۲۳ساله هستم. ۲ سال است ازدواج کردم. شوهرم خیلی لجباز است و میگوید در زندگی، حرف، حرف من است. اصلا از من نظرخواهی نمیکند. احساس میکنم کنار او تحقیر میشوم. دیگر تحمل ندارم. چه کنم؟
به گزارش خبرآنلاین روزنامه خراسان در پاسخ این مخاطب خود نوشته است: کاملاً درک میکنیم چقدر این وضعیت سخت و آزاردهنده است. حس اینکه کنار همسرت تحقیر میشوی و نظرت هیچ ارزشی ندارد. زندگی مشترک باید بر پایه احترام متقابل باشد و این حسکه «حرف، حرف من است» و نظر طرف مقابل نادیده گرفته شود، خیلی آسیبزننده است.
قبل از هر چیزی، مهم است که بدانی حس تحقیر شدن، طبیعی است و حق داری که دنبال راه حل باشی. به چند نکته توجه کن:
درک ریشه لجبازی (بدون توجیه کردن)
لجبازی همسر شما میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. البته این به معنی توجیه کار او نیست، اما آگاهی میتواند دید بهتری به تو بدهد:
نیاز به کنترل | شاید احساس میکند با کنترل کردن اوضاع، احساس امنیت بیشتری دارد.
الگوهای تربیتی| شاید در خانواده خودش هم این سبک ارتباطی رایج بوده.
نداشتن مهارت در حل اختلاف| بلد نیست چطور بدون لجبازی به توافق برسد.
ترس از دست دادن قدرت| فکر میکند اگر کوتاه بیاید، قدرتش را از دست میدهد.
چه کارهایی میتوانی انجام بدهی؟
۱- تغییر در ارتباط کلامی
انتخاب زمان مناسب برای صحبت| سعی کن وقتی هر دو آرام هستید و وقت کافی دارید، درباره مسائل مهم صحبت کنی. موقع خستگی، عصبانیت یا عجله اصلاً مناسب نیست.
«من» به جای «تو»| به جای اینکه بگویی «تو هیچ وقت نظر من را نمیپرسی» یا «تو خیلی لجبازی»، بگو: «من احساس میکنم نظرم شنیده نمیشود و این من را ناراحت میکند.»
توضیح احساسات، نه سرزنش| به جای اینکه مستقیماً به شخصیت او حمله کنی، روی احساسی که رفتار او در تو ایجاد میکند، تمرکز کن. مثلاً: «وقتی این طور میگویی، من احساس میکنم نظرم ارزشی ندارد و این باعث میشود احساس تحقیر شدن کنم.»
درخواست شفاف برای مشارکت| درباره موضوعات مشخص، مستقیماً بپرس: «درباره این سفر، تو چه فکر میکنی؟ دوست دارم نظرت را بدانم.»
سکوت هوشمندانه | اگر میبینی بحث به لجبازی کشیده میشود و همسرت آماده شنیدن نیست، شاید لازم باشد موقتاً بحث را متوقف کنی و بعداً در فرصتی مناسبتر ادامه بدهی: «الان حس میکنم نمیتوانیم درست صحبت کنیم، بیا بعداً که آرامتر بودیم درباره اش حرف بزنیم.»
۲ - تقویت خودت و استقلال احساسی
تمرکز بر نقاط قوت خودت| به یاد بیاور که چه ویژگیهای خوبی داری، چه موفقیتهایی در زندگی داشتی (حتی کوچک) و چه چیزهایی بلدی. اینها هویت مستقل تو هستند و به کسی وابسته نیستند.
داشتن دنیای شخصی| برای خودت سرگرمی، دوستان و فعالیتهای مستقل داشته باش. چون کمک میکند تا تمام هویتت به رابطهات با همسرت گره نخورد و ارزش خودت را مستقل از او بدانی.
اهمیت دادن به نظر خودت| حتی اگر همسرت نظر تو را نمیپذیرد، تو برای خودت ارزش قائل باش. نظرات، عقاید و احساساتت برای خودت مهم است.
۳ - تعیین حد و مرز
این بخش خیلی مهم است و شاید سختترین قسمت باشد. باید به همسرت نشان دهی که بعضی رفتارها دیگر قابل قبول نیست.
موضوعات غیرقابل مذاکره| مشخص کن در چه مواردی کوتاه نمیآیی (مثلاً درباره مسائل مالی مشترک، تربیت فرزند یا تصمیمات خیلی مهم زندگی).
نتیجه عبور از حد و مرز| به آرامی و بدون تهدید، به همسرت بگو که اگر این رفتار ادامه پیدا کند، چه پیامدهایی خواهد داشت. مثلاً: «اگر قرار باشه همیشه تو تصمیم بگیری، من دیگه درباره مسائل مهم صحبت نمیکنم و اجازه میدم خودت تصمیم بگیری.» یا «من برای تصمیمگیریهای مهم زندگی مشترک، نیاز دارم که نظرم شنیده بشه. اگر این اتفاق نیفته، احساس میکنم این زندگی مشترک به شکل درست پیش نمیره.»