شاید این خصلت دولت سیزدهم بود که هر کسی دورانی را در آنجا سپری کرده، سودای ریاستجمهوری به سر داشت. چنانکه در ایام ثبتنام کاندیداهای انتخابات، یکبهیک وزرای دولت سیزدهم راهی وزارت کشور شده و خود را «انا رجل» مینامیدند و به قول معروف، زنبیل در صف انتخابات گذاشتند.
نیلوفر مولایی: میگویند هر آمدنی را رفتنی است، اما برخی زودتر از زمان مشخصشده از ادامه مسیر بازمیمانند. درگذشت شهادتگونه ابراهیم رئیسی و همراهانش در ۳۱ اردیبهشتماه سال ۱۴۰۳، از آن رفتنهایی بود که فضای سیاسی ایران تا مدتها نه باورش میکرد و نه هضم. رفتنی که در عین حال، فضای سیاسی ایران را دچار تکانههای شدیدی کرد، اما کشور از ثبات خارج نشد. با وجود آنکه در نخستین ساعات حادثه تلخ سقوط بالگرد حامل رئیس دولت سیزدهم، برخی پیشبینی بیثباتی در دولت و اداره کشور را داشتند، اما عملکرد محمد مخبر بهعنوان سرپرست ریاستجمهوری، این پیشبینی را بر هم زد.
اما اگر ۲ سال پیش، هنگامی که ابراهیم رئیسی در مسیر بازگشت به تهران بود، بالگردش بهخاطر شرایط آبوهوایی در محدوده جنگلهای ارسباران، در محدوده پیر داوود سقوط نمیکرد، انتخابات ریاستجمهوری هم در سر وقت خودش، یعنی سال ۱۴۰۴، برگزار میشد و امروز مسعود پزشکیان رئیس جدید پاستور نبود. اما شرایط هیچگاه آنطور که باید، دلخواه افراد پیش نمیرود و درگذشت ناگهانی ابراهیم رئیسی شوک بزرگی را به اردوگاه راست وارد کرد؛ بهطوری که شکاف و انشقاق میان آنان بیش از پیش در میان رسانهها آشکار شد و همین، زمینه شکست اصولگرایان را در انتخابات فراهم کرد.
سونامی کاندیداتوری در دولت سیزدهم
هنگامی که خبر درگذشت رئیسجمهور سیزدهم از تریبون صداوسیما بهصورت رسمی منتشر شد و طبق قانون اساسی و با تأیید رهبر شهید، محمد مخبر به سرپرستی ریاستجمهوری منصوب شد، اکثراً از او بهعنوان رئیسجمهور دور بعد نام میبردند و نام مخبر در میان کاندیداهای احتمالی انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳، کنار سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف شنیده میشد. اما ناگهان ورق برگشت و نهتنها مخبر کاندیدای انتخابات نشد، بلکه ۵ نفر از اعضای کابینه دولت سیزدهم با حضور در ساختمان خیابان فاطمی اعلام کاندیداتوری کردند.
شاید این خصلت دولت سیزدهم بود که هر کسی دورانی را در آنجا سپری کرده، سودای ریاستجمهوری به سر داشت. چنانکه در ایام ثبتنام کاندیداهای انتخابات، شمار قابل توجهی از وزرای دولت سیزدهم راهی وزارت کشور شده و خود را «رجل» مینامیدند و به قول معروف، زنبیل در صف انتخابات گذاشتند.
محمدمهدی اسماعیلی وزیر ارشاد، صولت مرتضوی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مهرداد بذرپاش وزیر راه و شهرسازی، داوود منظور رئیس سازمان برنامه و بودجه و امیرحسین قاضیزاده هاشمی رئیس بنیاد شهید دولت سیزدهم از جمله افرادی بودند که در آن مقطع در انتخابات ثبتنام کردند. ناگفته نماند که علیرضا زاکانی، شهردار تهران، هم از دیگر چهرههایی بود که اعلام کاندیداتوری کرد. اگرچه به لحاظ قانونی، شهردار تهران جزئی از دولت محسوب نمیشود، اما این سمت غرامت و مزدی بود که زاکانی از ابراهیم رئیسی برای حضور پوششی در انتخابات ۱۴۰۰ دریافت کرده بود. همچنین، در آن زمان سیدعلی رئیسی ساداتی، برادر رئیسجمهور فقید، هم برای ثبتنام در انتخابات راهی وزارت کشور شد، اما شرایط لازم را برای کاندیداتوری نداشت.
چه کسی صاحب گفتمان رئیسی شد؟
اما پشتپرده ثبتنام پرتعداد دولتمردان سیزدهم در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ چه بود؟ چرا آنان سودای رئیسجمهور شدن داشتند و میخواستند فاتح رقابتهای انتخاباتی باشند؟ نکته عجیب ماجرا هم این بود که آن زمان، اعضای دولت سیزدهم در نامهای به شورای نگهبان خواستار تأیید صلاحیت محمدمهدی اسماعیلی بودند؛ اقدامی که تاکنون سابقه نداشت و به نوعی شبیه دخالت دولت در امور انتخابات بود.
محمدمهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد دولت سیزدهم که خود از کاندیداهای انتخابات بود، در گفتوگویی با خبرگزاری خبرآنلاین با اشاره به این موضوع بیان کرده بود: «در دولت همگی اجماع داشتیم که آقای دکتر مخبر کاندیدا شوند. اگر ایشان میآمد، هیچکس در دولت کاندیدا نمیشد.»
او درباره علت کاندیدا نشدن مخبر اینطور بیان کرد: «من بارها از ایشان خواهش کردم. ایشان حرف مؤمنانهای میزدند که الان کشور در این شرایط است. اگر من کاندیدای ریاستجمهوری شوم، چه کسی کشور را اداره کند؟ حرف درستی بود. جمعبندی ایشان این بود که تکلیفشان این است که این دوره گذار را ادامه دهند.»
اسماعیلی ادامه داد: «یک شب شنبه همین جمع و شاید ۱۰، ۱۲ نفر از اعضای دولت و افراد نزدیک به دولت به خدمت ایشان رفتیم. از مغرب گذشته بود. گزارش دادیم. آخر سر ایشان گفت که نمیآیم. شما روی چه کسی نظر دارید؟ گفتند به آقای اسماعیلی نظر داریم که پیشنهاد نمیکنند. ایشان هم به من گفتند که خواهش میکنم اول صبح فردا ثبتنام کنید. من هم اولین نفری بودم که از دولت ثبتنام کردم.»
اما فارغ از گفتههای اسماعیلی، علت اصلی کاندیدا شدن پرتعداد اعضای کابینه دولت سیزدهم و حتی برخی از چهرههای نزدیک به او را میتوان ادامه راه گفتمان ابراهیم رئیسی دانست. به بیان دیگر، اصولگرایان حامی دولت سیزدهم به زعم خود تصور میکردند که میتوانند در این انتخابات نیز ۱۷ میلیون و ۹۲۶ هزار رأی رئیسجمهور فقید در سال ۱۴۰۰ را برای خود تکرار کنند و ادامهدهنده راه او باشند. حتی زمانی که نتایج بررسیهای شورای نگهبان و اسامی نهایی کاندیداها مشخص شد، این سؤال مطرح بود که میان امیرحسین قاضیزاده هاشمی و سعید جلیلی، چه کسی ادامهدهنده راه ابراهیم رئیسی است؟
هرچند که در این راه، جلیلی توانست با تبلیغات رسانهای و پشتیبانی افرادی چون محسن منصوری، معاون اجرایی دولت وقت، خود را ادامهدهنده گفتمان رئیسی بداند و در دور دوم انتخابات حدود ۱۳ میلیون رأی کسب کند، اما برخی از اظهار نظرها از اختلافات میان رئیسی و جلیلی حکایت داشت؛ مانند آنکه جلیلی در اولین پوستر انتخاباتیاش در خرداد ۱۴۰۳، خود را «سعید جمهور» نامید؛ در حالی که پیش از آن، عنوان «شهید جمهور» برای ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور فقید، به کار برده میشد.
«کسی که شهید رئیسی را آزار میداد، عقاید شهید رئیسی را اصلاً قبول نداشت، اخلال ایجاد میکرد، حتی وقتی به همکاری دعوت شد، همکاری را نپذیرفت، حاضر نشد از خودش بگذرد و بیاید کمک کند. الان دیگر نمیتواند بگوید که من امتداد دولت شهید رئیسی هستم. همین مطلب نشان میدهد که این وسط تقلب و عدم صداقت هست!» این جملات را اما امیرحسین قاضیزاده هاشمی در یک نشست مطبوعاتی خود در ایام انتخابات مطرح کرد. هرچند اسمی آورده نشد، اما مخاطب این جملات مشخص بود و برای همه اظهرمنالشمس بود که روی سخن به سعید جلیلی است.
غلامحسین اسماعیلی، رئیس دفتر رئیسجمهور فقید، هم با بیان اینکه شاید جلیلی به کمتر از ریاستجمهوری قانع نبودند، به خبرگزاری خبرآنلاین گفته بود: «آقای رئیسی ایشان را دعوت به همکاری کردند، ولی نه در معاونت اول. اولاً رویه شهید رئیسی این بود که میگفتند با دولت همکاری کنید. یک ارزیابی عمومی داشتند. در دعوت به همکاری مطلق با دولت، موضع آقای جلیلی این بود که در بیرون دولت هر کاری از من ساخته باشد انجام میدهم، ولی وارد مناصب دولتی نمیشوم.»
با این حال، علیرغم تلاشهایی که اعضای دولت سیزدهم در ستادهای انتخاباتی داشتند، نتوانستند ادامهدهنده گفتمان ابراهیم رئیسی در انتخابات باشند و حتی حمایت از جلیلی در دور دوم انتخابات هم نتوانست سبب پیروزی او شود. شکستی که فارغ از کوتاه شدن دست اصولگرایان از پاستور، شکست گفتمانی بود که آنان بر تداوم آن تاکید داشتند.
۲۹۲۱۵