حالت امپراتورمآبانه ترامپ، شوخیها و حرفهای بیخیالانه او و تصمیمهای خودمحورانهاش (از جمله حمایت از کن پکستون که اکنون نامزد جمهوریخواهان در رقابت بسیار حساس سنای آمریکا در تگزاس است و آسیبپذیری زیادی دارد) این تصور کاذب را ایجاد میکند که با رئیسجمهوری روبهرو هستیم که اعتمادبهنفسی تزلزلناپذیر دارد و از قضاوت قریبالوقوع رأیدهندگان کاملاً آسودهخاطر است.
خبرآنلاین-ترجمه از نیویورک تایمز- مترجم مهسا مژدهی: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که همیشه اهل نمایش بوده، این روزها نقش آدمی را بازی میکند که هیچ چیز برایش اهمیتی ندارد.
انتخابات کنگره در روز سهشنبه، سوم نوامبر؟ به گفته خودش، این انتخابات آخرین چیزی است که ممکن است فکر او را مشغول کند.
حیف که ترامپ دو قرن و نیم پیش در فرانسه زندگی نمیکرد. او و ماری آنتوانت احتمالا خیلی خوب با هم کنار میآمدنداو هفته گذشته در جلسه هیئت دولت گفت: برای من اهمیتی ندارد که در انتخابات میاندورهای چه اتفاقی میافتد.
دموکراتها از این حرف سرمست شدند. مفسران سیاسی هم با شگفتی واکنش نشان دادند؛ انگار داشتند نوعی هاراکیری سیاسی را تماشا میکردند. قیمت سرسامآور بنزین؟ حدود دو هفته پیش او در حالی که درباره سالن رقص مجلل جدیدی که در تلاش برای ساختنش است با افتخار صحبت میکرد، درد و فشار اقتصادی آمریکاییهای کمدرآمد را ناچیز جلوه داد و گفت: اینها پول خرد است.
حیف که ترامپ دو قرن و نیم پیش در فرانسه زندگی نمیکرد. او و ماری آنتوانت احتمالا خیلی خوب با هم کنار میآمدند.
حالت امپراتورمآبانه ترامپ، شوخیها و حرفهای بیخیالانه او و تصمیمهای خودمحورانهاش(از جمله حمایت از کن پکستون که اکنون نامزد جمهوریخواهان در رقابت بسیار حساس سنای آمریکا در تگزاس است و آسیبپذیری زیادی دارد ) این تصور را ایجاد میکند که با رئیسجمهوری روبهرو هستیم که اعتمادبهنفسی تزلزلناپذیر دارد و از قضاوت قریبالوقوع رأیدهندگان کاملاً آسودهخاطر است.
فریب نخورید: ترامپ به شدت نگران انتخابات است
پیروزی سریع او در ونزوئلا آنقدر هیجانزدهاش کرده و اعتمادبهنفسش را بالا برده بود که احساس نمیکرد نیازی به برنامهریزی و آمادهسازی گسترده برای پیروزی بزرگ بعدیاش داشته باشد.اما فریب نخورید. ممکن است او بیش از حد متکبر و منزوی باشد و به آن اندازهای که شایسته است، نگران به نظر نرسد، اما دلایل مشخصی برای این بیخیالی ظاهری او وجود دارد. ضمن اینکه استثناهای فراوانی هم در رفتار او دیده میشود.
واضحترین نشانه علاقه شدید او به انتخابات میاندورهای، تلاش گستردهاش برای چیدن زمین بازی به نفع جمهوریخواهان است.
موج تغییر مرز حوزههای انتخاباتی به سود جمهوریخواهان در ماههای اخیر (از جمله در تگزاس، کارولینای شمالی، فلوریدا و ایالتهای دیگر) به طور طبیعی و خودجوش رخ نداد؛ اینگونه نبود که جمهوریخواهان ایالتی از او بخواهند از چنین اقدامی حمایت کند.
این ترامپ بود که به آنها دستور داد چنین کاری انجام دهند. در واقع، او آنها را تحت فشار قرار داد و هرگونه سرپیچی را نیز بهشدت مجازات کرد؛ موضوعی که جمهوریخواهان ایالت ایندیانا که اخیراً در انتخابات مقدماتی مقابل نامزدهای مورد حمایت ترامپ شکست خوردند، بهخوبی میتوانند درباره آن شهادت دهند.
