محمد مهدی معراجی از دوستان نزدیک و دیرینه شهید دکتر علی لاریجانی شمه ای از خصایص و خصایل آن شهید را بیان کرده است.
به گزارش خبرآنلاین وی در مطلبی که در کتاب "بنده خدا" منتشر شده آورده است:
*به اصرار دوستان فرزانهام و تأکید دانشمند و مورخ ارجمند حضرت آقای جعفریان که امر فرمودند مطالبی را درباره آقای دکتر لاریجانی(ره) بیان کنم، باید بگویم که اولاً بنده به لحاظ آشنایی و دوستی صمیمی و دیرینهای که با آن شهید عزیز داشتم، هیچ دل و دماغی برای انجام این کار ندارم و به لحاظ روحی هنوز با شهادت ایشان کنار نیامدهام و هنوز که هنوز است هیمنۀ از دست دادن آن عزیز بزرگوار در جان و دل من هست، بدانگونه که توان سخن گفتنِ با آرامش را از من گرفته است. داستان شهادت ایشان برای من، مانند بسیاری از دوستان ایشان سنگین بوده و هست و شهادت آن متفکر ارجمند که واقعاً کمنظیر بود به این سادگی از ذهن و روانم نخواهد رفت. شاید این شعر که میگوید
|
غم فراق تو در باورم نمیگنجد
|
چه آتشی است که در مجمرم نمیگنجد |
بیانگر داستان من و ایشان باشد، البته خیلی از دوستان دیگر هم همین حالت را دارند و از بسیاری از آنان که درخواست کردم تا مطلبی یا سخنی در رابطه با شهید بزرگوار بنویسند یا بگویند؛ همین حال و هوا را داشتند.
ثانیاً بنده خودم را قابل و در این حد نمیدانم که در رابطه با شخصیت والا و برجستهای مثل شهید لاریجانی چیزی بگویم و بنویسم. سخن گفتن دربارۀ آن انسان والا و اندیشمند گرانمایه، بهواقع مصداق این بیت است:
|
یک دهان خواهم به پهنای فلک
|
تا بگویم وصف آن رشک ملک
|
و این مهم از عهدۀ انسانی مثل من ساخته نیست. با دلی آکنده از درد میگویم که متأسفانه ما در اوج نیازمندی میهن عزیزمان به این بزرگمرد، او را از دست دادیم.
*یکی از دوستان که در ایام شهادت ایشان برای مأموریت تبلیغی در سفر خارج از کشور بود و از این جریان هم بسیار ناراحت بود میگفت: برخی رسانهها در دیار غرب و صفحات مجازی آنان درباره شهادت دکتر لاریجانی میگفتند: «قوه عاقلۀ نظام» از دست رفت! این واقعیتی است غیرقابل انکار.
*این شهید شاهد، سیاستمداری بود فهمیده و عاقل مردی که با خردورزی و خردمندی و سرانگشت تدبیر، میتوانست خیلی از گرهها را باز کند، آنهم در شرایطی که کشور ما حقیقتاً به چنین انسانهای کمنظیری نیاز دارد.
*او مردی بزرگ بود که در آغازین روزهای جنگ توانست با ادبیات خاص خودش، مسئولان کشور و مردم ایرانزمین را یاری کند و با استفاده از واژهها و جملات خاص و حماسی؛ روحیۀ آنان را بالا ببرد و دشمن را آماج حمله و تصمیم آنان را درهم شکند.
*این انسان دانشمند و سیاستمدار تیزبین و باهوش و «مدیر مدبّر» بسیار پرکار و مرد میدانهای سخت و دشوار از تمام ساعات و لحظات عمر خویش به بهترین وجه بهرهبرداری میکرد. او در اوج مسائل کاری از توجه به معنویات غفلت نداشت. کسانی که از نزدیک با ایشان حشر و نشری داشتند؛ تقید ایشان به رعایت مناسک دینی و انجام فرایض و مستحبات را نظارهگر بودند. جالب است بدانیم این مدیر توانمند و خستگیناپذیر و بسیار پرکار در بیشتر ایامی که روزهداری در آنها مستحب است ۔ مانند ماه رجب و شعبان۔ روزهدار بود و نیز در باقی ایام سال، بعضی روزهای خاص را روزه میگرفت. تهجدهای شبانه او ترک نمیشد. حتی در سفرها که فقهای بزرگوار تأکید و توصیهای بر انجام مستحبات ندارند. این حقایق دلپذیر و عبادتهای دل شب را من خودم ناظر بودهام.
