بین المللی
شکاف عمیق میان سناتورهای جمهوری‌خواه و حلقه نزدیک ترامپ، چگونه بر روابط تجاری و اقتصاد خارجی ایران تأثیر خواهد گذاشت؟ آیا می‌تواند فضایی برای چانه‌زنی بهتر ایجاد کند یا برعکس، هر امکانی را به ابزاری موقتی و پرریسک تبدیل خواهد کرد؟

خبرآنلاین - رسول سلیمی: اگرچه سنای آمریکا دهه‌ها سیاست خارجی این کشور را با صدایی واحد، از «فشار حداکثری» بر ایران سخن می‌گفت اما این روزها ناهماهنگی‌ میان اعضای سنا دوچندان شده است. وقتی دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی خودش از «توافق عمدتاً مذاکره‌شده» برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز خبر داد، سناتورهایی مثل تد کروز، لیندسی گراهام، راجر ویکر و تام تیلیس، که خود از نزدیک‌ترین یاران سیاسی دونالد ترامپ به شمار می‌روند، علناً به میدان آمدند و هشدار دادند که این چارچوب ممکن است به تکرار همان اشتباهات برجام باراک اوباما منجر شود و دستاوردهای نظامی پرهزینه چند ماه اخیر را بر باد دهد.

این شکاف، ناگهانی به نظر نمی‌رسد چرا که پس از حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل به تأسیسات ایران که منجر به تشدید درگیری‌ها شد، واشنگتن وارد فاز نظامی شد. ایران هم با محدود کردن تردد در تنگه هرمز، پاسخ داد. قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار رسید، اقتصاد جهانی تکان خورد و ایران تحت فشار محاصره دریایی قرار گرفت. حالا، با فرسایش جنگ، فشارهای اقتصادی و هزینه‌های سیاسی، ترامپ به سمت دیپلماسی چرخیده است. حلقه نزدیک به او، از جمله برخی مشاوران و وزیر خارجه مارکو روبیو، بر لزوم پایان سریع درگیری برای کاهش قیمت انرژی و آرامش بازارها تأکید دارند. اما سناتورهای دیگر، معتقدند این لحظه، فرصت طلایی برای تحمیل شرایط سخت‌تر مانند خلع کامل غنی‌سازی، محدود کردن برنامه موشکی و قطع حمایت از گروه‌های نیابتی بوده و نباید آن را با یک توافق موقت هدر داد.

برای ایران، این تحولات داخلی آمریکا، دو لبه تیز دارد. هرگونه توافق که به کاهش نسبی تحریم‌ها، بازگشایی مسیرهای تجاری و آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده منجر شود، می‌تواند تنفسی حیاتی برای اقتصاد تحت فشار فراهم کند. صادرات نفت، دسترسی به فناوری و ثبات ریال، همه به این پنجره بستگی دارد. اما اگر این توافق به دلیل شکاف‌های عمیق درون حزب حاکم آمریکا شکننده بماند، تهران ممکن است با ابهام بیشتری روبرو شود و مجبور به محاسبات پیچیده‌تری شود. این در حالی است که اندیشکده‌هایی مانند شورای روابط خارجی، این وضعیت را فرصتی برای «بازسازی تعادل منطقه‌ای» توصیف می‌کنند، در حالی که موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک و مراکز فکری نزدیک به اسرائیل، آن را «کابوس امنیتی» برای تل‌آویو می‌دانند.

از منظر اقتصادی نیز، این شکاف داخلی جمهوری‌خواهان مستقیماً بر انتظارات بازارها، جریان سرمایه و ثبات قیمت انرژی تأثیر می‌گذارد. برای درک بهتر، باید به سه روند اصلی توجه کنیم.

