اگر قرار است ایالات متحده و ایران از یک جنگ منطقهای اجتناب کنند، هر دو طرف باید در مذاکرات امروز سهشنبه ژنو امتیاز دادن را آغاز کرده و همچنین با سبکهای بسیار متفاوت چانهزنی یکدیگر کنار بیایند.
به گزارش خبرآنلاین، پاتریک وینتور، دبیر سرویس دیپلماسی روزنامه گاردین درباره مذاکرات امروز ایران و آمریکا در ژنو نوشت:
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با سابقهای نزدیک به ۱۵ سال در مذاکرات هستهای، دیپلماتی است که تقریباً تمام عمر کاری خود را در این مسیر گذرانده است. او کتابی درباره هنر مذاکره نوشته که در آن اسرار حرفه دیپلماسی ایرانی را فاش میکند: حرکات فریبنده، صبر و چهرههای بدون ابراز احساسات.
عراقچی دارای مدرک کارشناسی از دانشکده روابط بینالملل ایران، کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه آزاد اسلامی و دکترای اندیشه سیاسی از دانشگاه کنت در بریتانیا است. در مقابل، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، پیش از آنکه ثروت خود را در حوزه املاک و مستغلات به دست آورد، در دانشگاه هافسترا در لانگ آیلندِ نیویورک حقوق خوانده است.
در حالی که عراقچی — که نسبت به سلف مشهورش جواد ظریف، چهرهای بسیار وفادارتر به اجماع داخلی در سیاست ایران محسوب میشود — پارامترهای پیشنهادی ایران را در مشورتهای بیپایان با تمامی ارکان حکومت از جمله آیتالله سید علی خامنهای، رهبر معظم ایران، برنامهریزی کرده است، ویتکاف بر اساس دستورالعملهای متغیری عمل میکند که تنها توسط یک نفر (ترامپ) طراحی میشود.
ترامپ دیپلماسی را شاخهای از «کشتی کج» میبیند؛ اما وزارت امور خارجه ایران آن را شاخهای از شطرنج و تقریباً یک فرم هنری میداند. در واقع، برای کسانی در آمریکا که مدعیاند ایران عاشق وقتکشی و طولانی کردن مذاکرات است، کتاب عراقچی با عنوان «قدرت مذاکره»، شواهدی در تایید این ادعا ارائه میدهد.
او مینویسد: «اصل اصلی چانهزنی، تمرین است: تکرار، تکرار و تکرار — همراه با استواری و پافشاری. پافشاری بر مواضع و تکرار خواستهها ضرورتی است که هر بار باید با ادبیات و استدلالهای متفاوت انجام شود.»
او که در خانوادهای بازرگان متولد شده (پدربزرگش تاجر فرش بود)، استدلال میکند که دیپلماسی ایرانی بازتابی از بازارهای کشور است: «سبک مذاکره ایرانی در جهان عموماً به عنوان "سبک بازاری" شناخته میشود که به معنای چانهزنی مستمر و خستگیناپذیر است. این کار مستلزم زمان و انرژی زیادی است و هر کس که زود خسته و کسل شود، بازنده خواهد بود.»
از منظر تئوریک، او در این کتاب — که در سال ۲۰۲۴ و در زمان دوری از مسئولیت نوشته شده — استدلال میکند که وقتی یک مذاکرهکننده وارد اتاق میشود، قدرت واقعی او به میزان انسجام ملی در داخل و قدرت نظامی کشورش بستگی دارد. او معتقد است اگر حداقلِ توازن قوا با حریف وجود نداشته باشد، بهتر است از مذاکره خودداری کرد تا زمانی که تعادل برقرار شود؛ کاری که ایران پس از بمباران سایتهای هستهایاش در ژوئن سال گذشته انجام داد.
با این حال، تمایل ایرانیها به گفتن «بله، اما...» میتواند بسیار پیش برود. مشهور است که عراقچی یک بار وندی شرمن، همتای آمریکایی خود را به گریه انداخت — چیزی که خودش از آن ابراز تأسف کرده است.