*شهید بزرگوار دکتر علی لاریجانی، بهرغم همه کارهای اجرایی، هیچگاه از تحصیل علم و تدریس فاصله نگرفت. فیلسوفی برجسته و استاد مسلم درس فلسفه در دانشگاه تهران بود.
*به لحاظ آشنایی با آموزههای دینی، آن چهره منوّر، تربیتیافتۀ بیت علمی فقیه بلندپایه، مرجع گرانمایه آیةالله العظمی آقا میرزا هاشم آملی (قدّس سرّه) بود که پس از سالها بهرهمندی از محضر اساتید بزرگ نجف به قم آمدند و شاگردان زیادی تربیت کردند. آن شهید صادق در محضر چنین پدری رشد کرده و تربیت یافته بود و در ادامه زندگی پربارش این افتخار نصیبشان شد که داماد شهید بزرگوار آیتالله مطهری شدند و از آن چشمه جوشان علم و حکمت بهره بردند. آشنایی با استاد شهید باعث شد که دکتر لاریجانی در آموزش و پژوهش، راه فلسفه را پیش گیرد.
*در موارد سیاسی، از مکتب حضرت امام خمینی(ره ) و آنگاه از راهنماییها و از نکات تربیتی سیاسی رهبر شهیدمان زعیم عالیقدر آیتالله خامنهای بهرهها برده بود و در این مکتبها بالیده بود. اضافه کنم که او واقعاً در تمام زندگی یا «متعلّم فی سبیل النجاة» بود و یا «عالم ربانی» و در اوج کارهای اجرایی از قرائت قرآن و همچنین بهرهمندی از معارف ثقلین غافل نبود.
اهتمام مراجع عظام، اساتید، علما و نخبگان به شهید لاریجانی
*وقتی که با پیگیری و تقاضای بعضی از بزرگان و محترمین قم قرار شد ایشان در حوزۀ نمایندگی قم برای مجلس شورای اسلامی نامزد شوند ۔ که البته دوست عزیزمان جناب حجةالاسلام و المسلمین حاج شیخ علی بنایی در این زمینه خیلی تلاش کردند ۔ مراجع عظام و اساتید و علما حوزه علمیه رسماً از ایشان دعوت کردند، و جامعۀ محترم مدرسین هم انصافاً سنگ تمام گذاشتند، خدایشان جزای خیر دهد.
*بنده خودم، زمانی که نسبت به تأیید صلاحیت ایشان برای انتخابات ریاست جمهوری اشکالاتی پیش آمده بود، از یکی از مراجع بزرگ شنیدم که فرمودند: من یکی از اعضای محترم شورای نگهبان را خواستم و اعتراض کردم که ایشان نمایندۀ ما بود و به دعوت مراجع به قم آمدند و نمایندگی مجلس را پذیرفتند، چرا صلاحیتشان تأیید نشد! حقیقتاً چقدر باید مقام یک فرد بالا باشد که مشایخ و بزرگان حوزه، علما و آیات عظامی که صدها هزار مقلد دارند از او دعوت نمایند تا نمایندگی شهر مقدس قم را بپذیرد؟ چه آنکه شأن و جایگاه این شهر میطلبید که شخصیت توانمندی چون دکتر لاریجانی نماینده آن شود.
*بنده هرگاه خواستم از آقایان مراجع برای آقای دکتر لاریجانی وقت ملاقات بگیرم بدون هیچگونه تأملی با آغوش باز میپذیرفتند و این دیدارها در یک فضای صمیمی بسیار خوبی برگزار میشد. مطالب و نکاتی که در جهت مصالح کشور و نیز شهر مقدس قم بود توسط مراجع بزرگوار به ایشان منتقل میشد و ایشان بهصورت ویژه، آن موارد را پیگیری میکرد.
گاهی به ایشان میگفتیم: خیلی مزاحم وقت آقایان نشویم! ایشان میفرمود: ما هرچه بیشتر خدمت آقایان برسیم استفاده بیشتری میبریم و نکات بهتری مییابیم که در جهت اداره کشور و اصلاح امور و رفع مشکلات برای من راهگشا و مهم است و به من کمک میکند. آن شهید عزیز به مراجع عظام و علماء خالصانه ارادت میورزید و آن بزرگواران نیز به ایشان علاقه خاص داشتند. بعضی از مراجع پس از شهادت ایشان در سوگ ایشان گریه کردند.
