محمد فاضلی و تبیین چگونگی رهایی ایران از دکترین «صلح مسلح» / چرخدندههای خشونت متقابل، ایران مدرن را به مسلخ کشاند
روایت واقعبینانه از یک قرن خونریزی کارگزاران و باندها؛ آیا کلید خروج ایران از انسداد سیاسی، رمزگشایی از دکترین «صلح مسلح» است؟
فاضلی در ادامه به پیامدهای متغیرهای مطرح شده اشاره می کند که میتوان آن را «صلح مسلح» نامید. بر اساس گفتار محمد فاضلی در این گفت و گو، پدیدارشناسی این وضعیت دلالت بر سه گزاره کلیدی دارد: ابتدا حاکمان بر اساس منطق قدرت این امکان را دارند که خون مردمان را بریزند. دو باندهای قدرت و جریانات سیاسی در ساختار موازنه منفی، همواره حاضر هستند خون یکدیگر را بریزند. و سوم دادههای تاریخی نشان میدهند که هر چقدر از عصر قاجار به سمت دوران معاصر جلوتر آمدهایم، این وضعیت نهتنها تعدیل نشده، بلکه حادتر و بدتر شده است. از این رو، مسئله بنیادین ایران، مسئله «خشونت و قدرت» است.
مسئله حیاتی و مبرم ایرانِ امروز، یافتن راهکاری عقلانی و ساختاری برای بیرون آمدن از این منازعه فرساینده و پایان دادن به دکترین «صلح مسلح» است؛ صلح مسلحی که اکنون از یک پیشینه و تاریخ ۱۳۰ ساله برخوردار است و تداوم آن مخاطرات استراتژیک به همراه خواهد داشت.