جامعه
چهل روز سوگ، فقط یک عدد نیست. سوگ وقتی جمعی می‌شود، به بافت روانی یک جامعه نفوذ می‌کند. خشم، بی‌خوابی، بی‌قراری و احساس بی‌عدالتی طبیعی است. هیچ‌کس حق ندارد به مردم بگوید «فراموش کنید» یا «عادی باشید».

اما علم روان‌شناسی یک نکته مهم را روشن کرده است: سوگِ سالم با ادامه‌ی زندگی در تضاد نیست.

پژوهش‌های حوزه «تاب‌آوری جمعی» نشان می‌دهد جوامعی که پس از فاجعه، آیین‌های روزمره را حفظ می‌کنند—کار، مدرسه، خندیدن، تولید، هنر، ورزش—در واقع حافظ حافظه‌ی قربانیان هستند، نه خیانت‌کار به آن‌ها. در آلمان پس از جنگ جهانی دوم، ژاپن پس از هیروشیما، و حتی در رواندا پس از نسل‌کشی، بازگشت تدریجی به زندگی عادی، بخشی از فرآیند درمان ملی بود. آن‌ها یاد گرفتند که سوگ را به هویت تبدیل نکنند؛ آن را به مسئولیت تبدیل کردند.

ادامه دادن زندگی، به معنای پاک کردن خون جوانان نیست.

به معنای این است که اجازه ندهیم مرگ، تنها روایت آینده باشد.

تحقیقات مربوط به «امید» (نظریه Snyder) نشان می‌دهد که امید یک احساس ساده نیست؛ یک سازوکار روانی است که از دو عنصر ساخته می‌شود:

داشتن هدف

باور به امکان حرکت به سوی آن

وقتی فضای عمومی فقط از خشم و سوگ پر شود، عنصر دوم از بین می‌رود. نسل جوان احساس می‌کند هیچ راهی وجود ندارد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که فرسایش روانی آغاز می‌شود.

کودکان و نوجوانان ما اکنون در معرض حجم عظیمی از تصاویر و روایت‌های تلخ‌اند. پژوهش‌های مربوط به «استرس سمی» در کودکان نشان داده است که مواجهه طولانی با اضطراب جمعی می‌تواند بر رشد شناختی، تنظیم هیجان و حتی سلامت جسمی آن‌ها اثر بگذارد. آن‌ها توان تحلیل سیاسی ندارند؛ فقط ترس را جذب می‌کنند.

اگر ما تصویر آینده را فقط تاریک نشان دهیم، آن‌ها آینده‌ای برای ماندن نمی‌بینند.

شاد بودن در چنین شرایطی، یک تصمیم اخلاقی است.

نه شادمانی سطحی و بی‌مسئولیت، بلکه شادمانیِ مقاومتی.

خندیدن، کار کردن، ساختن، هنر خلق کردن، جشن‌های کوچک گرفتن—این‌ها اعلام این است که زندگی هنوز ارزشمند است.

سوگ باید دیده شود.

دادخواهی باید پیگیری شود.

نقد باید ادامه یابد.

اما زندگی هم باید ادامه پیدا کند.

نسل جوان نیاز دارد بداند که ما فقط برای اعتراض زنده نیستیم؛ برای ساختن هم زنده‌ایم. اگر امید خاموش شود، جامعه پیش از هر تهدید بیرونی از درون تهی می‌شود.

ادامه دادن زندگی، در حقیقت نوعی وفاداری به جان‌های از دست‌رفته است؛

یعنی ما اجازه نمی‌دهیم مرگ، آینده را مصادره کند.

*روانشناس

۴۷۲۳۲

منبع خبر: خبرآنلاین