مجید مجیدی کارگردان نامی سینمای ایران در یادداشتی به تجلیل از شخصیت شهید دکتر علی لاریجانی پرداخته است.
به گزارش خبرآنلاین در این یادداشت که در کتاب"بنده خدا" تالیف رسول جعفریان و محمدمهدی معراجی منتشر شده آمده است:
به نام خالق زیباییها.
دکتر علی لاریجانی را باید بهراستی «مردی برای تمام فصول» نامید؛ مردی که در طول ۴۸ سال از عمر پربرکت انقلاب، هیچ فرصتی را برای خدمت به انقلاب و مردم از کف ننهاد. حتی آنگاه که بیرحمانه کوشیدند او را از گردونه مدیریت کنار زنند و در نهایت شگفتی، نه یکبار که دو بار رد صلاحیتش کردند، نه به انزوا خزید و نه با انقلاب و مردم سرِ قهر برداشت؛ بلکه در اوج مظلومیت، سکوتی آگاهانه پیشه کرد و همچنان دل در گرو انقلاب سپرد.
به یاد ندارم که در جایی قلم به گلایه برده باشد یا زبان به شکایت گشوده باشد که سالیان متمادی در مناصب گوناگون، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تا ریاست سازمان صداوسیما و سرانجام ریاست مجلس شورای اسلامی، خدمت کرده و اینک با رد صلاحیت مواجه شده است؛ هرگز نه گلهای کرد و نه خود را طلبکار دانست.
این خصلتها گواه آن است که این مرد بزرگ، پرورشیافته مکتب اهلبیت علیهمالسلام است و بهحق، جوهره اندیشه، دانش و معرفت شهید استاد مطهری در ساحت وجودی او جلوهگر شده است.
علی لاریجانی، فیلسوفی سیاستورز و آشنا با فرهنگ و هنر، شخصیتی است که این خصال، از او مردی بافضیلت، استوار و خردمند ساخته است. در عرصه مدیریت، چهرهای کمنظیر بود. هرچند دوران وزارت ارشادش کوتاه بود، اما همان فرصت اندک نیز منشأ آثار و برکات فراوان شد.
در دوره مدیریت صداوسیما ۔که بهحق میتوان آن را دوران شکوفایی این سازمان دانست۔ تحولی ژرف و ماندگار پدید آورد. وسعت نظر و درک دقیق او از جامعه فرهنگی و هنری، سبب شد تا طیفی گسترده از هنرمندان به قاب رسانه ملی راه یابند.بیتردید، اگر آن نگاه ژرف و جامع همچنان استمرار مییافت، امروز شاهد این گسست حیرتانگیز میان مردم و رسانه ملی نبودیم؛ رسانهای که مخاطبانش به حداقل رسیده بود، البته تا پیش از جنگ تحمیلی اخیر از سوی آمریکا و رژیم جنایتکار اسرائیل، که شاید موجب افزایش نسبی توجه مردم به اخبار جاری شده باشد.
علی لاریجانی با سکوتی سرشار از معرفت، به همگان آموخت که پایبندی به آرمانها و ارزشها، محدود به دوران مسئولیت نیست. چه بسیار مسئولانی که تا زمانی در کنار انقلاب ایستادند که صاحب منصب بودند و چون آن جایگاه از ایشان گرفته شد، راه مخالفت پیش گرفتند و در صف مقابل ایستادند؛ نمونههایی که کم نیز نبودهاند.
آخرین دیدار مفصل من با ایشان، به جلسهای حدود دو ساعت بازمیگردد که به همراه سیّد رضا میرکریمی، کارگردان، به حضورشان رسیدیم. آن ایام، آغاز ریاستجمهوری آقای پزشکیان بود و دکتر لاریجانی برای بار دوم رد صلاحیت شده بودند. ما هم به قصد دلجویی رفتیم و هم بر آن بودیم که ایشان را به پذیرش مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ترغیب کنیم تا در صورت موافقت، جمعی از هنرمندان در حمایت از ایشان، نامهای خطاب به آقای پزشکیان تنظیم کنند.
ایشان با نهایت تواضع لبخندی زدند و فرمودند: «من به اصحاب فرهنگ و هنر علاقهمندم و اگر مسئولین کشور صلاح بدانند، مخالفتی ندارم.» و افزودند: «ما همواره برای خدمت به کشور و مردم آمادهایم، در هر جایگاهی.» اما در ادامه خاطرنشان کردند: «با توجه به شرایط کشور و بحرانهای جهانی، شاید حضور در شورای امنیت ملی بتواند منشأ اثر بیشتری باشد.» البته تصریح کردند که هنوز تصمیمی قطعی اتخاذ نشده است.ما نیز با تأمل دریافتیم که در آن شرایط، آن مسئولیت خطیرتر است. با این همه، ایشان از این عرصه نیز کنار گذاشته شدند تا پس از جنگ دوازدهروزه، ضرورت حضور شخصیتی آگاه و مسلط به چنین عرصههایی بیش از پیش آشکار گردد.
نباید از یاد برد که دکتر لاریجانی در حالی این مسئولیت را پذیرفت که بهخوبی از مخاطرات جدی آن آگاه بود.همه ما شاهد بودیم که چگونه با شجاعت، صلابت و ایمانی استوار در برابر آمریکا و اسرائیل ایستاد و پس از آن ترور ناجوانمردانه که به شهادت رهبر بزرگ انقلاب انجامید، چگونه سکان هدایت کشور را در دست گرفت و با تدبیر، در کنار فرماندهان دلیر و رزمندگان، مسیر جنگ را مدیریت کرد. او تا واپسین لحظات در صحنه حضور داشت تا سرانجام، در جوار فرزند برومندش، دعوت حق را لبیک گفت و با شهادت، نام خویش را در صحیفه جاودانگی ثبت کرد.
یاد و راهش تا همیشه در دلهای مردم ایران زنده و جاری خواهد ماند.
1717