حسین مرعشی گفت: جمهوری اسلامی مثل کشتی نوح است. تکثر زیاد است اما نمیتوان با بخش زیادی درگیر بود. موسیقی مورد پسند مردم و جمهوری اسلامی یکی نیست.فرهنگ یکی نیست.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حسین مرعشی گفت: مردم ایران بین حاکمیت و کشورشان یک فاصلهای قائل هستند. اتفاقی که در ایران افتاد این بود که مردم در مقابل تهاجم اسراییل و امریکا واکنش نشان دادند و از کشورشان دفاع کردند.
اهم گفتگوی حسین مرعشی بیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران، با روزنامه اعتماد را بخوانید؛
*مردم ایران بین حاکمیت و کشورشان یک فاصلهای قائل هستند. اتفاقی که در ایران افتاد این بود که مردم در مقابل تهاجم اسراییل و امریکا واکنش نشان دادند و از کشورشان دفاع کردند. حاکمیت البته برشی از یک کشور است و تفکیک بین حاکمیت و کشور یا حاکمیت و ملت چندان منطقی نیست اما باید در این برهه زمانی به این مساله دقت کرد.
* بله، حاکمیت میتوانست از این خصلت خوب مردم ایران که پای دفاع از کشورشان ماندند، بهتر استفاده کند. بعد از جنگ ۱۲روزه مطلقا از این پیشامد استفاده درستی نشد. قبل از جنگ ۱۲روزه شکافهای بین مردم و جمهوری اسلامی فراتر از تصوری که الان وجود دارد بود و میشد از فرجه وحدتی که در جنگ به وجود آمده بهتر استفاده کرد.
*دومین مساله این بود که امام تمامی سیاسیون را حتی سیاسیونی که بعد مشخص شد امام آنها را قبول نداشته اند در انقلاب شریک کرد؛ حتی ملی ومذهبیها و تودهایها، کما اینکه بعدا بساط تودهایها جمع شد.
*باید این واقعیت را بپذیریم. مهمتر از همه این است که شاید اگر توانسته بودیم در جمهوری اسلامی نظام کارآمدی در حوزه اقتصادی و اجتماعی- از منظر اکثریت مردم- را مستقر کنیم، رویکرد عمومی ایرانیان به حکومت دینی هم تغییر میکرد. یعنی نظامی که اقتصاد ایران از رشدی بالاتر یا حداقل اندازه رقبا برخوردار باشد، نظام اداری نظامی باشد که فساد در آن نباشد، نظام قضایی نظامی باشد که هر بیپناهی در دادگستری بتواند حق خود را بدون لرزش صدا بگیرد، شاید میتوانست تحت تاثیر نظامی که جمهوری اسلامی است مردم را به دینداری بیشتری دعوت کرد و مردم میگفتند مذهبیون حاکم بر ایران آبرو برای دین کسب کردند.
*جمهوری اسلامی تحت رهبری رهبر شهید آیتالله خامنه از جنگ پرهیز میکرد. جنگ امر مقدسی نیست، دفاع امر مقدسی است. در یک جنگ اعلام نشده طولانیمدت بالاخره این زد و خوردها هست و هیچوقت نمیتوان تحلیل قطعی داد که اگر پاسخ محکمتری میدادیم لزوما به چه مسالهای منتهی میشد؛ آیا باعث عقبنشینی طرف مقابل میشد یا باز واکنش تندتری از جانب آنها اتفاق میافتاد. در این باره نمیتوان به قطعیت سخن گفت اما سوال اصلی این است که «مسوولیت این تصمیم را چه کسی میپذیرفت».
*شما میتوانید تحلیل کنید و بگویید اگر بعد از شهادت سردار سلیمانی با امریکاییها وارد درگیری نظامی تمامعیار شده بودیم بعد گرفتار جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه نمیشدیم. این یک تحلیل است. اما مسوولیت آن را که میخواست پذیرد؟ مسوولیت این را شهروندان که نمیتوانستند بپذیرند.
*کسانی که امروز میگویند با برخورد محکمتر ما گرفتار این دو جنگ نمیشدیم به این نکته اشارهای نمیکند که خود آن برخورد منتهی به جنگ میشد منتها با این تفاوت که در آن شرایط ما شروعکننده بودیم. الان در جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه ما یک حرف مهم و ادعای درست داریم که در حین دفاع به ما حمله شد بنابراین دفاع ما مقدس میشود اما وقتی ما حمله پیشدستانه انجام میدادیم دیگر ما نمیتوانستیم از عنوان دفاع استفاده کنیم. ما یک جنگ را شروع کرده بودیم و مسوولیتهای آن باید پذیرفته میشد.
*اگر ما شرایط را درست مدیریت کرده بودیم و ۱۸ و ۱۹ دیماهی رخ نمیداد حتما دشمن طمع حمله نمیکرد. همه این اگرها قابل بحث است اما به هیچ کدام نمیتوان پاسخ قطعی داد.
*بیکاری نسل جوان و کمتر تحصیل کرده چه اثری داشته است. عقدههای فروخفته از گذشته از ۷۸ و ۸۸ و بعد ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ بالاخره اتفاقاتی افتاد و منتقدین و معترضین و مخالفین فرصت به خیابان آمدن پیدا کردند؛ یا نتیجه نگرفتند یا نتیجه کمی گرفتند و این خشمها مثل آتش زیر خاکستر بود.
* یک حکومت نمیتواند با عامه و اکثریت مردم دچار شکاف شود. جمهوری اسلامی مثل کشتی نوح است. تکثر زیاد است اما نمیتوان با بخش زیادی درگیر بود. موسیقی مورد پسند مردم و جمهوری اسلامی یکی نیست.فرهنگ یکی نیست. آرمانها یکی نیست. ما باید برگردیم جمهوری اسلامی را با حفظ اصول با خواستههای اکثریت ۷۰درصد مردم سازگار کنیم. این کار را نکنیم گرفتاریم.
*وقتی کار به اینجا میرسد رخدادهای مقابل هم طبیعی است. موضوع اعتراض به گرانی، ناکارآمدی و حتی ساختار نظام به این تبدیل میشود که یک شهر را ۱۰ نقطه آتش بزنند و بخواهند مرکز صداوسیما را بگیرند. خب معلوم است نیروهای مسوول امنیت مشخصا در مقابل خشونت، خشونت خواهند داشت. این مساله باید با معترضین و حکومت حل شود؛ مردم باید جمع شوند و علیه نظام و ساختارهایش شعار دهند و حتی بگویند این نظام را نمیخواهیم اما وارد شدن در حوزهای که به یگان ویژه حمله میشود معلوم است چه اتفاقی به دنبال دارد.
*من اگر جای آقای رییسجمهور بودم در تلویزیون میرفتم و می گفتم حکومت امشب هیچ تجمعی را تحمل نمیکند؛که یکی در امریکا فراخوان بدهد و ملت را به خیابان بکشد. من به عنوان رییس دولت فرصتی را فراهم میکنم. بیایید اعتراض کنید اما اگر کسی قرار باشد به فراخوان کسی به خیابان بیاید که کمر به قتل جمهوری اسلامی بسته، معلوم است بازداشت میکنم. متاسفانه پیشبینی دقیقی در این باره نشد.
*توافق ممکن است این خشم اجتماعی باقی مانده از رخدادهای دیماه را تشدید کند. برای خشم اجتماعی باید به همان مسائلی که اشاره کردم توجه کرد و برای آنها چارهاندیشی داشت.
۲۹۲۱۸