لازم به ذکر است که این دیدارها، دیدارهای تشریفاتیِ صِرف نبود، بلکه ایشان حقیقتاً میخواست دیدگاهها و آراء این بزرگان را مورد توجه قرار دهد؛ لذا احساس من این بود که آقایان مراجع از ایشان بسیار راضی بودند.
بازهم تأکید میکنم که این شهید عزیز به بهره گرفتن از هدایت و راهنماییهای عالمان، بسیار اهمیت میداد و بارها میفرمود: این عزیزان، ناصحان و راهنمایان و همراهانی هستند که بدون هیچ چشمداشتی حقایق را فراروی ما قرار میدهند و ما باید آنها را قدر بدانیم و غنیمت بشماریم و از آنها استفاده کنیم.
بزرگداری دانش و دانشوران
*آقای دکتر لاریجانی، به علما و دانشوران حوزه و دانشگاه و نخبگان و فرهیختگان توجهی خاص داشت. ایشان معتقد بود که به همۀ برجستگان حوزهها و دانشها باید توجه کرد. تکریم و احترام بزرگان تمام رشتهها، یکی از برنامههای ایشان بود. همیشه تأکید میکردند که مجتهدین و اساتید تراز اول حوزه و دانشگاه را به مجلس شورای اسلامی دعوت کنیم تا در تقنین از اندیشههای این بزرگان استفاده شود که اگر این اتفاق بیافتد وضع قانونگذاری در مجلس ارتقا خواهد یافت. در مقام عمل هم، خود ایشان در زمان تصدی ریاست مجلس شورای اسلامی، سعی میکردند عالیترین مقامات دانشگاهی و اساتید برجسته دانشگاه و برجستگان از صنعتگران، بازرگانان و هنرمندان، در مسئله تقنین حضور داشته باشند و از افکار و دانش و هنر و فکر اینها استفاده بشود و این یکی از دغدغههای بسیار مشهود آقای دکتر بود. دوستانی که با ایشان رفت و آمد داشتند میدانند که همیشه در این فکر بود و بر آن تأکید میکرد که اگر ما بتوانیم 20۔30 نفر از چهرههای برجسته و ممتاز هر حوزهای را به مجلس بیاوریم؛ در وضعیت قانونگذاری بسیار تأثیرگذار خواهد بود. ایشان مثال میزد و میگفت که شخصیتهایی مثل مدرس در مجلس باید حضور داشته باشند.
*حال که سخن به اینجا رسید در ادامه به دغدغهای دیگر از آن شهید بزرگوار بپردازم. ازجمله مسائل و موضوعاتی که ذهن آن عزیز را مشغول کرده بود و همیشه از آن سخن میگفت توانمندی کشور بود. یعنی دغدغه اینکه اگر چند تن از دانشوران و آگاهانِ از خلأها و ضرورتهای کشور در مجلس حضور جدی داشته باشند نتیجهاش قدرتمندی کشور در ابعاد مختلف است.
*آن شهید عزیز از سالهای آغازین جمهوری اسلامی در جایگاههای مهم کشور مسئولیت داشت و این حضورِ بسیار جدی و با دغدغه، او را از نیازها، ضرورتها، کاستیها و آسیبها آگاه ساخته بود. یکی از دغدغههای بسیار بزرگ پیشوای شهید هم همین بود و کلام بلند علی (علیهالسلام) که «العلم سلطان، من وجده صال به و من لم یجده صیل علیه» در بیانات آن رهبر گلگون چهره، تکرار تأملبرانگیزی داشت. واقعیت آن است که دانش و دستیابی به آن در تمام ابعاد، قدرت آفرینی میکند و بیگمان شهید لاریجانی به این موضع رهبر و پیشوایش نیز توجه داشت و معتقد بود گسترش دانش و دانشوری یکی از ابعاد دستیابی به قدرت است.
*احترام به دانش و دانشوری و علم و عالمان، آنچنان از درون جان او میجوشید که حتی در سفرها هم بروز و ظهور داشت.