موفقیت این کارزار ارعاب هیچ ارتباطی با انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ یا رقابتهای سنای امسال ندارد.
تمام ماجرا بر سر مجلس نمایندگان است؛ همان نهادی که بیش از هر بخش دیگری تحت تأثیر نوسانات معمول انتخابات میاندورهای قرار میگیرد و همان جایی که دموکراتها احتمالاً بیشترین شانس را برای بازپسگیری اکثریت دارند.
اگر این مسئله ترامپ را نگران یا حتی وحشتزده نمیکرد، پس این همه تهدید و هیاهو برای چه بود؟
و چرا او با این شدت بر وضع قوانین جدید رأیگیری در سراسر کشور اصرار دارد؟
این هم به انتخابات ۲۰۲۸ مربوط نمیشود؛ انتخاباتی که در آن، ناتوانی او از نامزدی دوباره برای ریاستجمهوری (خدا را شکر) باعث میشود انگیزه شخصی کمتری برای چنین محدودیتهایی داشته باشد. این موضوع به انتخابات میاندورهای مربوط است.
او مدام جمهوریخواهان کنگره را تحت فشار گذاشته تا قانونی را تصویب کنند که از جمله رأیگیری پستی را محدود کند و از افرادی که میخواهند برای رأی دادن ثبتنام کنند، مدرک شهروندی بخواهد. او و متحدانش آشکارا معتقدند که این تغییرات بیش از آنکه آرای جمهوریخواهان را کاهش دهد، به کاهش آرای دموکراتها منجر خواهد شد.
ترامپ حتما میداند که احتمال تصویب این قانون در سنا بسیار اندک است؛ قانونی که مجلس نمایندگان آن را با اختلافی ناچیز تصویب کرد. اما تأکید اغراقآمیز او بر ضرورت چنین قانونی، در خدمت محبوبترین افسانه سیاسی اوست: اینکه دموکراتها انتخابات را میدزدند و بنابراین جمهوریخواهان باید برای دفاع از خود و کشور، اقدامات فوقالعادهای انجام دهند.
انرژی پایانناپذیری که او صرف این ادعاهای بیاساس میکند، بازتاب اضطراب انکارناپذیر او نسبت به انتخابات میاندورهای است. او از همین حالا در حال بیاعتبار کردن و به چالش کشیدن هر نتیجهای است که او را رد یا محکوم کند.
مدیریت خسارت بعد از تصمیمهای هیجان
اگر قرار باشد در استفاده از قدرتش تردید کند، داشتن این همه قدرت چه فایدهای دارد؟برخی ناظران سیاسی به نامحبوب بودن جنگ ایران و ناتوانی ترامپ در جلب حمایت افکار عمومی از آن پیش از آغاز نخستین حملات به عنوان نشانهای استناد کردهاند که او به اندازه کافی متوجه اهمیت انتخابات میاندورهای نیست.
اما در برابر این استدلال، پاسخ روشنی وجود دارد:
پیروزی سریع او در ونزوئلا آنقدر هیجانزدهاش کرده و اعتمادبهنفسش را بالا برده بود که احساس نمیکرد نیازی به برنامهریزی و آمادهسازی گسترده برای پیروزی بزرگ بعدیاش داشته باشد.
هواپیماهای آمریکایی وارد عمل میشدند، به سرعت مأموریت را انجام میدادند و به خانه بازمیگشتند؛ درست به موقع برای برگزاری رژههای پیروزی.
بر اساس همه نشانهها، ترامپ تصمیم نگرفته بود که خطر بسته شدن تنگه هرمز و افزایش متعاقب هزینه سوخت برای آمریکاییها را بپذیرد.
او فقط چنین احتمالاتی را پیشبینی نکرده بود.
و حالا که از آمادگی خود برای پرداخت هر هزینه سیاسی لازم به منظور از میان بردن تهدید هستهای ایران سخن میگوید، این رفتار نشانه رهبری بلندنگر، فداکارانه و مبتنی بر اصول نیست. (اصلاً مگر ترامپ را نمیشناسید؟)
این مدیریت خسارت است. «برایم مهم نیست انتخابات میاندورهای چه میشود» همان حرفی است که وقتی احتمال میدهی اوضاع را خراب کرده باشی بر زبان میآوری و میکوشی بیکفایتی را به شجاعت تبدیل کنی.
