توافقهای بعدی قرار گرفت.
8-به برکت مهاجرت علمای جبل عامل قزوین در این دوره به مرکزی برای جذب شیعیان مناطق مختلف تحت سلطه عثمانی، بهویژه جبل عامل، تبدیل شد. بزرگانی چون شیخ بهایی، پس از شهادت شهید ثانی، به همراه خانواده خود به ایران آمدند و در مسیر شکوفایی علمی ایران نقشآفرینی کردند.محقق کرکی شاگردان بزرگی را تربیت کرد و استمرار این جریان علمی، زمینهساز ظهور چهرههایی چون میرداماد، ملاصدرا، میرفندرسکی، مجلسی اول و دوم و دیگر بزرگان شد. این روند بعدها در نجف اشرف، خراسان، قم، شیراز و اصفهان استمرار یافت.از دیگر بزرگان این مسیر میتوان به وحیدبهبهانی، شیخ مرتضی انصاری، میرزا حسن شیرازی، میرزا محمدتقی شیرازی، جهانگیرخان قشقایی، سید محمد شفتی، سید عبدالحسین لاری، آخوند خراسانی و مرحوم شیخ محمدحسین نائینی ـ صاحب کتاب ارزشمند «تنبیهالامه و تنزیهالمله» ـ اشاره کرد.
نتیجهگیری تاریخی
1-بدین ترتیب روشن میشود که ارتباط ایران و لبنان، ارتباطی ریشهدار، عمیق و تاریخی است
2. میان ایران و شیعیان لبنان تفاوتی ماهوی وجود ندارد و هر دو در امتداد یک مسیر اعتقادی و تمدنی قرار دارند.
3. شیعیان لبنان ستون اصلی مقاومت در لبناناند و سدی مستحکم در برابر رژیم صهیونی ایجاد کردهاند؛ مردمی که بهخوبی میدانند اگر حزبالله نباشد، صهیونیستها لبنان را آسانتر از سوریه خواهند بلعید، فارغ از آنکه برخی مسئولان وابسته یا غافل چه میگویند.
4-یکی از نکات برجسته تاریخ آن است که محقق کرکی ـ از بزرگترین فقهای تشیع ـ به ایران میآید و تحت چتر حمایتی یک حکومت مقتدر اسلامی قرار میگیرد و شاه طهماسب افتخار مشروعیت حکومتش را در تنفیذ او میداند؛ مشروعیتی که فراتر از جغرافیا، از حقیقت علمی و دینی نشأت میگیرد.
پیوند انقلاب اسلامی با تداوم تاریخی مقاومت
امروز نیز در ایران، حضرت امام خمینی رحمهالله علیه ـ بهعنوان یکی از بزرگترین و بصیرترین عالمان شیعه پس از عصر غیبت ـ ساختار جهان دوقطبی شکلگرفته پس از یالتا را دگرگون کرد. در آن دوران، هر کشوری که قصد مقابله با استعمار کهنه و نو را داشت، ناچار بود به یکی از دو قطب شرق یا غرب تکیه کند.امام خمینی(ره) از نخستین روز شعار «نه شرقی، نه غربی» را مطرح کردند و این شعار بر سردر وزارت امور خارجه نقش بست. ایشان سپس در نامهای تاریخی به گورباچف نوشتند که کمونیسم را باید در موزه تاریخ سیاسی جهان جستوجو کرد و او را از گرایش به غرب برحذر داشتند و تصریح کردند که غرب نیز پس از مدتی به سرنوشت شوروی سابق دچار خواهد شد؛ پیشبینیای که اندکی بعد تحقق یافت.
امروز نیز مشاهده میکنیم که جهان گرفتار آشوبهای گسترده شده و نوصلیبیهای صهیونیستی به جان یکدیگر افتادهاند و مترسک آنان در تلآویو نفسهای آخر را میکشد.
نتیجه کلی
نکته شگفتانگیز آن است که تقدیر الهی چنین رقم زده که امروز پرچم امت اسلامی ـ اعم از شیعه و سنی ـ در دست شخصیتی قرار دارد که از یکسو از میراثداران محقق کرکی و از سوی دیگر از میراثداران میرداماد، رأس حکمای شیعه در عصر صفویه، بهشمار میرود؛ و ایشان کسی نیست جز مقام معظم رهبری، حضرت آیتاللهالعظمی سید علی حسینی خامنهای (مدّظلّهالعالی).
عنایت ویژه حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف به معظمله ـ که مصادف با سالروز ولادت آن منجی عالم بشریت است ـ و ایستادگی ایشان در رأس امت اسلامی از پایگاه ایران الهی، سرزمینی با پیشینهای چند هزار ساله از توحید و میهندوستی، بر کسی پوشیده نیست.
امروزه به لطف خداوند متعال و با عنایات حضرت ولی عصر (عج) شاهدیم که تدبیر و رهبری مقام معظم رهبری (مدظله العالی) بر سراسر جهان اسلام اعم از شیعه و سنی سایه افکنده است. بیدارگری و روشن گری ایشان در این مسیر، راهبردی موثر برای جمهوری اسلامی ایران بوده و موجب شده است که ایران اسلامی بدون هیچ استثنایی در کنار ملت های مظلوم لبنان، فلسطین و یمن قرار گیرد، امری که انشاءالله در آینده بیش از پیش موجب تحکیم این حقیقت خواهد شد که معظم له در چهارچوب خط مشی حضرت امام خمینی (ره) نقش برجسته ای در تقویت وحدت و اتحاد هرچه بیشتر جهان اسلام ایفا کرده اند.
افزون بر این بسیاری از کشورهای غیر مسلمان نیز از جمله ونزوئلا و برخی کشورهای آمریکای لاتین ، آفریقا و آسیای شرقی و حتی شماری از آزادیخواهان اروپا امید و اتکای خود را در مبارزه با استکبار به جمهوری اسلامی بسته اند.
معظمله از دوران ریاستجمهوری تاکنون همواره حامی نهضتهای اسلامی و آزادیبخش بودهاند. اینجانب، بهعنوان وزیر امور خارجه و مشاور معظمله در امور بینالملل، طی حدود چهلوچهار سال گذشته شاهد جزئیات این تلاشها بودهام و در شانزده سال وزارت امور خارجه، این وقایع را گامبهگام ثبت کردهام.
در پایان، یقین دارم به حول و قوه الهی و با استعانت از حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف، جمهوری اسلامی ایران بهعنوان ستون اصلی مقاومت، بدون هیچ قصدی برای تعرض به دیگران، آمادگی کامل دارد در برابر هرگونه تهدید و دشمن خارجی، بهویژه آمریکای جنایتکار و زائده خبیث آن، رژیم صهیونی، ایستادگی کند و قطعاً پیروزی از آنِ جبهه مقاومت خواهد بود، انشاءالله.
29215