*در یکی از سفرهای مأموریتی ایشان، که به همراه شخصیتهای مختلفی از بازرگانان و صنعتگران و دانشگاهیان به مصر رفته بودند؛ بنده نیز افتخار همراهی ایشان را داشتم. قبل از سفر، به من فرمودند که ما میخواهیم به مصر که کشور بزرگی است برویم و باید با علمای الازهر و یا شخصیتهای دیگری از عالمان، دیداری داشته باشیم و فرمودند: شما کتابهای خوبی که در ایران و در حوزه علمیه نوشته و نشر یافته تهیه کنید که ما بهعنوان هدیه برای آنها ببریم. من هم با اساتیدم و با حضرات آیات عظام و مخصوصاً با حضرت آیتالله العظمی سبحانی و حضرت حجتالاسلام و المسلمین حاج آقای شهرستانی و دوستان خوب و کتابشناسم حضرت آقای جعفریان که آن زمان رئیس کتابخانۀ مجلس بودند و جناب آقای مهدوی راد که از کتاب شناسان و از نویسندگان و دانشمندان برجسته حوزه هستند، مشورت کردم و در نهایت، فکر میکنم حدود دوازده کارتون کتابهای خوب حوزوی را از اینجا بردیم.
*در دیدار با آقای احمد طیب ۔که در آن زمان شیخ الازهر نبود و صرفاً رئیس دانشگاه الازهر بود۔ و همچنین آقای دکتر حسنین هیکل ۔روزنامهنگار نامدار و دانشمند و نویسنده معروف مصری۔ برخی از همراهان به آقای دکتر لاریجانی گفتند که برای رعایت پروتکلها، آقایان باید به دیدار شما بیایند، ولی ایشان فرمودند: نه! اینها شخصیتهای قابل توقیر و احترام هستند و ما باید اینها را بزرگ بداریم «من وقّر عالما فقد وقّر ربّه». بنابراین ما به نزد آنها رفتیم و ازقضا دیدار با آنها دیدارهای شیرینی بود.
*آقای حسنین هیکل، آمدن آقای لاریجانی به مصر را از تلویزیونشان زیر نظر داشت و گفتند: آقای دکتر لاریجانی! ما ندیدیم که رئیس ما ۔منظور آقای حسنی مبارک است که در آن زمان رئیس جمهور بود۔ برای کسی که ردهاش، ردۀ رئیس پارلمان است اینقدر وقت بگذارد! دیدارهای او معمولاً یک دیدار کوتاه تشریفاتی صورت میگیرد ولی با شما خیلی زمان صرف کردند؟! آنطور که به یاد دارم ملاقات حسنی مبارک با ایشان، حدود یک ساعت طول کشیده بود و خیلی از صاحبنظران و اندیشمندان مصری را شگفتزده کرده بود.
*غرض اینکه برای ملاقات با چنین بزرگانی، جناب آقای دکتر لاریجانی به دنبال این نبودند که پروتکل چه میگوید و آیا آنها باید بیایند و یا ما باید برویم؟! بلکه معتقد بودند که باید صدای ایران اسلامی را به اینها برسانیم. مجموعه کتابهای خیلی خوبی را هم برای آقای هیکل تهیه کرده بودیم و آنها را به ایشان هدیه دادیم.
*برای ملاقات آقای احمد طیب به دفتر ایشان در دانشگاه الازهر رفتیم که ایشان 10۔12 نفر از چهرههای مهم علمی دانشگاه را بهافتخار آقای دکتر دعوت کرده بود؛ و ما نیز مجموعهای از کتابهایی که از ایران برای دانشگاه الازهر تهیه کرده بودیم به جناب آقای احمد طیب هدیه دادیم که باعث خوشحالی و تعجب ایشان شد. شهید بزرگوار جناب آقای دکتر لاریجانی از قبل به من گفته بودند که رشته ایشان فلسفه است و به ملاصدرا علاقه دارد، من نیز تفسیر ملاصدرا را گرفتم و آن کتاب هم در میان کتابها بود و این باعث خوشحالی بیشتر ایشان شد. یک نمونۀ دیگر از کتابهایی که به ایشان اهدا شد، کتاب موسوعۀ 40 جلدی سیره اهلبیت(ع) تألیف علامه باقر شریف القرشی(ره) بود که این هم موجب شادمانی ایشان شد. همچنین کتابهای فقهی و فلسفی دیگری هم برای الازهر بردیم و به ایشان هدیه کردیم.