  1. وابستگی ساختاری اقتصاد ایران به صادرات نفت و گاز که طبق آمار بانک جهانی و گزارش‌های موسسه بین‌المللی مطالعات صلح استکهلم (SIPRI)، بیش از ۴۰ درصد درآمدهای دولتی ایران همچنان از نفت و گاز تأمین می‌شود و هرگونه توافق ناپایدار به دلیل اختلافات داخلی آمریکا، سرمایه‌گذاران چینی، هندی و حتی اروپایی را محتاط نگه می‌دارد و مانع بازگشت سریع سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت می‌شود.
  2. پتانسیل کاهش تحریم‌ها است. تخمین‌ها از آزادسازی ۲۵ تا ۵۰ میلیارد دلار دارایی مسدودشده سخن می‌گویند که اگر محقق شود، می‌تواند واردات دارو، قطعات صنعتی و کالاهای اساسی را تسهیل کند و فشار بر بودجه دولت را کاهش دهد.
  3. ریسک بی‌ثباتی ارزی و تورم است که اگر سناتورهای منتقد موفق به تأخیر یا تغییر توافق شوند، ریال دوباره تحت فشار قرار گرفته و تورم کالاهای وارداتی تشدید می‌شود.

در برآیند نهایی، این شکاف می‌تواند در واقع یک «اثر تعدیل‌کننده» مثبت داشته باشد و ترامپ را وادار می‌کند تا برای جلب حمایت حزب، شرایط سخت‌تری در نظر بگیرد که در بلندمدت برای ایران قابل پیش‌بینی‌تر و شاید پایدارتر باشد. اندیشکده کارنگی و بروکینگز بارها تأکید کرده‌اند که بدون تنوع واقعی اقتصادی، در بخش‌هایی مانند پتروشیمی پیشرفته، کشاورزی مدرن و فناوری، اثر هرگونه کاهش تحریم‌ها موقتی خواهد ماند.

در این میان، گزارش موسسه واشنگتن برای خاور نزدیک تأکید دارد که اگر توافق شامل مکانیسم‌های معتبر برای بازگشایی کامل هرمز باشد، ایران می‌تواند در کوتاه‌مدت درآمدهای ازدست‌رفته را جبران کند، اما فشار لابی‌های نزدیک به اسرائیل ممکن است چنین توافقی را مشروط به پیشرفت در مسائل هسته‌ای کند.

از زاویه سیاسی نیز، این شکاف بازتاب خستگی متقابل از جنگ و تفاوت‌های عمیق دیدگاه‌ها درون حزب جمهوری‌خواه است. سناتورهایی مانند گراهام و کروز که سال‌ها پرچمدار «فشار حداکثری» بوده‌اند، حالا نگرانند که توافق، ایران را بدون خلا واقعی قدرت رها کند. ترامپ اما، با توجه به پایگاه انتخاباتی و وعده‌هایش برای «توافق‌های خوب»، به دنبال یک پیروزی سریع و قابل ارائه به رأی‌دهندگان است.

در همین راستا تد کروز در توییتر نوشته «عمیقاً نگران آنچه درباره یک 'توافق' با ایران می‌شنوم هستم که توسط برخی صداها در دولت می‌شود... اگر نتیجه این باشد که رژیم اسلام‌گرا میلیاردها دلار بگیرد، غنی‌سازی کند و کنترل مؤثر بر هرمز داشته باشد، آنگاه یک اشتباه فاجعه‌بار است.»

لیندزی گراهام هم هشدار داده «اگر توافقی زده شود چون تصور می‌شود هرمز از تروریسم ایران قابل حفاظت نیست، ایران به عنوان نیروی غالب دیده خواهد شد که نیازمند راه‌حل دیپلماتیک است. این کابوس برای اسرائیل است.»

در مجموع، این شکاف دیپلماسی را پیچیده‌تر می‌کند اما همزمان ایران را در موقعیت چانه‌زنی بهتری قرار می‌دهد، به شرطی که تهران بتواند با روشی هوشمندانه از اختلافات بهره ببرد اما این اختلاف داخلی آمریکا می‌تواند ایران را از انزوای کامل نجات دهد و فضای مانور بیشتری بدهد، اما همزمان ریسک تشدید تنش‌های منطقه‌ای را افزایش می‌دهد.

۲۱۳

منبع خبر: خبرآنلاین