به بهانه انتشار بیانیه انجمن جامعهشناسی ایران در مطالبهگری دسترسی برابر به اینترنت، رئیس انجمن جامعه شناسی ایران در یادداشتی بر اهمیت اینترنت بهعنوان زیرساختی حیاتی در آموزش، پژوهش، کسبوکار و زندگی اجتماعی تأکید کرد و هشدار داد که قطع یا محدودسازی آن پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و نابرابریهای عمیق ایجاد میکند. همچنین دسترسی گزینشی به اینترنت، بهویژه برای گروههای خاص، میتواند تبعیض و شکاف اجتماعی را تشدید کند.
در جهان امروز، اینترنت به یکی از بنیادیترین زیرساختهای زندگی علمی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه معاصر بدل شده است. بسیاری از افراد جامعه اعم از متخصصان و عموم مردم در زندگی روزمره ناگزیر از کسب مهارتهای رسانهای و استفاده از امکانات اینترنت هستند. در واقع، زیستن در دنیای امروز بدون بهرهمندی از دسترسی پایدار به اینترنت، به معنای حذف شدن از بخش بزرگی از جریانهای علمی، فرهنگی و اقتصادی است.
در حوزهی آموزش، اینترنت فرصتهایی بیسابقه در اختیار دانشجویان و پژوهشگران قرار داده است. کتابخانههای دیجیتال، دورههای آموزشی برخط و پلتفرمهای یادگیری مجازی، امکان برخورداری از منابع علمی متنوع و بهروز را حتی برای افراد ساکن در مناطق دورافتاده فراهم میکند. به این ترتیب، آموزش و دانش دیگر محدود به دیوارهای دانشگاه یا کتابخانههای فیزیکی نیست، بلکه به شبکهای جهانی از یادگیری پیوسته تبدیل شده است. در سطح پژوهش علمی نیز، وابستگی به اینترنت بیش از هر زمان دیگری آشکار است. پژوهشگران برای جستوجوی دادهها، تبادل ایدهها، همکاریهای بینالمللی و انتشار نتایج تحقیقات خود، نیازمند ارتباط مداوم و بدون اختلال با شبکه جهانی دانش هستند. قطع یا کندی اینترنت نهتنها مانع جریان آزاد اطلاعات میشود، بلکه استقلال علمی و جایگاه بینالمللی پژوهشگران را نیز تضعیف میکند.از سوی دیگر، اینترنت بستر شکلگیری بسیاری از مشاغل نوین است و نقش مهمی در ایجاد فرصتهای برابر در بازار کار ایفا میکند.
کسبوکارهای کوچک و متوسط از طریق حضور در فضای دیجیتال میتوانند مشتریان خود را بیابند، محصولاتشان را معرفی کنند و شبکههای حرفهای خود را گسترش دهند. بسیاری از مشاغل خدماتی، آموزشی، فرهنگی و فناورانه به حضور فعال در فضای آنلاین وابستهاند. برای شمار زیادی از جوانان تحصیلکرده، اینترنت نهتنها ابزار ارتباط، بلکه زیرساخت اصلی خلاقیت، کار و هویت حرفهای است.
با این همه، در برهههایی شاهد قطع یا محدودیت ناگهانی اینترنت به بهانههای مختلف بودهایم. این امر، پیامدهایی فراتر از اختلال فنی بهدنبال دارد. از منظر جامعهشناختی، قطع اینترنت شکافی عمیق میان مردم و نهادهای تصمیمگیر ایجاد میکند و احساس «بیپناهی نهادی» را در جامعه تشدید میسازد. نارضایتی عمومی از این وضعیت، ناشی از درک این واقعیت است که در شرایط بحرانی، زندگی روزمره مردم، ارتباطات، آموزش، کسبوکار و حتی احساس تعلق اجتماعی ناگهان مختل میشود، بیآنکه پاسخگویی روشنی وجود داشته باشد. لطمه به بازار کار دیجیتال از مهمترین تبعات اقتصادی این وضعیت است. بسیاری از کسبوکارهای آنلاین، فریلنسرها و شرکتهای نوپا ــ بهویژه آنهایی که جوانان و زنان در آن فعالاند ــ با هر قطعی اینترنت دچار زیان مستقیم میشوند. برای زنان، که از طریق مشاغل خانگی آنلاین یا آموزش مجازی توانستهاند در بازار کار حضور پیدا کنند، قطع اینترنت به معنای از دست رفتن استقلال مالی، عزتنفس و بازگشت به انزواست. برای جوانان نیز، که سرمایهی اصلیشان ارتباط و خلاقیت دیجیتال است، این اختلالها باعث ناامیدی، مهاجرت شغلی و خروج سرمایه انسانی از کشور میشود.
در کنار مسئله قطع یا محدودسازی اینترنت، طرح برخی راهحلهای جایگزین مانند «اینترنت طبقاتی» یا دسترسیهای موسوم به «اینترنت ویژه» نیز نگرانیهای جدی اجتماعی به همراه دارد. چنین الگوهایی عملاً دسترسی به یکی از مهمترین زیرساختهای دانشی و اقتصادی عصر حاضر را به امتیازی برای گروههای خاص تبدیل میکند. در حالی که اینترنت در جهان امروز به مثابه یک کالای عمومی و بخشی از حقوق شهروندی تلقی میشود، تفکیک دسترسی میان گروههای مختلف اجتماعی میتواند شکافهای موجود در جامعه را عمیقتر کند و احساس تبعیض را در میان شهروندان افزایش دهد. وقتی برخی گروهها به منابع گستردهتر علمی، آموزشی و ارتباطی دسترسی دارند و دیگران از آن محروم میشوند، نابرابری در فرصتهای آموزشی، شغلی و حرفهای نیز به شکل ساختاری بازتولید خواهد شد.از منظر جامعهشناختی، ایجاد چنین سازوکارهایی میتواند زمینهساز شکلگیری انواع رانت و فساد اداری نیز باشد. هرجا دسترسی به یک منبع مهم به صورت گزینشی و امتیازی توزیع شود، احتمال شکلگیری شبکههای غیرشفاف برای کسب این امتیاز افزایش مییابد و نهایتاً به بازتولید نابرابری و تشدید خشم عمومی منتهی میشود. پیامد طبیعی این وضعیت نیز افزایش نارضایتی عمومی و تشدید احساس بیعدالتی در جامعه است؛ احساسی که بهویژه در میان جوانان تحصیلکرده، که اینترنت را ابزار اصلی کار، یادگیری و ارتباط با جهان میدانند، میتواند به سرخوردگی اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود.
*رییس انجمن جامعهشناسی ایران