بسیاری از آنها در سال ۲۰۱۶ میگفتند او نمیتواند پیروز شود، اما پیروز شد. بسیاری دیگر میگفتند در سال ۲۰۲۴ نمیتواند بازگردد، اما بازگشت و خلاف آن را ثابت کرد. اگر حالا همان افراد میگویند ایران وزنهای سنگین بر گردن اوست، شاید از نگاه خودش این موضوع برعکس، نوعی امتیاز و نشانه افتخار باشد و هوادارانش هم همچنان کنار او ماندهاندعلاوه بر این، ترامپ و اطرافیانش به طور کامل نظرسنجیها را قبول ندارند؛ نظرسنجیهایی که در گذشته بارها قدرت او را دستکم گرفتهاند.
او تصور میکند بهتر از کارشناسان و منتقدان میداند.
بسیاری از آنها در سال ۲۰۱۶ میگفتند او نمیتواند پیروز شود، اما پیروز شد. بسیاری دیگر میگفتند در سال ۲۰۲۴ نمیتواند بازگردد، اما بازگشت و خلاف آن را ثابت کرد. اگر حالا همان افراد میگویند ایران وزنهای سنگین بر گردن اوست، شاید از نگاه خودش این موضوع برعکس، نوعی امتیاز و نشانه افتخار باشد و هوادارانش هم همچنان کنار او ماندهاند.
این درسی است که او از محکومیت کیفریاش گرفت؛ محکومیتی که حتی ذرهای سرعت او را کم نکرد؛ همچنین از این واقعیت که طرفدارانش بیادبی او را «اصالت»، بیرحمی او را «جسارت» و سوءاستفادههایش را «نبوغ کارآفرینانه» تعبیر میکنند.
از یک سو، منطقیتر این بود که او تا پس از انتخابات میاندورهای صبر کند و بعد اصرار داشته باشد که از هرگونه حسابرسی مالیاتی مصون بماند و وزارت دادگستری ۱.۷۷۶ میلیارد دلار از پول مالیاتدهندگان را به صندوقی اختصاص دهد که بتواند از طریق آن به وفادارانش پاداش بدهد.
اما از سوی دیگر، تمسخر دیرینه او نسبت به اصول اخلاقی تقریباً هیچ هزینهای برایش نداشته است؛ پس چرا هر زمان که بخواهد، هر کاری که دلش میخواهد انجام ندهد؟
در هر حال، این دقیقاً همان چیزی است که او ترجیح میدهد. اصلاً اگر قرار باشد در استفاده از قدرتش تردید کند، داشتن این همه قدرت چه فایدهای دارد؟
کمک کردن به پیروزی کن پکستون این هدف را بهتر از حمایت از رقیب او در انتخابات مقدماتی، سناتور جان کورنین، تأمین میکرد. این اقدام توجه بیشتری جلب کرد، جنجال بیشتری به پا کرد و همه را درباره میزان نفوذ ترامپ در میان پایگاه رأی خود به حرف واداشت.
او نسبت به توصیه کسانی که کورنین را گزینهای امنتر میدانستند ناشنوا نبود. اما میل او به درهم شکستن انتظارات و غریزهاش برای دردسرسازی بلندتر از آن صداها سخن میگفت.
او راهی را انتخاب کرد که هم شرورانهتر بود و هم بیشتر به بزرگ کردن خودش کمک میکرد. معمولاً هم همین کار را میکند. ترامپ در گردهمایی جمهوریخواهان در آغاز سال جاری به قانونگذاران حزب خود اذعان کرده بود که: اغلب وقتی ریاستجمهوری را میبرید، انتخابات میاندورهای را میبازید.
همین اتفاق در دوره اول ریاستجمهوری او نیز رخ داد. او به آنها گفت: باید در انتخابات میاندورهای پیروز شوید، چون اگر پیروز نشویم، اوضاع طوری میشود که... منظورم این است که آنها بهانهای پیدا میکنند تا مرا استیضاح کنند. من استیضاح خواهم شد.
این حرف شبیه انکار واقعیت نیست. شبیه نگرانی است.
و اگرچه پنج ماهی که از آن زمان گذشته ممکن است تمرکز ترامپ را کمرنگ کرده باشد و او را بیش از همیشه از واقعیت دور کرده باشد، اما هنوز او را بیهوش نکرده است.
زیر تمام آن لافزنیها و آرایش، او عرق میریزد.
۳۱۲/۴۲