مخالفت با جغد جنگ
*دکتر شهید، به جامعهای میاندیشید که آرام و به دور از درگیریها باشد. او دنیا و جریانهای سیاسی و نظامی را بهخوبی میشناخت و تمام تلاشش این بود که با عزت، قدرت و مصلحت، جغد جنگ را از کشور دور کند.
*آنطور که به یاد دارم طی چند سال اخیر، وقتی ایشان را زیارت میکردم میفرمودند: متأسفانه با این مسائلی که هست داریم به سمت جنگ پیش میرویم و احساس میکنم که جنگ بالأخره ما را در بر میگیرد و از این مسئله ناراحت بودند. در ماههای آخر هم که باز ایشان لطف میکردند و تماس میگرفتند و من خدمتشان میرفتم؛ پیامهایی که برای آقایان میدادند؛ این بود که ما کاری کنیم که کشور از جنگ دور شود.
*رضوان خدا بر این انسان بزرگ باد. احساس میکنم جامعه ما در شرایط کنونی بیشتر از هر زمان دیگری به وجود شخصیتهایی مثل آقای دکتر لاریجانی نیازمند است. انسانهای بزرگ و بلند اندیش و شایسته و برجستهای که معمولاً زودبهزود به دنیا نمیآیند و با این ویژگیها بهراحتی پیدا نمیشوند که هم از گوهر عقل و علم بهرهمند باشند و هم زبان تعامل با دنیا را داشته باشند و بدانند که چطور با دنیا حرف بزنند و چطور با سیاستمداران و سیاستبازان تکلم کنند که خدای ناخواسته به زیان کشور نباشد و دهها و صدها صفت دیگری که در وجود ایشان بود و من کمتر جایی سراغ دارم. نمیدانم چه بگویم، باید یک زمانی بنشینم و بگویم و بگویم و بگویم و شما بنویسید و بنویسید. امیدوارم انشاءالله شرایط به نحوی فراهم شود که آقایان بتوانند الگویی را به جامعه معرفی کنند که ما در آینده لاریجانیهایی با آن فهم با آن عقل با آن درایت با آن تدبیر با آن مدیریت با آن لسان گویا و شیوا با آن قلب پاک و با آن صفای باطن داشته باشیم که اگر چنین کسانی داشته باشیم انشاءالله جامعۀ ما رشد و بالندگی خودش را حفظ خواهد کرد.
فرصتاندیشی؛ فرصتیابی
*آقای دکتر لاریجانی، از مدیرانی بود که فرصتها را خوب میشناخت. بعضیها فرصتها را نمیشناسند و از دست میدهند، بعضی هم واقعاً فرصت سوز هستند ولی جناب آقای لاریجانی ازجمله کسانی بود که فرصت شناس بود.
آن مرحوم میدانست که وقتی در متون دینی آمده است که «اغتنموا فرص الخیر» و یا «ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات، ألا فتعرّضوا لها» باید به اینها عمل کرد و ایشان اینها را با پوست و گوشت و استخوانش درک کرده بود و دائم میفرمودند: فرصتها از دست میروند همانطور که در طبیعت فرصتهایی هست، در عالم مدیریت کشور و در عالم سیاست هم فرصتهایی است. آقای لاریجانی غصه میخوردند که چرا ما این فرصتها را از دست میدهیم که «اضاعة الفرصة غصّة».
ایشان انسانی بود که هم فرصت را میشناخت و هم بهموقع اقدام میکرد، اما خب، طبیعتاً همه ابزار در دست ایشان نبود. حقیقتاً مرد بزرگی را از دست دادیم.
*در آغاز سخن به آن بیت شعر اشاره کردم که:
|
یک دهان خواهم به پهنای فلک
|
تا بگویم وصف آن رشک ملک
|
این وصف واقع است و نه گزاف. او کمحرف بود و زبده گو. در گفتن بسیار میاندیشید و پخته حرف میزد...
امیدوارم فرصتی طلایی برای بهتر شناساندن آن شهید خونین چهره و بهره گرفتن از اندیشههای او فراهم شود.
*من پس از روزگاری طولانی که با آن عزیز همراه بودم اکنون داغ دارم و از خداوند متعال مسئلت دارم که آن عزیز را در بیکران رحمت خویش غرق نماید. آنچه گفتم «نمی بود از یم» و نکات دیگری هست که باید در فرصت دیگری گفت.
*در پایان، از همه بزرگواران به خاطر پراکندهگوییها و عدم انسجام مطالب پوزش میطلبم.
1717