عملیات ایران در تنگه هرمز بار دیگر اهمیت جغرافیا را نشان داد. هرچند با این عملیات، دیدگان سیاست به دریا گشاده شد، اما هنوز باب «پارادایم شیفت» سیاستگذاری کلان را نگشودهایم.
در سیاستگذاری کلان، دولت باید با شناسایی ظرفیتهای اصلی توسعه و توانمندیهای داخلی و ملاحظات آمایش سرزمین، بر دو یا سه مزیت محوری تمرکز کرده و «دومینوی توسعه» را بر آن استوار کند. یعنی یک حوزه موتور محرکه دیگر حوزهها باشد و دولت امکانات و منابع محدود خود را بر آن متمرکز کند و از پراکندهکردن منابع خود و سیاست توزیع بودجه قطرهچکانی به گسترهای پرشمار از حوزههای سیاستی اجتناب ورزد. این تصور که دولت میتواند همه کار را با هم انجام دهد، در سیاستهای توسعه اشتباه است، بلکه باید با انتخاب چند حوزه محدود و پیریزی یک نظام سلسلهمراتبی براساس آن توسعه را به پیش ببرد. وجود سواحل گسترده در جنوب و شمال کشور و ظرفیت بزرگ و دستنخورده آن، تعیینکننده اولویت سیاست دریایی کشور است. خوشبختانه اسناد توسعهای دراینباره غنی بوده و حتی تا سطح تعریف پروژهها هم انجام شده است.
اما مهم امر حکمرانی و اراده سیاسی و تمرکز حکومت بر این حوزه به صورت انحصاری است. پیش از این بارها در دولتهای گذشته تأکید کردهام که اهمیت توسعه دریایی آنچنان است که ایجاب میکند رئیسجمهور ایام درخور توجهی را در جنوب کشور و در منطقه مکران مستقر شود تا توسعه دریایی را مستقیما هدایت کند. به قول صائب «حساب موج دریا را بیابانی [خیابانی] چه میداند».
مشکل اساسی در سیاست دریایی ایران مسئله «اداره»، حکمرانی (governance) و قدرت است. اعمال اقتدار جدید ایران بر تنگه هرمز اقدامات و فرصتهای زیر را برای اعمال حکمرانی به صدر توجهات میآورد:
- تشکیل وزارت امور دریایی که بتواند موضوعات مرتبط با امور دریایی را در عالیترین سطح سیاستگذاری نمایندگی کند. تصمیمگیریهای غیرمتمرکز و نابسامان نتوانسته است هماهنگی لازم را بین چندین وزارتخانه کشور که در سطح معاونت در امور دریایی حضور دارند، پدید آورد.
- تأمین مالی توسعه دریایی نیازمند برنامههای بلندپروازانه است. تضمین سرمایههای ایرانیان در صنایع دریایی و نیز توسعه همکاری با کشورهایی که تجربه، پیشینه و شبکههای بینالمللی دریایی دارند، گام مهمی است. بازتعریف نظام اعتبارات کشور باید در همین راستا شکل گیرد.
- توسعه صنایع دریایی که شامل ساخت و تولید شناورهای گوناگون، صنایع فراساحل، سوخترسانی، تأسیسات دریایی، تعمیرات، نجات و قراضهپردازی کشتی، صنایع دفاعی، حملونقل و ترانزیت دریایی، شیلات، گردشگری، توسعه پیمانکاریها، بیمه، استاندارد و گواهینامه، تحقیقات و... است. علاوه بر این، فعالشدن این امور صنایع دیگری را در داخل کشور فعال میکند: خدمات بندری، خدمات تجارت دریایی، صنعت فولاد، حملونقل زمینی و بسیاری دیگر از این شمار است.
- توسعه پسکرانه مدنی و شهرسازی دریایی: سیاست دریایی ایران موج عظیمی از مردم را در توسعه فعال خواهد کرد. دولت باید بتواند زمینه مهاجرت بزرگ سیاستی-اقتصادی-اجتماعی را به سوی دریا فراهم کند.
17302