عراقچی که تاکنون شش دور مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم در دو مرحله با ویتکاف داشته، همچنین فاش میکند که مبهم باقی ماندن چقدر حیاتی است: «چهره یک دیپلمات ماهر نفوذناپذیر است و گرفتن هرگونه احساسی از آن غیرممکن است. توانایی کنترل ابراز احساسات در چهره آسان نیست و نیاز به کار و تمرین مداوم دارد.»
او معتقد است فراهم کردن راه خروجی آبرومندانه برای حریف، جزء جداییناپذیر دیپلماسی است و آن را «پل طلایی» مینامد؛ اصطلاحی که از چین وام گرفته است (عراقچی چهار سال سفیر ایران در ژاپن بوده است). این نشان میدهد که اگر ترامپ در نهایت نسخهای از توافق هستهای ۲۰۱۵ را که در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شده بود بپذیرد، عراقچی رویکرد پیروزمندانه اتخاذ نخواهد کرد. او مینویسد: «دیپلماسی بازیای نیست که لزوماً باید در آن برنده شوید، بلکه فرآیندی است که در آن لزوماً باید طرف مقابل را درک کنید.»
عراقچی که دو بار ازدواج کرده و پنج فرزند دارد، از کهنهسربازان جنگ ایران و عراق است و برخلاف سلف خود، ظریف که از قدرت نیروهای نخبه انتقاد میکرد، روابط نزدیکی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) دارد.
الی گرانمایه از شورای روابط خارجی اروپا میگوید: «عراقچی برای بقا، بسیار تکنوکراتتر و محتاطتر روی لبه تیغ حرکت میکند. ظریف سیاسیتر و صریحتر بود و تمایل داشت مرزهای آنچه را که برای نظام قابل هضم بود، بیازماید.» در واقع، برخی تصور میکردند که محافظهکاران ایرانی عراقچی را در مذاکرات هستهای با واشینگتن قرار دادند تا به عنوان وزنه تعادلی در برابر ظریف عمل کند.
گرانمایه انتظار دارد که ایالات متحده خواستههای صریحی مبنی بر رقیق کردن یا حذف ذخایر اورانیوم غنیشده ایران مطرح کند، اما چنین گام بازگشتناپذیری از سوی ایران مستلزم گامهای بازگشتناپذیر موازی از سوی ایالات متحده، مانند آزادسازی داراییهای کلان بلوکه شده ایران در خارج از کشور است.
مجال برای مصالحه در مورد غنیسازی بر این اساس وجود دارد که بمباران سایتهای هستهای، غنیسازی را برای ۳ تا ۵ سال غیرممکن کرده است. اما این امر مستلزم بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای بازدید از سایتهای بمباران شده است؛ موضوعی که احتمالاً در مرکز گفتگوهای روز دوشنبه بین عراقچی و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس قرار داشت.
خارج از جنبههای هستهای توافق، گرانمایه میگوید: «در این دنیای ترامپی، انتظار نداشته باشید هر توافقی روی کاغذ نوشته شود. ممکن است مجموعهای از تفاهمهای غیرقابل راستیآزمایی، از جمله پیمان عدم تجاوز بین ایران و ایالات متحده و متحدانش وجود داشته باشد.»
علی انصاری، استاد تاریخ مدرن در دانشگاه سنت اندروز، گفت که ایران ممکن است امتیازاتی بدهد تا «گفتگوها را ادامه دهد، اما ترامپ در حال حاضر به هر حال عجلهای ندارد.»
ورود شرکتهای نفتی ایالات متحده — یک امتیاز اقتصادی که مطرح شده است — تغییر قابل توجهی در دکترین انقلابی ضد آمریکایی ایران خواهد بود. در هر صورت، عراقچی میداند که نتیجه هر چه باشد، با انتقادات داخلی روبرو خواهد شد.
عراقچی یک بار خاطرهای را نقل کرد که پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۳، با ظریف در آسانسور محل اقامت روحانی ملاقات کرد. در آن زمان، ظریف هنوز پیشنهاد روحانی برای خدمت به عنوان وزیر امور خارجه را نپذیرفته بود. عراقچی دلیلش را پرسید و ظریف پاسخ داد: «در نهایت، از ما ایراد خواهند گرفت و ما قربانی خواهیم شد.»
315