شایعه استعفای آقای پزشکیان آن اندازه داغ بود که در همان دقایق نخست انتشار، مخاطب فراوان پیدا کند. بخصوص که از مدتها قبل در محافل تندرو سیاسی کشور چنین شایعهای میچرخید. اما وقتی تلویزیون اینترنشنال آن را پخش کرد، قصد القای نکته مهمتری داشت که حساستر از اصل شایعه بود.
این تلویزیون دلیل استعفا را بهزعم خود اختلافنظر مسعود پزشکیان با نیروهای مسلح (سپاه پاسداران) عنوان کرد. موضوعی که گروه مخالف خارج از کشور سالهاست باهدف تخریب نیروهای نظامی، چنین وانمود میکند که حکمران واقعی کشور، سپاه پاسداران است و اوست که بر قوای مجریه، مقننه و قضاییه سیطره دارد.
دراینخصوص نکات زیر قابلتوجه است:
۱- در جنگ۱۲روزه و جنگ۴۰روزه، هدف اصلی حملات دشمن، ازکارانداختن نیروهای مسلح بود. این هدف ازآنجهت مهم است که اصلیترین توان دفاعی ایران در این دو جنگ، توانمندی موشکی بوده است. موشکهای ایرانی توانستند پایگاههای امریکا در منطقه و نیز تأسیسات نظامی و استراتژیک دشمن صهیونیستی را منهدم یا با آسیب فراوان مواجه کنند. به همین دلیل بیشترین اخباری که رسانههای امریکایی - اسرائیلی مخابره میکردند، حمله به لانچرها و انبارهای موشک بو که حجم بالای آن در اختیار نیروی هوافضای سپاه پاسداران قرار دارد. طبیعی است که تلویزیون اینترنشنال بهعنوان شاخه جنگ روانی دشمن، در پی آن باشد که با شائبه سازی پیرامون سپاه، به یک هدف تبلیغاتی دست یابد.
۲. دکتر پزشکیان از نخستین روزهای ریاستجمهوریاش بنا را بر مفاهمه و گفتگو با ارکان قدرت در داخل گذاشت و به همین دلیل هم بخشی از احزاب و افرادی که سبد جای او را پرکرده بودند پزشکیان را به تسامح و مجامله و کوتاهآمدن متهم میکردند. صرفنظر از اینکه چنین انتقادی وارد هست یا نیست، واقعیت میگوید پزشکیان در دوسال گذشته هرگز به دنبال ایجاد تنش بین قوا و سایر ارکان حاکمیت نبوده است. به همین دلیل میتوان قویاً ادعا کرد شخصیت اخلاقی و اخلاق شخصی پزشکیان ظرفیت تقابل با نیروهای مسلح را ندارد و لذا شایعه استعفا با چنین بهانهای اساساً مردود است.
۳. ترفند دشمنان جمهوری اسلامی همواره القای اختلاف میان اجزای حاکمیت است. گاهی این اختلاف واقعی بوده و در موارد بیشتری نیز وهم و خیال بوده است. بااینحال القای شکاف و اختلاف، حربه مؤثر علیه کشور است و تندروهای سیاسی که معمولاً از فهم سیاسی اندکی بهرهمندند در این زمینه آتشبیار معرکهاند.
۴. از طرفی دولت در جریان هر دو جنگ، توانست کارنامهای قابلقبول در تأمین نیازهای ضروری جامعه ارائه دهد. معمولاً در نمونههای مشابه در سایر کشورها، بحران بی دولتی بروز میکند اما در ایران چنین اتفاقی نیفتاد و شاید به همین دلیل، تخریب دولت و انتشار شایعه استعفای پزشکیان باهدف تضعیف روحیه مردم صورت گرفت.
۵- پیامد منفی گسترش و تثبیت این شایعه، محدود به سطح حاکمیت نیست؛ زیرا اگر چنین روایتهایی به هدف خود در دامنزدن به اختلافات درونساختاری و ایجاد شکاف میان حاکمیت و جامعه منجر شود، بازنده اصلی این وضعیتِ ناشی از آشفتگی ادراکی، افکار عمومی و در نهایت مردم خواهند بود.
۶- حتماً باید اشاره کرد باوجود تلاشهای نظامیان و دولت، آنچه ضامن عدم شکست ایران در برابر تهاجم امریکا و اسرائیل بود، حضور مردم در صحنه (خیابان) بود. این اتفاق که در تاریخ جمهوری اسلامی بیسابقه است، دست بالای نظام را در برقراری امنیت کشور نشان داد و به همین دلیل نیز دشمن سعی دارد از هر طریق ممکن (و در اینجا جنگ روانی) مردم را دچار فروپاشی ذهنی کند. بعلاوه باید متوجه خطر کسانی بود که از شایعه اخیر خرسند شدهاند و با ضریب دادن به آن به تضعیف دولت و هدفهای جناحی خود دست پیدا میکنند.
۷. شایعه استعفای رئیسجمهور را باید تلاشی برای بازسازی همان شکافی دانست که در میدان عمل شکل نگرفت. پروژهای که نتوانست در عرصه سیاسی و اجتماعی به نتیجه برسد، اکنون از مسیر عملیات روانی و رسانهای دنبال میشود. مقابله با این روند نیز صرفاً با تکذیب اخبار امکانپذیر نیست. ضروری است دولت، نیروهای مسلح و سایر نهادهای مسئول، بیش از گذشته همکاری و همافزایی خود را به نمایش بگذارند. حضورهای مشترک میدانی، اطلاعرسانی هماهنگ و سریع، ارائه گزارشهای مشترک از مدیریت بحرانها، تقدیر متقابل از نقشآفرینی یکدیگر و پرهیز از هرگونه رفتار یا اظهارنظری که به دوقطبیسازی جامعه دامن بزند، میتواند در این مسیر مؤثر باشد. همچنین اجتماعات و حرکتهای مردمی که در هفتههای اخیر شکلگرفتهاند باید بهعنوان نماد وحدت ملی حفظ شوند. این اجتماعات متعلق به همه ایرانیان هستند و نباید به نفع هیچ جریان سیاسی مصادره شوند یا به بستری برای طرح شعارهایی تبدیل شوند که دایره همبستگی ملی را محدود کند. تأکیدات رهبری کشور بر پرهیز از تندروی و حفظ وحدت نیز ناظر به همین ضرورت راهبردی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که قدرت ایران تنها در توان نظامی، ظرفیت اجرایی یا امکانات اقتصادی خلاصه نمیشود؛ بلکه در هماهنگی میان ارکان کشور و در انسجام ملی ریشه دارد. حفظ و تقویت این سرمایه، مهمترین پاسخ بهتمامی تلاشهایی است که میکوشد ایران را دچار شکاف و بیثباتی نشان دهد